نگران کاهش صادرات به چین نیستم اقتصادی

نگران کاهش صادرات به چین نیستم

  بزرگنمايي:

فصل تجارت - اگرچه آمارهای صادرات ایران در هفت ماه منتهی به مهر امسال نشان می‌‌‌‌‌‌‌دهد که چین پس از مدت‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ در رده دوم مقاصد صادراتی قرار گرفته است و فعالان اقتصادی را در مورد از دست دادن بازار چین نگران کرده است، اما فریدون وردی‌نژاد، سفیر اسبق ایران در چین، اعتقاد دارد که این افت و خیزها، مقطعی است و پایدار نیست. چراکه ایران برای چین، کشوری حائز اهمیت است و این کشور برای تحقق اهداف بلندمدت خود به ایران نیاز دارد.
گفت وگو از بمانجان ندیمی روابط ایران و چین همواره روابط دوطرفه بوده که سود آن هم به ایران رسیده و هم به چین. ایرانی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ در چه زمینه‌ای توانسته‌اند همکاری‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی مثبتی با چینی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ داشته باشند؟
اقتصاد ایران و چین، بعد از انقلاب و پس از یک دوره فترت، معمولا مکمل هم بودند. در دوران جنگ و بعد از آن در دوره سازندگی و حتی در سال‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی اخیر این دو کشور همراه هم بوده‌اند. سه دوره روابط اقتصادی میان ایران و چین را می‌‌‌‌‌‌‌توانیم نام ببریم. یک دوره عادی خرید و فروش به عنوان مشتری و بازار، یک دوره همکاری‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی پروژه‌ای و فاینانس و دوره سوم که دوره بهتری خواهد بود ولی هنوز تحقق پیدا نکرده، دوره سرمایه‌گذاری مشترک و در هم تنیده شدن اقتصاد و امنیت دو کشور است. امروز که با هم صحبت می‌‌‌‌‌‌‌کنیم، علی‌رغم همه مشکلات و مسائلی که وجود دارد، همکاری ایران و چین به مرحله دوم اقتصادی، یعنی همکاری‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی پروژه‌ای و تکنولوژیک رسیده است. به این معنا که امروز در عرصه خودروسازی، مترو، نیروگاه، نساجی، کالاهای خانگی و صنعت سبک، همکاری ایران و چین خیلی گسترده است. به تعبیر دیگر، می‌‌‌‌‌‌‌توان گفت بخشی از تکنولوژی و فناوری جاری کشور از شکل قبلی به شکل چینی آن تغییر کرده است. بنابراین، دو کشور ناچار از همکاری با هم هستند.
به نظر می‌‌‌‌‌‌‌رسد چینی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ می‌‌‌‌‌‌‌توانند نیازهای خود را از طریق کشورهای دیگر دریافت کنند و نیازی به ایران ندارند. نظر شما در این موردچیست؟
درست است؛ ما تامین‌کننده قطعی و انحصاری نیازمندی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی چین نیستیم و بازارهای مختلفی برای چین وجود دارد و این کشور سرمایه‌گذاری‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی زیادی در کشورهای مختلف داشته است. برای مثال، در برخی کشورهای امریکای لاتین و افریقایی و حتی در برخی کشورهای خلیج فارس وارد سرمایه‌گذاری و تامین و تضمین نیازمندی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی خود شده‌اند. اما چینی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ همواره با ایران همکاری خواهند کرد و اگر در دوره‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌یی پستی و بلندی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌یی رخ دهد و مشکلات مقطعی پیش آید، از آنها عبور خواهند کرد.
با توجه به آمارهای صادرات هفت‌ماهه نخست امسال، به نظر می‌‌‌‌‌‌‌رسد نیاز چین به کالاهای ایرانی کاهش یافته است. پس چرا تصور می‌‌‌‌‌‌‌شود که چینی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ همچنان به رابطه با ایران ادامه می‌‌‌‌‌‌‌دهند؟
به این دلیل که اولا چینی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ در غرب آسیا یا خاورمیانه کشور مستقل قابل تکیه، از نظر امنیتی و اقتصادی، جز جمهوری اسلامی ایران نمی‌شناسند. راهبرد بلندمدت چینی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ایجاد یک هویت نوین آسیایی است و نماینده غرب آسیا در جامعه نوین آسیایی از دید چینی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ایران است. بنابراین یک مقوله، همکاری هویت نوین آسیایی است. دوم، طرح چینی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ برای گسترش وضعیت سیاسی و اقتصادی در دنیا است که در قالب «یک پهنه، یک راه» ایجاد می‌‌‌‌‌‌‌شود و معروف به کمربند جاده نوین ابریشم است. در این طرح، چینی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ نیازمند این هستند که یک کلاف دریایی و زمینی از گاز، نفت، نیروگاه، ریل، جاده و امکانات اقتصادی مرتبط به هم ایجاد کنند تا بتوانند کالاهای خود را به اروپا برسانند و نیازمندی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی خود را