نهاد مدنی غایب اجتماعی گزارش

نهاد مدنی غایب اجتماعی

  بزرگنمايي:

فصل تجارت - در سال‌های اخیر شاهد ورود واژه سرمایه اجتماعی در گفتمان‌ها و اسناد علمی در قلمروهای جامعه‌شناسی، علوم اجتماعی، اقتصاد و اخیراً نیز علوم سیاسی بوده‌ایم. توجیه این تمرکز بر مقوله سرمایه اجتماعی مبتنی بر نقشی است که سرمایه اجتماعی در تولید و افزایش سرمایه‌های انسانی، اقتصادی و محیطی ایفا می‌کند.
سعید معیدفر/جامعه‌شناس/آینده نگر در دنیای معاصر دامنه کنش‌های اجتماعی از حد دوستان و آشنایان فراتر رفته و به تعامل با کنشگران ناآشنا تعمیم‌یافته است. علاوه بر این، در شرایط کنونی افراد ناچارند به اشخاصی که نمی‌شناسند و نهادها و سازمان‌های انتزاعی و یا به ساختارهای غیرشخصی اعتماد کنند. به همین دلیل اعتماد انتزاعی و تعمیم‌یافته در جامعه جدید به‌طور خاص اهمیت پیداکرده است؛ اما در جوامع درحال‌توسعه، به‌ویژه ایران، مشکلاتی در این زمینه وجود دارد. دایره اعتماد در این جوامع هنوز در محدوده اقوام و خویشان و دوستان و آشنایان خلاصه می‌شود.
اعتماد عمومی یا اعتماد اجتماعی به‌عنوان یک محور اگرچه ذیل سرمایه اجتماعی قرار می‌گیرد درعین‌حال خودش هم به چند تا زیرگروه تقسیم می‌شود که این زیرگروه‌ها عبارت‌اند از: اعتماد بنیادی، اعتماد تعمیم‌یافته و اعتماد نهادی. این سه نوع اعتماد از هم قابل‌تمییز هستند. مسئله اصلی در ایران امروز وضعیت شاخص اعتماد اجتماعی یا اعتماد تعمیم‌یافته است. البته اعتمادهای دیگر وضعیت‌اش خیلی بد نیست مثل اعتماد به خانواده، اعتماد به خویشاوندان و دوستان و غیره؛ یعنی اینها وضعیتش قابل‌قبول است و حتی بعضی‌ها می‌گویند بیش‌ازحد لازم است. ولی آن چیزی که بیشتر مشکل‌زا هست اعتماد تعمیم‌یافته است. اهمیت اعتماد تعمیم‌یافته در این است که در دنیای مدرن که ما هویتمان از شکل‌های سنتی که حالت قومی و قبیله‌ای و طایفه‌ای و خویشاوندی بوده وارد نوع هویت‌های مدرن شده است و آن مقیاس‌ها بزرگ‌تر است؛ یعنی بااین‌حال که ما با یک نوع سستی و زوال نسبت به اعتمادهای پیشین روبرو هستیم نسبت به قوم و طایفه کم‌توجه شده‌ایم یا با گسست روبروییم اما از طرف دیگر با جامعه و شهروندانی سروکار داریم که موقعیت اعتماد در آن خوب نیست؛ درحالی‌که اگر در این جایگاه هم وضع اعتماد خوب باشد این جامعه می‌تواند کارآمد خوانده شود. این در همه حوزه‌های اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و اجتماعی قابل‌تعمیم است. مثلاً اعتمادی که من می‌توانم به همسایه‌ام داشته باشم یا اعتمادی که من می‌توانم به بقیه شهروندانی که در یک شهر با آنها زندگی می‌کنم داشته باشم یا اعتمادی که به‌عنوان یک عضو در درون یک سازمان با اعضای دیگر سازمان می‌توانم داشته باشم. به‌هرحال اساساً آنجایی که روابط سببی یا نسبی پیشین که محور اعتماد بودند، غایب هستند؛ اما یک نسبت دیگر در جامعه امروزی به وجود آمده و آن یکجا زندگی کردن شهروندان در شهر و جامعه بزرگ‌تر از روستا است. این‌ها چیزهایی است که گفته می‌شود در دنیای امروز ضروری است چنین اعتمادی منسجم بین شهروندان و حاکمیت شکل‌گرفته باشد. ولی متاسفانه بحث به امروز و دیروز مربوط نیست و ما با ورود به دنیای مدرن نتوانستیم هنوز در بهترین وضعیت اعتماد تعمیم‌یافته قرار بگیریم و این شاخص را بالا ببریم. به‌عبارت‌دیگر درست است که ما ساکن شهر و ساکن ایران‌زمین هستیم و ابعاد هویتی ما گسترش‌یافته اما متاسفانه هنوز ما همدیگر را زمانی که نمی‌شناسیم یا همدیگر را خیلی قبول نداریم، به هم اعتماد نمی‌کنیم. البته تمایلات همکاری جویانه ما در جایی که همدیگر را می‌شناسیم خوب و قابل‌قبول است ولی در جایی که هم دیگر را نمی‌شناسم و با افراد تشکیل یک شهر یا تشکیل یک جامعه را می‌دهیم مشکل اعتماد وجود دارد.
