الزام استفاده از کنتور سهفاز برای مجتمع ها مسکونی؛ نسخهای که مصرف برق را افزایش میدهد نه مهار
فصل تجارت - در شرایطی که کشور با کمبود شدید برق و ضرورت صرفهجویی همگانی مواجه است، هرگونه تصمیم در حوزه مدیریت انرژی باید به کاهش مصرف و پایداری شبکه کمک کند. اما طرح الزام واحدهای بالای 150 متر به نصب کنتور سهفاز، اقدامی است که نه تنها به صرفهجویی کمکی نمیکند، بلکه با ساختار تعرفهای خود، زمینه را برای افزایش بیرویه هزینه و حتی تشدید مصرف فراهم میآورد. این گزارش به بررسی ابعاد فنی و اقتصادی این سیاست پرداخته و نشان میدهد که چرا این الزام در شرایط بحرانی، به صلاح کشور نیست.
1. تفاوت بنیادین کنتور سهفاز و ساختار هزینهای آن
برق سهفاز در اصل برای راهاندازی تجهیزات صنعتی و موتورهای سنگین طراحی شده و توان حمل بار بیشتری نسبت به برق تکفاز دارد. اما نکته مهم در ساختار تعرفهگذاری آن نهفته است. بر خلاف کنتورهای تکفاز که صرفاً بر اساس میزان مصرف (کیلوواتساعت) هزینه محاسبه میکنند، کنتورهای سهفاز دارای قابلیت اندازهگیری «دیماند» یا همان اوج بار مصرفی هستند. این یعنی بالاترین میزان توانی که مصرفکننده در یک بازه زمانی کوتاه (معمولاً 15 دقیقه) استفاده کرده، به عنوان مبنای محاسبه بخشی از هزینه قبض در نظر گرفته میشود. هزینه دیماند به ازای هر کیلووات اوج مصرف، مبلغ مشخصی است که به قبض اضافه میشود.
علاوه بر این، کنتورهای سهفاز توانایی اندازهگیری توان راکتیو را دارند و در صورت پایین بودن ضریب توان (که در بسیاری از لوازم خانگی مانند کولرهای گازی رایج است)، جریمههایی به مشترک اعمال میشود که عمدتاً برای مشترکین صنعتی طراحی شدهاند.
2. افزایش بیرویه مصرف برق و هزینه ها:
ایجاد زمینه مصرف بی رویه در شرایط بحرانی کنونی کشور اصلا به صلاح نبوده و کلیه سیاستها و تصمیمات باید در جهت رعایت اصل صرفه جویی و استفاده بهینه از منابع باشد، همچنین این تصمیمات باعث افزایش بسیار زیاد هزینه های خانوار میشود. به عبارت دقیقتر: یک واحد مسکونی که با کنتور تکفاز، چند وسیله پرمصرف را همزمان روشن میکند، هزینه متعارفی پرداخت میکند. اما همان الگوی مصرف با کنتور سهفاز، به دلیل ثبت «اوج بار مصرفی»، هزینه دیماند را فعال کرده و قبضی چند برابر را به همراه خواهد داشت. این مکانیزم، عملاً مصرفکننده را برای استفاده همزمان از چند وسیله، جریمه میکند، بدون آنکه کمترین کمکی به کاهش مصرف کل شبکه کرده باشد.
زمینهساز افزایش مصرف: زمانی که مصرفکننده هزینههای سنگین دیماند را ببیند، ممکن است برای جبران این هزینهها، الگوی مصرف خود را به سمت استفاده از وسایل پرمصرفتر در ساعات غیراوج (که دیماند کمتری ثبت میشود) تغییر دهد. این رفتار، نه تنها مصرف کلی را کاهش نمیدهد، بلکه ممکن است منجر به افزایش مصرف در ساعات غیرپیک شده و مدیریت شبکه را پیچیدهتر کند.
3. هزینههای نصب و نگهداری؛ بار مالی سنگین بر شهروندان
علاوه بر هزینههای جاری، نصب سیستم سهفاز پیچیدهتر و نیازمند تجهیزات بیشتری (کابلکشی، تابلوهای برق، عایقبندی) است. هزینه تبدیل کنتور تکفاز به سهفاز بسته به عوامل مختلف میتواند از چند میلیون تا دهها میلیون تومان متغیر باشد و این هزینه سنگین در شرایط بحرانی اقتصادی کشور، بر دوش مالکان و ساکنان تحمیل میشود. همچنین هزینه سرویس و نگهداری این سیستمها نیز بیشتر از سیستمهای تکفاز است.
در پایان بنا به اخبار واصله و شنیده های رسانه ای، در برخی استانهای کشور از جمله استان البرز سیاست الزام استفاده از کنتور سه فاز برای واحدهای بالای 150 متر اجرا میشود که شایسته است با توجه به ملاحظات فعلی کشور نسبت به اجرای این رویه تجدید نظر شود.
نتیجهگیری: در شرایطی که کشور نیازمند سیاستهای هوشمندانه، عادلانه و کمهزینه برای مدیریت بحران انرژی است، الزام اجباری به کنتور سهفاز برای مجتمع های مسکونی نه تنها کمکی به صرفهجویی نمیکند، بلکه با تحمیل هزینههای گزاف دیماند، ضریب توان و نصب، عملاً به نسخهای گرانقیمت و ضدبحرانی تبدیل میشود. این سیاست، زمینه را برای افزایش بیرویه مصرف برق و همینطور افزایش هزینه قبض برق فراهم کرده و فشار روانی و اقتصادی سنگینی بر شهروندان وارد میکند. انتظار میرود وزارت نیرو با بازنگری در این مصوبه و جایگزینی آن با راهکارهای هوشمندانه و مبتنی بر واقعیت، گامی مؤثر در جهت مدیریت بهینه مصرف و کاهش نارضایتی عمومی بردارد.
خبرنگار: جواد حاجی پور توران پشتی