از طریق اروپا، آسیا و افریقا تامین کنند. جاده ابریشم بدون درنظر گرفتن موقعیت ترانزیتی ایران، غیراقتصادی خواهد بود. چینی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ناچار به همکاری با ایران به عنوان عنصر اصلی و تعیین‌کننده در جاده نوین ابریشم یا همان «یک پهنه، یک راه» خواهند بود. زیرا موقعیت ژئواکونومیک و ژئواستراتژیک ایران، جایگاه ژئوپلیتیکی هم به ایران می‌‌‌‌‌‌‌دهد و این خاک که در اصل نقطه تلاقی سه قاره افریقا، اروپا و آسیا است، قابل چشم‌پوشی و اجتناب نیست. لذا از همکاری‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی آینده اقتصادی میان ایران و چین نگرانی نداریم. اما همکاری اقتصادی را باید تصمیمات سیاسی و دیدگاه‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی راهبردی حمایت کند. دیدگاه‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی اقتصادی و راهبردی که باید این پروژه اقتصادی را حمایت کند، از دید چینی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ هویت نوین آسیایی است و از دید ایران، نگاه به شرق است. بنابراین یک تلاقی هم بین دیدگاه‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی بلندمدت دو کشور وجود خواهد داشت. بنابراین، نباید نگران این باشیم که با فشارهایی از سوی امریکایی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ که بر چین وارد می‌‌‌‌‌‌‌شود، روابط ایران و چین دچار ناملایمات شود. امریکایی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ به عنوان رقیب استراتژیک چینی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ معرفی می‌‌‌‌‌‌‌شوند و می‌‌‌‌‌‌‌خواهند چین را وارد دو بازی، جنگ تعرفه‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ برای ضربه زدن به اقتصاد چین و یوان و وارد کردن چینی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ به مسائل سیاسی پیچیده به طور نابالغ، کنند. چینی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ آمادگی و پیچیدگی لازم را برای ورود به مسائل اساسی و استراتژیک و سیاسی دنیا ندارند. امریکا می‌‌‌‌‌‌‌خواهد چین را وارد مسائل سیاسی کند که میزان خطاها از سوی چینی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ افزایش پیدا کند تا موجب مشکل استراتژیک برای چین شود. از نظر اقتصادی هم می‌‌‌‌‌‌‌خواهند چینی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ را وادار به جنگ تعرفه‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ کنند و صادرات چین را کنترل کنند. همان کاری که در دهه‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی گذشته با ژاپن انجام دادند. سعی کردند با افزایش ارزش ین ژاپن، اقتصاد آن را تحت کنترل داشته باشند و صادرات آن را کاهش دهند. همین کار را با یوان چین می‌‌‌‌‌‌‌کنند. اما یوان عملا از این دام خارج شده و وارد سبد ارز جهانی شده است. بنابراین من نگران نیستم که در مقطعی صادرات ما به چین کاهش پیدا کند.
گفته می‌‌‌‌‌‌‌شود که بازار امروز چین با بازار سال‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی گذشته متفاوت است. برای اینکه ایران بتواند در این بازار حرفی برای گفتن داشته باشد باید چه‌کار کند؟
دقیقا همین‌طور است. بازار چین لوکس‌تر شده، کشش بهتری پیدا کرده و شهری‌تر شده و بیش از گذشته به کیفیت توجه دارد. رقبای دیگری در کنار ایران وارد بازار پرکشش چین شده‌اند. به همین دلیل اگر ما می‌‌‌‌‌‌‌خواهیم در این بازار موفق باشیم، باید در جهت انعطاف، کیفیت، بسته‌بندی، زیبایی محصولات تولیدی و همچنین راحتی دسترسی این محصولات، تامین و نگهداری و تامین پس از فروش کار جدی‌تری انجام دهیم. همچنین به سمتی برویم که برخی صنایع را با چینی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ به صورت مشترک ایجاد کنیم و به جای فروش کالا و محصول با چینی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ به سمت تولیدات مشترک صنعتی در عرصه‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌یی مانند خودروهای همگانی و جمعی مانند اتوبوس، مینی‌بوس و ون، برویم و کاری کنیم که بتوانیم تولیدات مشترک داشته باشیم که هم به دنبال بازارهای سوم، غیر از بازار چین و ایران باشیم و بتوانیم در صادرات فعالیت کنیم و هم از نظر کیفیت، طراحی و بازاریابی بتوانیم با چینی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ کار مشترک انجام دهیم. در ضمن، در این صورت محصولاتی که تولید می‌‌‌‌‌‌‌شود، با ذائقه چینی و نوع اخلاقیات مصرفی چینی به دلیل حضور چینی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ در فرایند تولید هم‌راستا خواهد بود. بنابراین می‌‌‌‌‌‌‌توانیم دسترسی بهتری به آن بازار نیز پیدا کنیم. به تعبیر دیگر می‌‌‌‌‌‌‌خواهم بگویم که ما نباید بازار چین را تاکتیکی نگاه کنیم، بلکه باید به صورت راهبردی به این بازار فکر کنیم و از روش‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی قدیمی بازاری خارج شویم و وارد تعاملات مدرن و تولیدات مشترک با چینی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ شویم.
