بزرگنمايي:
فصل تجارت - صنعت پتروشیمی یکی از معدود بخشهایی است که در سالهای اخیر توانسته به اقتصاد کشور و بهویژه در تأمین ارز کمک مؤثری بکند. امروز اگر درآمد ارزی کشور را حدود 40 تا 50 میلیارد دلار در نظر بگیریم، چیزی بین 15 تا 30 میلیارد دلار آن بهطور مستقیم یا غیرمستقیم از محل پتروشیمی تأمین میشود. این عدد کوچک نیست، اما پرسش اصلی اینجاست که آیا این میزان، متناسب با ظرفیتها و مزیتهای کشور ماست یا نه؟.
حمیدرضا صالحی
صنعت پتروشیمی یکی از معدود بخشهایی است که در سالهای اخیر توانسته به اقتصاد کشور و بهویژه در تأمین ارز کمک مؤثری بکند. امروز اگر درآمد ارزی کشور را حدود 40 تا 50 میلیارد دلار در نظر بگیریم، چیزی بین 15 تا 30 میلیارد دلار آن بهطور مستقیم یا غیرمستقیم از محل پتروشیمی تأمین میشود. این عدد کوچک نیست، اما پرسش اصلی اینجاست که آیا این میزان، متناسب با ظرفیتها و مزیتهای کشور ماست یا نه؟.
به نظر من پاسخ منفی است. چالشهای این صنعت ریشهایتر از آن است که فقط به تحریمها محدود شود. ما در سه حوزه اصلی مشکل داریم: اول، ارزشافزوده پایین محصولات؛ دوم، محدودشدن بازارهای صادراتی؛ و سوم، سیاستگذاری نادرست در حوزه خوراک و قیمتگذاری.
مسئله اصلی این است که ما در زنجیره پاییندستی پتروشیمی سرمایهگذاری کافی نکردهایم. بخش عمدهای از صادرات پتروشیمی ما مربوط به مواد اولیه یا محصولات با پیچیدگی پایین است؛ محصولاتی که ارزش صادراتی آنها معمولا کمتر از 400 تا 430 دلار به ازای هر تن است. در مقابل، ما همان محصولات یا مشتقات آنها را در سطح پاییندستی، زمانی که نیاز به واردات داریم، با قیمتهایی بین 1300 تا 1500 دلار در هر تن تأمین میکنیم. این اختلاف فاحش نشان میدهد که ما در ایجاد ارزشافزوده موفق نبودهایم. اگر به سمت محصولات با فناوری بالاتر، فرمولاسیون پیچیدهتر و کاربردهای صنعتی گستردهتر رفته بودیم، امروز هم درآمد ارزی بالاتری داشتیم و هم بازارهای متنوعتری در اختیارمان بود.
بخشی از آن به شرایط تحریم برمیگردد و بخشی هم به نوع سیاستگذاری. تحریمها کار را سختتر کرد، اما مانع مطلق نبود. ما میتوانستیم در همین سالها سرمایهگذاری بیشتری در تحقیق و توسعه (R&D) انجام دهیم، فناوری جذب کنیم و بهتدریج به سمت محصولات پیچیدهتر برویم، اما در عمل، تمرکز سیاستگذار بیشتر بر افزایش ظرفیت تولید محصولات پایه بود؛ محصولاتی که فروش آنها سادهتر است، اما ارزشافزوده کمتری برای اقتصاد کشور ایجاد میکند. این نگاه کوتاهمدت باعث شد فرصتهای بلندمدت را از دست بدهیم.
امروز عملا بخش عمدهای از صادرات پتروشیمی ایران به بازار چین وابسته شده است. وقتی صادرات شما به یک یا دو بازار محدود شود، قدرت چانهزنیتان بهشدت کاهش پیدا میکند. در چنین شرایطی، طرف مقابل میتواند درباره قیمت، کیفیت، زمان تحویل و حتی شرایط پرداخت به شما فشار وارد کند. اگر چین سیاستی اتخاذ کند یا محدودیتی اعمال شود، کل زنجیره صادرات پتروشیمی ما دچار مشکل میشود. تنوعبخشی به بازارها یک اصل بدیهی در تجارت بینالملل است، اما متأسفانه ما در این زمینه عقب ماندهایم.
یکی از عوامل، همان سبد محدود محصولات است. وقتی شما فقط محصولات پایه تولید میکنید، مشتریان شما هم محدود میشوند. عامل دیگر، نبود دیپلماسی فعال اقتصادی و تجاری در حوزه پتروشیمی است از طرفی، برخی سیاستهای داخلی مانند قیمتگذاری خوراک و نبود ثبات در مقررات صادراتی، جذابیت همکاری با ایران را برای بازارهای جدید کاهش داده است. اینها مجموعه عواملی است که دست به دست هم داده و ما را در یک بازار خاص حبس کرده است.
