بخشنامه آقای ربیعی و ایرادات بنیادین آن اقتصادی

بخشنامه آقای ربیعی و ایرادات بنیادین آن

  بزرگنمايي:

فصل تجارت - ناصر ذاکری
چندروز پیش آقای ربیعی وزیر محترم تعاون، کار و رفاه اجتماعی طی بخشنامه‌ای از مسئولان بنگاه‌های مرتبط با آن وزارتخانه خواست تا از هرگونه انتصاب منسوبان افراد سیاسی در سمت‌های مدیریتی خودداری کنند. از متن بخشنامه چنین برداشت می‌شود که مسئولان مربوط به دستورات و بخشنامه‌های قبلی اعتنایی نکرده‌اند، و این متن به‌عنوان آخرین اخطار و به‌اصطلاح اتمام حجت صادر شده‌است.
صرف‌نظر از این نکته کلیدی که چگونه مخاطبان این بخشنامه در مراحل قبل دستور اکید مسئول ارشد خود را نادیده گرفته، و اعتنایی به آن نکرده‌اند، باید صدور این بخشنامه و تأکید بر شایسته‌سالاری و پرهیز از پارتی‌بازی راکه ظاهراً امروزه جزو"واجبات"امور مدیریتی است، به‌عنوان گامی به جلو به فال نیک گرفت. بااین‌حال به نظر من ایرادات جدی به این دستور اکید وارد است که در زیر به آن‌ها خواهم‌ پرداخت.
نکته اول این است که در عین مذموم بودن فامیل‌سالاری، ممکن است بعضی از منسوبین مقامات افراد توانمند و صاحب فضیلتی هم باشند که نباید به‌ صرف فامیل فلان شخص بودن هم آنان از حقوق اجتماعی خود محروم شوند، و هم سازمان عریض و طویل مخاطب این بخشنامه ناگزیر خود را از این شایستگی و توانایی محروم کند، تا به‌ اصطلاح حرف و حدیثی پیش نیاید. اگر شرایطی در جامعه حاکم بود که از یک‌ سو فرصت‌های استخدامی زیادی در جامعه وجود داشت و همه دنبال شایستگان می‌گشتند، و از سوی دیگر مجموعه‌ای از شایستگان شناخته‌شده در دسترس بودند که با کنار گذاشتن منسوبین مقامات به آنان رجوع می‌کردیم، انتقادی بر بخشنامه آقای ربیعی وارد نبود. اما در شرایطی که بخش مهمی از فرصت‌های شغلی در انحصار تشکیلات متبوع ایشان است، محروم کردن شایستگانی که بی‌هیچ جرمی فامیل فلان مقام هستند! با کنارگذاشتن آنان لزوماً شایستگان منصوب نخواهندشد، هم ازعدالت و هم از معیارهای کارآمدی به‌دور است.
نکته دوم این است که برخلاف تصور آقای وزیر، بخش ناچیزی از مشکلات مدیریتی کشور و البته بخش تحت تولیت ایشان ناشی از انتصاب وابستگان مقامات یا همان"پدیده ژن‌های خوب" در سمت‌های مدیریتی است. بخش عمده این مشکلات به پدیده‌ای بسیار مخرب‌تر و دردناکتر برمی‌گردد که من اسم آن را"پدیده مدیران همسود"می‌گذارم. به بیان دیگر، آقای وزیر مشکل عمده را نادیده گرفته، و به مشکل کوچکتر پرداخته‌اند.
منظور من از اصطلاح مدیران همسود، مجموعه مدیرانی است که عمدتاً در دهه 60 به دلیل خلأ مدیریتی آن دوران در سمت‌های مدیریتی قرار گرفته، و به‌تدریج با گذشت زمان جای پای خود را محکم و محکم‌تر کردند. در دهه‌های بعد آنان به دلیل برخورداری از "رزومه قوی" موقعیت برتری نسبت به رقبای جوانتر و توانمندتر و دانشمندتر از خود یافتند و توانستند بدون دردسر رقابت با تازه‌واردها به مدیریت خود ادامه بدهند. بسیاری از آنان با استفاده از "ارتباطات" و دوستی‌های آنچنانی برای خود موقعیت مطلوب ساخته، و سمت مدیریت ارشد مادام‌العمر را به نام خود سند زدند.
این مدیران خردمند و مدبر هرگاه در یک سمت مدیریتی با مشکلاتی مواجه شده، و محترمانه برکنار شوند، در سایه ارتباط با دوستان بلندپایه که رقبایشان ازنعمت وجود آنان محروم هستند، بلافاصله در سمتی "مرغوبتر" مستقر می‌شوند. هیچ‌کس هم از آن مدیر توانا نمی‌پرسد که حضرتعالی تاکنون چند شرکت را از بحران نجات داده‌ای و در رزومه ظاهراً پربارخود سابقه حلّ چندبحران راداری؟ یا کدام شرکت و کدام پروژه با استفاده از رهنمود مدیریتی تو وارد مسیر سودآوری شده‌است؟ به قول جناب عراقی :"که تو در برون چه کردی که درون خانه آیی؟!"
مدیران همسود ظاهراً شاید فامیل هیچ مقام متنفذی نباشند، و البته اگر هم باشند، در نهایت "تواضع" راز داری کرده، و بروز نمی‌دهند. اما نسبت به مدیرانی ازنوع ژن خوب،بیشترین خسارت‌ها را به کشور زده‌اند. مدیرانی که سرمایه‌شان نه عملکرد موفق در سمت‌های گذشته از نوع نجات فلان شرکت از ورشکستگی یا فرونشاندن آتش فلان بحران، بلکه فقط و فقط "رزومه پربار"است که آن‌هم درسایه روابط"سازنده" با برخی دوستان بلندپایه فراهم آمده‌است، و به قول جناب سعدی "بر در سلاح دارد و کس در سرای نیست!".
بخشنامه اخیر آقای وزیر هرچند مشکل کوچک انتصاب ژن‌های خوب را تاحدی حل می‌کند (البته اگر مثل بخشنامه‌های قبلی نادیده گرفته‌نشود)،اما مشکلات بزرگتری ایجاد می‌کند، از جمله این که دنیا را بیشتر از گذشته به کام مدیران همسود که فامیل کسی نیستند اما "هوای هم را دارند"، خواهدساخت.
توصیه می‌کنم آقای وزیر یادداشت قدیمی این‌جانب را با عنوان "راز پیشرفت آقای ب" که در آدرس (http://nr-zakeri.com/?p=147) در دسترس‌شان است مطالعه کنند. به احترام ایشان و برای این که با جناب ایشان صادق باشم، برای اولین بار اعتراف می‌کنم که آقای الف آن پرونده خودم هستم!