تجار مطرح می‌‌‌‌‌‌‌کنند که در دوره قبلی تحریم‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ چین نقش مهمی در اقتصاد ایران داشت. اما به نظر می‌‌‌‌‌‌‌رسد که در دور جدید تحریم‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ وضعیت این‌گونه نخواهد بود و این کشور مانند گذشته با ما همکاری نخواهد داشت. حتی اخیرا اعلام شد که یکی از بانک‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی مهم چین روابط خود را با ایران قطع کرد. همه اینها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ باعث می‌‌‌‌‌‌‌شود که تجار ما نگران از دست دادن این بازار باشند. نظر شما در این مورد چیست؟
در دوره تحریم‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی گذشته، برخی از کشورها مانند امارات متحده عربی، دوبی و تا حدی ترکیه ممکن بود برای ما مقاصد صادرات مجدد محسوب شوند. یعنی کالای ما به آنجا برود و بعد با تغییرات و شرایطی از آنجا به بازارهای دیگر رود. اما بازارهای شرق آسیا مانند چین، ژاپن و کره بازارهای مصرف ما بودند، نه صادرات مجدد. در برخی از این کشورها در طی سال‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی گذشته، به دلیل نیازهای متقابل به کالاهای کشورهای مقصد، معاملات به صورت تهاتری انجام می‌‌‌‌‌‌‌شد. برخی معاملات تجاری ما در آسیای جنوب شرقی و شرق آسیا به صورت تهاتری و اعتباری و فاینانسی انجام می‌‌‌‌‌‌‌شده، به این معنا که در قبال بخشی از صادرات ارز دریافت می‌‌‌‌‌‌‌کردیم، بخشی کالا دریافت می‌‌‌‌‌‌‌کردیم، بخشی از آن موجودی و اعتبار ما به عنوان اعتبار پروژه‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی ما محسوب می‌‌‌‌‌‌‌شد که یا به صورت نفت و یا به صورت پول نقد ذخیره می‌‌‌‌‌‌‌شد. این پشتوانه فاینانس پروژه‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی کشور ما در ایران بود که این کار را چینی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و کره‌ای‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ برای ما انجام می‌‌‌‌‌‌‌دادند. امروزه سلسله مشکلاتی، به دو دلیل به وجود آمده است. همه مشکلات به دلیل تحریم‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ نیست. بخشی از مشکلات به دلیل تحریم‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ست و بخش دیگری به دلیل تغییر شرایط بین‌المللی و پیوستن چین به مدار اقتصادی جهانی است. برای مثال پیوستن به WTO و FATF و یکپارچه کردن بخش گمرکی، صادراتی، بیمه‌ای و سرمایه‌گذاری چین است. این مسائل، مشکلاتی برای صادرات و واردات و تامین مالی ما ایجاد کرده است. کارهایی که ممکن بود ما در گذشته انجام دهیم، ممکن است دیگر در بانک‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی چین امکان‌پذیر نباشد. این دلیل سیاسی ندارد و تصمیم چینی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ علیه ایران یا همراهی چینی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ با تحریم‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی امریکا نیست. بلکه دلایل تکنیکی و عملیاتی دارد. برای مثال بانک‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی چینی به دلیل تعاملات جهانی، نگران تحریم‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی امریکا هستند. علاوه بر آن سلسله قوانین، مقررات، ضوابط و لوایحی دارند که آنها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ را برای مثال به FATF و کنوانسیون‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی مالی، بانکی و بیمه‌ای جهانی متعهد می‌‌‌‌‌‌‌کند و برای رعایت آنها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ مجبورند سلسله محدودیت‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌یی برای بسیاری از کشورها از جمله ایران بگذارند. بنابراین، تاجر ما احساس می‌‌‌‌‌‌‌کند که چینی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ با او برخورد می‌‌‌‌‌‌‌کنند یا محدودیت‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی اضافه برایش می‌‌‌‌‌‌‌گذارند. اما واقعیت این است که چینی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ به دلیل کنوانسیون‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ فشار بین‌المللی دارند و به دلیل اصلاحات بیمه‌ای، صادراتی و گمرکی که برای جلوگیری از خروج ارز و مقابله با فساد و هماهنگی با