یعنی مثلاً همین الان شما می‌خواهید برای درمان یک بیماری پیش دکتر بروید؛ دائم باید از این آشنا و از آن آشنا و از آن یکی دوست بپرسید که فلانی تو یک پزشکی را به من معرفی کن. این یعنی چه؟ یعنی که شما حتی اگر می‌خواهی پیش یک پزشک بروی، اساساً تابلوی آن پزشک که مورد تأیید وزارت بهداشت قرار گرفته را مهم نمی‌دانی و در نظر مهم آن کسانی هستند که دوستانت معرفی می‌کنند؛ یعنی به عبارتی رابطه ما حتی با یک پزشکی که می‌خواهد بیمار را معالجه کند از جهت آن تابلوش نیست، بلکه باید یکی دیگر او را تأیید کند که ما قبولشان داریم... به همین دلیل هست که الان در ایران مطب بعضی از پزشک‌ها شلوغ است. این هم به آن معنا نیست که او خیلی پزشک خوبی است ولی مطب بسیاری از پزشکان که ممکن هم هست خیلی توانایی خوبی داشته باشند خلوت است. این نشان‌دهنده این است که اساساً معضل ما که مسئله امروز و دیروز هم نیست کاهش اعتماد عمومی به‌عنوان سرمایه اجتماعی است؛ بنابراین وضعیت اعتماد اجتماعی یا اعتماد تعمیم‌یافته در جامعه ما دهه‌هاست که در سنجش‌ها وضعیت خوبی ندارد. حالا دلیلش چیست؟
در سال‌های اخیر شاهد ورود واژه سرمایه اجتماعی در گفتمان‌ها و اسناد علمی در قلمروهای جامعه‌شناسی، علوم اجتماعی، اقتصاد و اخیراً نیز علوم سیاسی بوده‌ایم. توجیه این تمرکز بر مقوله سرمایه اجتماعی مبتنی بر نقشی است که سرمایه اجتماعی در تولید و افزایش سرمایه‌های انسانی، اقتصادی و محیطی ایفا می‌کند. سرمایه اجتماعی به‌عنوان عاملی برای موفقیت در برنامه‌های رفاه اجتماعی از سلامت اجتماعی موردبحث قرار می‌گیرد و به همین دلیل نیز امروزه در بررسی و تدوین شاخص‌های اجتماعی و توسعه توسط سازمان‌های معتبر جهانی جایگاه خاصی را به خود اختصاص داده است؛ اما مدام از کاهش این سرمایه یا شاخص‌های آن می‌گویند. دلیل کاهش اعتماد عمومی این است که اگرچه امروز دولت داریم، نهادها یا سازمان‌های متعدد در مقیاس بزرگ جامعه و شهر داریم اما جنبه‌های صوری آن‌ها جلوه‌گر است. ولی جنبه‌های محتوایی‌شان هنوز در جامعه جا نیفتاده است. مثلاً اکثر این سازمان‌ها وزارت‌خانه‌ها و دستگاه‌ها را شما نگاه کنید. در آنجا هم شما وقتی یک کاری دارید باید یک آشنایی پیدا کنید. این یعنی چه؟ یعنی کلیت آن سازمان برای فرد مهم نیست.
فرد می‌خواهد از طریق آن آشنا و از طریق آن کسی که می‌شناسد خیال خود را راحت کند که فلان دستگاه مسئله‌اش را حل می‌کند یا مشکلی اگر داشته باشد رسیدگی می‌شود؛ یعنی خود تمام نهادهای این شهر بزرگ با کاهش اعتماد روبروست و اعتبار اینها به رسمیت شناخته‌نشده یا خیلی هنوز جا نیفتاده است. دلیلش هم این است که در شرایط امروزی ما به هر دلیلی نتوانستیم هویت‌های پیشین خودمان را انبساط بدهیم؛ یعنی مثلاً ما یک هویت تاریخی، قومی، قبیله‌ای، طایفه‌ای و خویشاوندی از گذشته داشتیم ولی این‌ها هنوز نتوانسته انبساط پیدا بکند و در مقیاس این جامعه بین دولت و شهر قرار بگیرند. این مسئله بی‌اعتمادی نسبت به دولت‌ها این را تقویت کرده است. از سوی دیگر در جوامعی مثل ما در جامعه، در شهر و در کشور آن کسانی که همه امور را تصدی‌گری می‌کنند، اساساً دولت‌ها هستند. دولت در مقیاس بزرگ نبض تمام امور شهروندی و سازمانی و قوم‌وخویشی و هنجاری و غیره را به‌دست گرفته و ازآنجایی‌که اعتماد به دولت و حکومت در ایران دائم در حال تغییر بوده، یا عموماً بی‌اعتمادی به دولت وجود داشته، اعتماد عمومی تضعیف‌شده است.