ارسال نظر شما

Protected by FormShield

اخبار خواندنی

ضرورت تحلیل‌های رفتاری

تغییر بزرگ در پارادایم‌ها؟

هشدار آموزشی از بحران 2008

آموزش اقتصاد

تحول در دروس دبیرستانی

ضرورت احیای تولید در سال 97

داستان مترو تهران

اعتباربخشی به کسب‌وکارهای مجازی

زمان شناسی و مجموعه نگری اقتصاد را نجات می دهد

غلبه برنامه‌ریزی بخشی بر برنامه‌ریزی فضایی

کینز، لنین و نرخ ارز

رکن حکمرانی خوب؛ وقت‌شناسی دولت‌ها موقع تصمیم‌گیری

افق‌های پیدای کارآفرینی در بستر فناوری

هدر رفت منابع تأمین اجتماعی با طرح تحول سلامت

آقای سیف از فرصت سازی خود درست استفاده کنید

الزامات موفقیت در طرح پیشنهادی

دلایل ناکامی محرک‌ها در بافت‌های فرسوده

برنامه ملی بازآفرینی شهری

نوسازی ناوگان هوایی، اولویت ناگزیر

دولت، بازار ارز و خاکریزهای جنگ اقتصادی

وقتی کشورها ورشکست نمی‌شوند

رابطه قیمت دلار با ارزش ریال

چتر نجات خریداران برای هپکو

آینده مبهم آفریقا

تعریف شاخص‌های سه‌گانه

ریسک تغذیه و توسعه یافتگی

امنیت غذایی

تبعات نوسانات ارزی

شوک‌های ارزی محصول سی سال تشویق به سوداگری

در جست‌وجوی خوشبختی

بخش خصوصی و قطب سوم خودروسازی

ارز تنها مولفه تصمیمات اقتصادی در ایران

نقض حقوق مودیان

استقلال یا انحصار؟

تعارض منافع در هیات‌های حل اختلاف

آیین دادرسی مالیاتی

نیاز کشاورزی به اشتغال اقتصادی

هشدار «ارزی» که شنیده نشد!

خصوصی سازی به پراکندگی پتروشیمی انجامید

کویرهای آفتابی

بازخوانی یک سیاست ناتمام؛ راهی که در اقتصاد رفته‌ایم

کارگروه رفع موانع تولید؛ بایدها و نبایدها

چرخش در سیاست پولی

با سامسونگ بازی نمی‌کنیم

هشدار «دلاری» که شنیده نشد!

تقابل دیدگاه‌های کوشنر و تیلرسون

دو هدف تاکتیکی ترامپ

دلایل گرانی ارز

شکل «عکس مار» در بازار دلار

برگشت به قانون 53 سال پیش با کدام راهبرد

فصل تجارت سایت خبری تحلیلی اقتصاد

آگهی ها

  • فصل اقتصاد
  • کانال رسمی سایت فصل تجارت
  • باشگاه نخبگان، خبرنگان و کارآفرینان
  • آگهی و تبلیغات در فصل تجارت
  • معرفی کسب و کار و تبلیغ محصولات
  • گروه تلگرامی باشگاه نخبگان، خبرنگاران و کارآفرینان