چارچوب‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی بین‌المللی دارند، این شرایط را ایجاد کرده‌اند. از طرف دیگر به دلیل فشارهایی که امریکایی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ به آنها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ وارد می‌‌‌‌‌‌‌کنند و تعاملاتی که بانک‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و موسسات و برخی شرکت‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی چینی با امریکایی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ دارند، ممکن است برخی تصمیم بگیرند با ایران کار کنند و برخی تصمیم بگیرند با امریکایی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ کار کنند. البته با فشار کشورهایی از جمله چین، امریکا سلسله معافیت‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌یی هم برای خرید نفت یا وارد کردن کالاهایی از ایران برای برخی از کشورها از جمله چین در نظر گرفته است. بنابراین، چینی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ تصمیمی ضد و علیه ایران با همراهی و حضور در اردوگاه آمریکایی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ اتخاذ نکرده اند. بلکه سلسله ای از واقعیت‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، کنوانسیون‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و اصلاحاتی که در داخل کشور ایجاد می‌‌‌‌‌‌‌کنند، موجب این وضعیت شده است. چین نیز مانند اروپایی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ که به دنبال راهی برای تداوم همکاری با ایران هستند و می‌‌‌‌‌‌‌خواهند مسیر جدیدی را برای ارتباطات اقتصادی ایجاد کنند، حتما در قالب همکاری‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی ایران با روسیه و اروپا قرار می‌‌‌‌‌‌‌گیرد و رابطه اعتباری، بانکی، بیمه‌ای و پشتیبانی سرمایه‌گذاری با ما برقرار می‌‌‌‌‌‌‌کند. یا بانک جدید چینی برای همکاری با ایران تعریف می‌‌‌‌‌‌‌شود یا در قالب همان بسته اروپایی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ خواهد بود که قرار است ایجاد شود و معاملات ما در آن قالب و چارچوب انجام شود.
به نظر شما اگر ما بازار چین را از دست دهیم، جایگزینی در بین شرکای تجاری خود با همان ویژگی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ داریم؟
بله. در دنیای امروز، تنوع بازار، تنوع تولید و رقابت و مزیت‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی رقابتی خیلی بالا است. ایران دارای مزیت‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی رقابتی بسیار بالایی به ویژه در محصولات پتروشیمی، فولاد و محصولاتی که پایه آنها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ مصرف انرژی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی فسیلی به شمار می‌‌‌‌‌‌‌رود، است. بنابراین هم در آسیا و هم در افریقا و مهم‌تر از آن در امریکای لاتین و اروپا، جایگزین‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی زیادی داریم. برای مثال، هند یک بازار بسیار پرکشش، و رو به رشد و توسعه است. برزیل، افریقای جنوبی، آرژانتین، کره جنوبی، مالزی، اندونزی و کشورهای دیگری وجود دارند که در قالب رشد و توسعه‌ای که دارند، نیازمند همکاری با کشورهایی مانند ایران هستند. درضمن، چین هم در شرایطی نیست که بازارش را به روی ایران ببندد یا شرایط را سخت کند. به دلیل همان نکته‌ای که اول گفت‌وگو عرض کردم که اقتصاد دو کشور، یعنی ایران و چین، مکمل همدیگر است، بهتر است این‌دو اقتصاد با هم همکاری کنند‌. باید این همکاری روز به روز متنوع‌تر شود و تنها بر پایه خرید و فروش نباشد. بلکه، باید پروژه‌ای و سرمایه‌گذاری مشترک و تکنولوژی درهم‌آمیخته و بلندمدت باشد. این در قالب جاده ابریشم، همکاری اوراسیایی و هویت نوین آسیایی عملی است و ما نه بازار چین را از دست خواهیم داد و نه تکنولوژی و واردات آن را. به نظر من این همکاری ادامه خواهد داشت و این مشکلات موسمی به نظر من مانند گذر ابرها خواهد بود و معتقدم تحریم‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ هم یک دوره محدودی خواهد داشت و طولانی نخواهد بود. امریکایی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ هم در شرایطی نخواهند بود که بتوانند دوره تحریم‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ را علیه ما و هیچ کشور دیگری به صورت بلندمدت و سخت دنبال کنند. این مانند پیچ در جاده است که باید با درایت و توجه کامل و همه‌سونگری از این دوره محدود و گذار عبور کنیم و وارد جاده اقتصاد بین‌الملل شویم.



ارسال نظر شما

Protected by FormShield

فصل تجارت سایت خبری تحلیلی اقتصاد

آگهی ها

  • بانک سینا
  • بانک پارسیان
  • بانک اقتصادنوین
  • بانک توسعه و تعاون
  • بانک گردشگری