قیمت خوراک پتروشیمی یکی از کلیدیترین مؤلفههای رقابتپذیری این صنعت است. ما دومین ذخایر گازی جهان را داریم و این یک مزیت استراتژیک است. اما سؤال اینجاست که آیا از این مزیت بهدرستی استفاده کردهایم یا نه. من نه موافق رانتدادن هستم و نه موافق قیمتگذاری دستوری غیرمنطقی. قیمت خوراک باید بهگونهای تعیین شود که صنعت پتروشیمی بتواند در بازار منطقهای و جهانی رقابت کند. مبنای مقایسه ما نباید صرفا قیمتهای گاز در آمریکا یا اروپا باشد؛ بلکه باید خودمان را با رقبای منطقهای مانند عربستان، سابیک و حتی قطر مقایسه کنیم.
اگر سیاستگذاری درست نباشد، بله، ممکن است رانت ایجاد شود. اما رانت الزاما از قیمت پایین خوراک ایجاد نمیشود؛ رانت از نبود شفافیت، ناپایداری مقررات و تصمیمات خلقالساعه شکل میگیرد. اگر قیمت خوراک بهصورت فرمولی، شفاف و بلندمدت تعیین شود و همه فعالان بدانند بر چه اساسی قیمتگذاری انجام میشود، این قیمت میتواند مزیت رقابتی ایجاد کند، نه رانت. هدف باید افزایش صادرات، توسعه زنجیره ارزش و رشد پایدار باشد، نه صرفا فشار بر صنعت.
متأسفانه در سالهای اخیر، نگاه غالب بیشتر متمرکز بر کنترل و مقایسههای صرفا جهانی بوده تا رقابتپذیری منطقهای. این رویکرد باعث شده در دورههایی که قیمت جهانی برخی محصولات پتروشیمی کاهش پیدا کرده، دولت حاضر به اصلاح نرخ خوراک نشده و همین موضوع ضربه جدی به صادرات وارد کرده است. درحالیکه اگر هدف برنامههای کلان کشور را نگاه کنیم، میبینیم که تأکید ویژهای بر صادرات غیرنفتی وجود دارد و پتروشیمی میتواند پیشران اصلی آن باشد.
بر اساس برنامه هفتم، صادرات غیرنفتی باید سالانه حدود 23 درصد رشد کند. این عدد بسیار قابل توجه است. در حال حاضر حدود 30 درصد صادرات غیرنفتی کشور مربوط به پتروشیمی است. اگر قرار باشد به اهداف برنامه برسیم، بدون نقشآفرینی پررنگتر پتروشیمی عملا این رشد محقق نمیشود. بنابراین سیاستگذار باید بهجای محدودکردن این صنعت، آن را تقویت کند؛ چه از طریق قیمت خوراک، چه از طریق تسهیل سرمایهگذاری و چه از مسیر توسعه بازارهای صادراتی.
متأسفانه این سیاستها در عمل به جای توسعه زنجیره ارزش، منجر به رانتتراشی شده است. ما شاهد بودیم که بعضا با تغییرات جزئی در محصولات، زمینهای برای دورزدن مقررات و کسب سودهای غیرمولد ایجاد شد. هدف از این سیاستها درست بود، اما اجرای نادرست آن باعث شد هم بخش تولید آسیب ببیند و هم منابع بهجای سرمایهگذاری واقعی، به سمت فعالیتهای رانتی هدایت شود.
بهشرط اصلاح سیاستها. صنعت پتروشیمی ایران ظرفیت تبدیلشدن به یکی از پیشرانهای اصلی اقتصاد و صادرات غیرنفتی را دارد. ما مزیت خوراک، نیروی انسانی متخصص و تجربه چند دهه فعالیت را داریم.
اگر بتوانیم نگاه دولتی را اصلاح کنیم، قیمت خوراک را رقابتی و پایدار کنیم، به سمت محصولات با ارزشافزوده بالاتر برویم و بازارهای صادراتی را متنوع کنیم، رسیدن به سطوح بالاتر درآمد ارزی کاملا شدنی است. این مسیر نهتنها به رشد اقتصادی کمک میکند، بلکه برای نسلهای آینده هم ثروتآفرین خواهد بود.
منبع: شرق
لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?80172
-
چهارشنبه ۱۷ دي ۱۴۰۴ - ۱۰:۱۶:۲۷
-
۲۷ بازدید
-
اتاق تهران
-
فصل تجارت