از طرفی دیگر در دنیای مدرن در کنار دولت، نهادهای مدنی هم باید پابه‌پای هم حرکت می‌کردند؛ یعنی مثلاً در جوامعی که اعتماد تعمیم‌یافته‌شان قابل‌قبول است در آن جوامع شما می‌بینید که در کنار دولت، نهادهای دیگر اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی هم دارند کار می‌کنند؛ یعنی خود دولت همه‌کاره نیست و خود مردم هم دور هم جمع شده‌اند و تشکیل اجتماع‌هایی را داده‌اند که مثل حزب در عرصه سیاسی تعیین‌کننده است و خیلی هم مهم است و یا انجمن‌ها و تشکل‌هایی که در حوزه اجتماعی کار می‌کنند. از امور خیریه بگیرید تا ابعاد دیگر. یا حتی در زمینه کنترل ناهنجاری‌ها و آسیب‌های اجتماعی، مردم در کنار هم انجمن‌ها و تشکل‌های قوی و نیرومند تشکیل داده‌اند و یا در همین حوزه اقتصادی دولت بخش‌های اندکی از فعالیت‌های اقتصادی را در اختیار دارد و در کنار آن بسیاری از نهادها و سازمان‌ها و شرکت‌ها هستند که شخصی و مدنی و غیردولتی هست. بنگاه‌هایی هستند که حتی ممکن است ظرفیتشان از مقیاس دولت هم بزرگ‌تر باشد و در این جوامع دارند فعالیت می‌کنند.
در جوامع مدرن برای اینکه بتوانند اعتماد تعمیم‌یافته را زیاد بکنند خود مردم ذی‌مدخل شدند و خود آنها آمدند داخل گود و احساس مسئولیت می‌کنند و کار می‌کنند و وظیفه به عهده گرفته‌اند و در کنار دولت تلاش می‌کنند. ولی متاسفانه در دوره مدرن تمام امور کشور ما در اختیار دولت قرارگرفته است. از حوزه سیاست تا حوزه فرهنگ و حوزه اجتماع و حوزه اقتصاد. در همه عرصه‌ها حرف اول و آخر را دولت می‌زند و به همین دلیل با توجه به آن بدبینی تاریخی که ما ایرانی‌ها به دولت و حکومت داشتیم، بی‌اعتمادی در عرصه‌هایی که در اختیار مردم نیست وجود دارد. این وضعیت در شرایطی باعث می‌شود اختیار و کنترل مردم نسبت به امور کمتر بشود و نتیجه آن جز افزایش بی‌اعتمادی نیست.
در دورهٔ دولت‌های هفتم و هشتم تا حدی دولت تلاش می‌کرد مداخله خودش را در عرصه‌های مختلف تقلیل بدهد و به نحوی مشارکت مردم را در همه عرصه‌ها بیشتر بکند. در همان دوره‌ها اعتماد عمومی یا اعتماد تعمیم‌یافته یا اجتماعی نسبت به امروز بیشتر بود. ولی از دولت نهم و دهم که به‌شدت دولت سیطره‌اش را در همه عرصه‌ها گسترش داد هرروز و هرروز آن اعتماد ضعیفی هم که وجود داشت ضعیف و ضعیف‌تر شد. به‌عبارتی‌دیگر این‌طور نیست که تازه وضعیت اعتماد عمومی یا اجتماعی در ایران وخیم شده باشد. خیر؛ ما با ورودی به دنیای مدرن با نوعی اعتماد کم در عرصه عمومی و اجتماعی روبرو بودیم؛ اما این اعتماد کم گاهی اوقات کمتر و بحرانی‌تر می‌شد؛ بنابراین اصل قضیه هست و در کنار آن هرروز وضعیت وخیم‌تر هم می‌شود. به همین دلیل مردم چون آن بی‌اعتمادی گسترده را نسبت به دولت‌ها داشتند، هرچقدر دولت‌ها در زندگی مردم «فعال مایشاء» شدند به همان میزان هم بی‌اعتمادی در جامعه گسترش پیداکرده است. هم بی‌اعتمادی نسبت به سازمان‌ها و نهادها بیشتر شده و هم بی‌اعتمادی به دولت‌ها.
پرسش این است چرا وقتی مردم به دولت بی‌اعتمادند به یکدیگر هم بی‌اعتماد می‌شوند؟ دلیلش این است که آنها بین هم هم‌پیوندی دارند یعنی فقط ایرانی و هم شهری بودن به لحاظ اسمی مهم نیست. باید دید که مردم چقدر با همدیگر همکاری دارند یا چقدر در امور این کشور مشارکت دارند؟ به میزانی که مشارکت و همکاری به‌صورت وسیع و در قالب نهادهای متعدد بیشتر بشود اعتماد هم به همدیگر بالاتر می‌رود و به میزانی شهروندان تهرانی یا شهروندان در امور شهری از سطح محله تا سطوح بالاتر همکاری نکنند اعتماد آنها هم کمتر می‌شود؟ وقتی‌که دولت‌ها و یا شهرداری‌ها در مقیاس دولتی هرروز همه اراده‌های مردم را برای انجام مشارکت و تکلیف نسبت به شهرشان کاهش می‌دهند و عملاً خودشان هرروز تصدی‌گری بیشتری دارند باید انتظار کاهش اعتماد عمومی را داشت. مردم چون با همدیگر همکاری‌شان کمتر شده به همین دلیل اعتمادشان به هم و به جامعه و به دولت پایین آمده است؛ بنابراین این مداخله‌های بیشتر و بیشتر و کاهش نقش مردم در زیست اجتماعی‌شان از سطح محله بگیرید تا سطح شهر و کشور باعث شده که هرروز میزان اعتماد در کشور کاهش پیدا کند. در چنین جامعه‌ای همه ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، سرمایه‌گذاری و کارآفرینی نشانه می‌رود. در این جامعه فضا برای رشد و توسعه فضای نامناسبی خواهد بود.



