ادبیات یارانه ای یا مدیون نمایی مردم اقتصادی

ادبیات یارانه ای یا مدیون نمایی مردم

  بزرگنمايي:

فصل تجارت - علی پاکزاد
" 45 میلیارد دلار یارانه پنهان را به ثروتمندان و پرمصرف های جامعه می پردازیم". این عبارت را دکتر غلامرضا مصباحی مقدم در یک برنامه تلویزیونی بیان کرده است، و با این عبارت می توان اطمینان داشت تمامی جناحها فارغ از تقابل هایی که در عرصه سیاست دارند به یک گفتمان واحد در حیطه اقتصاد رسیده اند، همان گفتمانی که در نتیجه آن اصلاحات اقتصادی طی سه دهه گذشته به مسیری غلط کشیده شد.
یارانه پنهان و ارقام نجومی آن توسط همان تفکر اقتصادی در کشور ترویج شد که در دهه هفتاد به دنبال تعدیل رفت، در دهه هشتاد هدفمندی را دنبال کرد و در دولت روحانی همچنان به دنبال واقعی سازی نرخ ارز بود و این هرسه هم به بحران منتهی شد.
آنچه در ادبیات این گروه به عنوان یارانه پنهان از آن یاد می شود در واقع هزینه فرصتی است که از محل عدم صادرات حاملهای انرژی برآورد می شود و ارتباطی به یارانه ها که یک نوع پرداخت انتقالی است ندارد. یکی از حاملهای انرژی که سهم بالایی در یارانه ادعایی ایشان دارد گاز است، زمانی که ایران توان صادرات گاز تولیدی اش کمتر از یک دهم کل تولیدش است چطور می تواند مدعی باشد، به خاطر آنکه قیمت جهانی گاز بالاتر از فروش داخلی است به مردم یارانه می دهد؟!
از سوی دیگر آنچه به عنوان اتلاف سوخت هایی مانند گازوئیل و بنزین به مردم نسبت داده می شود چند درصدش مربوط به مردم است و چند درصدش به صنعت خودروسازی باز می گردد که چهل سال گذشته تمام مدیران عامل آنها توسط دولت تعیین شده و هنوز خودروهای که تولید می کند بالاترین میزان مصرف را نسبت به استاندارهای جهانی دارد؟، در این شرایط به نظر شما مردم مقصر اتلاف انرژی (یا آنچه دوستان مدعی هستند یعنی یارانه پنهان) هستند؟!
جناح سیاسی که در مجلس هفتم با طرح تثبیت قیمت ها زمینه ایجاد فاصله جدی بین قیمت حاملهای انرژی و قیمت ها جهانی را فراهم کرد تا چند سال بعد توجیهی برای اجرای قانون هدفمندی فراهم شود، چرا هیچگاه حاضر نیست به اشتباه خود اعتراف کند ؟!
آنچه در این سه دهه به عنوان مبنای محاسبه یارانه پنهان مورد استناد قرار می گیرد، نرخ ارز است.نرخی که با تضعیف پول ملی بالا می رود. در این سالها که با سیاستهای غلط دولتها و جناحهای سیاسی هر ساله شاهد کاهش ارزش پول ملی بودیم، آیا مردم نقشی در این اتفاقات داشتند که امروز آنها را متهم می کنید که 45 میلیارد دلار یارانه پنهان را اتلاف می کنند؟!
اینجا یک واقعیت وجود دارد که متاسفانه هیچ یک از صاحبنظران نزدیک به جناحهای مختلف سیاسی به آن معترف نیستند و آنهم ادبیات غلطی است که برای توجیه اشتباهات و ناتوانی های خود به آن پناه می برند و در آن یک مقصر دائمی می تراشند: "مردم".
مردمی که اسراف کارند و منابع ارزانی که دولت در اختیارشان قرار می دهد! را اتلاف می کنند. ولی کسانی که با این ادبیات با مردم سخن می گویند هیچگاه حاضر به اعتراف نیستند که چرا شبکه های آب و برق چرا باید آنقدر فرسوده شود که اتلافش از سربار مصرف فراتر رود؟ یا چرا خودروسازها به رغم در اختیار داشتن یک بازار کامل و بی رقیب جدی، هنوز نتوانسته اند خود را به استاندارهای مناسب کیفی برسانند و مصرف سوخت تولیداتشان همچنان با استاندارهای یکی دو دهه قبل مطابقت می کند؟ و در نهایت چرا با منت گذاشتن بر سر مردم تلاش می کنیم این ناکارآمدی ها را به دوششان سوار کرده و آنها را مدیون لطف دولت ها نشان دهیم؟!
تا این ادبیات در میان مدیران اصلاح نشود مردم هم به سیاستهای اقتصادی که ایشان اتخاذ می کنند، اعتماد نخواهند کرد و پافشاری بر ادبیات یارانه ای و مدیون نمایی مردم تنها مدیران را از شاکله مردم دور می کند.



ارسال نظر شما

Protected by FormShield

فصل تجارت سایت خبری تحلیلی اقتصاد

آگهی ها

  • بانک سینا
  • بانک گردشگری
  • تعرفه آگهی های فصل تجارت
  • بانک سپه
  • بانک آینده
  • نسخه سریع و مونیتورینگ فصل تجارت
  • باشگاه نخبگان، خبرنگان و کارآفرینان
  • آگهی و تبلیغات در فصل تجارت