ارسال نظر شما

Protected by FormShield

اخبار خواندنی

کدام شهرهای جهان بیشترین میلیاردرها را دارند؟

اعداد و ارقام اقتصادی در هفته نخست فروردین 1398

پاشنه آشیل اقتصاد چین کجاست؟

گفت‌وگو؛ سلاح برقراری امنیت نرم

اینستکس و اتحادیه پرداخت‌های اروپایی (EPU)؛ مرور یک تجربه تاریخی

چشم‌انداز افزایش سهم فروش آنلاین در حوزه محصولات فرهنگی

به پهنه شفاف در حوزه تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی ‏نیاز داریم

اعداد و ارقام اقتصادی در هفته چهارم اسفند 1397

از استعدادهای درخشان تا قهرمان های اجتماعی

دلار در کانال 12 هزار تومان باقی ماند

دزدی اجباری!

بهشت مهاجرتی برای استارت آپ ها

تلطیف مستندهای معدنی با وارد کردن روح انسانی به آنها

85 درصد از نیاز انرژی مصرفی خانوارها در داخل کشور تولید می‌شود

در اقتصاد دبی چه می‌گذرد؟

تغییر ساعت تابستان و زمستان مفید است؟

چطور به ایمنی استارت آپ در مقابل ویروس شکست کمک کنیم؟

اقتصاد ترکیه پس از یک دهه گرفتار رکود شد

تحکیم وحدت مکرون و مرکل

روزنامه‌های جهان چطور با بحران گرانی کاغذ مواجه شدند؟

فصل تجارت سایت خبری تحلیلی اقتصاد

آگهی ها

  • بانک سینا
  • بانک پارسیان
  • بانک اقتصادنوین
  • بانک توسعه و تعاون
  • بانک گردشگری