فصل تجارت - در شرایط ناترازی فصلی گاز، روسیه و ترکمنستان مهمترین گزینههای تأمین یا سوآپ برای ایراناند و آذربایجان بیشتر نقش مسیر و طرف سوآپ را دارد.
به گزارش فصل تجارت، با تشدید ناترازی فصلی گاز در ایران، بهویژه در ماههای سرد سال، بحث واردات، سوآپ و استفاده از ظرفیت همسایگان برای تأمین پایدار گاز دوباره به یکی از محورهای مهم سیاستگذاری انرژی کشور تبدیل شده است. هرچند ایران از نظر ذخایر گازی در زمره بزرگترین دارندگان منابع جهان قرار دارد، اما محدودیتهای زیرساختی، رشد مصرف داخلی، افت فشار در برخی میادین و نیاز به مدیریت بهتر شبکه انتقال موجب شده است که موضوع «تأمین گاز از خارج» دیگر صرفاً یک بحث مقطعی نباشد، بلکه بهعنوان ابزاری مکمل در سبد امنیت انرژی کشور مطرح شود.
در این میان، سه نام بیش از دیگران در کانون توجه قرار دارند: روسیه، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان. با این حال، نقش این سه کشور یکسان نیست. روسیه در سطحی کلان، تأمینکننده بالقوه مستقیم با حجمهای بزرگ به شمار میرود، اما توافقهای موجود با این کشور هنوز به مرحله اجرای کامل و قطعی نرسیدهاند. ترکمنستان در عمل مهمترین منبع بالفعل برای سوآپ گاز از مسیر ایران است و تجربه همکاری با تهران در این حوزه را دارد. آذربایجان نیز بیش از آنکه تأمینکننده اصلی گاز ایران باشد، در قالب ترتیبات منطقهای، طرف دریافتکننده یا حلقه تکمیلی سوآپ محسوب میشود. از این رو، ارزیابی واقعبینانه ظرفیت هر یک از این سه گزینه، برای فهم آینده تجارت گاز ایران اهمیت اساسی دارد.
روسیه؛ گزینه بزرگ اما هنوز در مرحله تفاهم
روسیه از نظر حجم بالقوه، مهمترین گزینه برای تأمین مستقیم گاز ایران محسوب میشود. در ژوئن 2024، گازپروم و شرکت ملی گاز ایران یک یادداشت تفاهم راهبردی برای بررسی و سازماندهی عرضه گاز روسیه به ایران امضا کردند. این تفاهمنامه از همان ابتدا بهعنوان یکی از مهمترین تحرکات گازی ایران در سالهای اخیر مطرح شد، زیرا از امکان اتصال ایران به منابع عظیم گاز روسیه سخن میگفت.
در ادامه، در آوریل 2025 گزارش شد که دو طرف بر سر تأمین سالانه 55 میلیارد مترمکعب گاز روسیه به ایران به توافق کلی رسیدهاند، اما قیمت نهایی و جزئیات اجرایی هنوز نهایی نشده بود. این نکته از نظر تحلیلی بسیار مهم است؛ زیرا رقم 55 میلیارد مترمکعب نباید بهعنوان واردات قطعی و عملیاتی ایران تلقی شود. برخی گزارشها همچنین به عدد 300 میلیون مترمکعب در روز اشاره کردهاند که معادل بیش از 100 میلیارد مترمکعب در سال است، اما این عدد بیشتر در سطح اظهارات و اهداف بلندمدت مطرح شده و نه در قالب یک قرارداد اجرایی نهایی.
از منظر فنی، گاز مورد بحث در همکاری با روسیه، گاز طبیعی خط لوله است؛ یعنی گازی که پس از فرآورش و آمادهسازی برای انتقال در شبکه سراسری عرضه میشود، نه LNG و نه گاز خام میدان. مهمترین ابهام در پرونده روسیه، مسیر انتقال و سرمایهگذاری زیرساختی است. در برخی اظهارات، مسیر دریای خزر مطرح شده و در برخی تحلیلها نیز به لزوم ساخت یا تکمیل زیرساختهای جدید اشاره شده است.
در نتیجه، روسیه را باید تأمینکننده بالقوه بزرگ برای ایران دانست؛ کشوری که اگر موانع قیمت، مسیر، قرارداد و سرمایهگذاری حل شود، میتواند نقشی راهبردی در تراز گازی ایران ایفا کند. با این حال، در وضعیت فعلی، پرونده روسیه بیش از آنکه یک منبع عملیاتی تثبیتشده باشد، یک گزینه راهبردی در حال مذاکره است.
ترکمنستان و آذربایجان؛ محور فعال سوآپ در همسایگی ایران
در میان همسایگان ایران، ترکمنستان مهمترین کشور دارای قابلیت بالفعل برای تأمین یا سوآپ گاز با ایران است. سابقه روابط گازی دو کشور به سالهای قبل بازمیگردد و اگرچه این روابط در دورههایی با وقفه و اختلاف مواجه شد، اما در سالهای اخیر دوباره احیا شده است. مهمترین چارچوب موجود، توافق سهجانبه ایران، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان است که در نوامبر 2021 امضا شد. بر پایه این توافق، سالانه 1.5 تا 2 میلیارد مترمکعب گاز ترکمنستان از مسیر ایران به آذربایجان سوآپ میشود و ایران بخشی از گاز یا منافع آن را بهعنوان حق سوآپ و ترانزیت دریافت میکند.
این الگو نشان میدهد که ترکمنستان برای ایران فقط یک همسایه گازی نیست، بلکه مهمترین شریک عملیاتی در حوزه سوآپ به شمار میرود. در ژوئیه 2024 نیز قراردادی برای تحویل سالانه تا 10 میلیارد مترمکعب گاز ترکمنستان امضا شد که قرار است معادل آن به عراق تحویل شود. بنابراین، این توافق نیز بیش از آنکه واردات مستقیم برای مصرف داخلی ایران باشد، یک ترتیب سوآپ منطقهای محسوب میشود.
نوع گاز ترکمنستان در این ترتیبات، گاز طبیعی خط لوله است؛ گازی که قابلیت ورود به شبکه انتقال و تحویل در چارچوب قراردادهای منطقهای را دارد. مزیت اصلی ترکمنستان برای ایران، هممرزی، سابقه همکاری، هزینه انتقال پایینتر نسبت به مسیرهای دوردست و امکان انعطاف در سوآپ است. در عین حال، حجم این همکاریها هنوز با نیازهای بزرگ شبکه گاز ایران فاصله دارد و برای تبدیل شدن به یک راهحل مؤثرتر، نیازمند توسعه زیرساخت و ثبات در مناسبات قراردادی است.
در این میان، جمهوری آذربایجان نقش متفاوتی دارد. برخلاف تصور رایج، آذربایجان در چارچوب فعلی تأمینکننده اصلی گاز ایران نیست، بلکه عمدتاً طرف دریافتکننده گاز ترکمنستان از مسیر ایران یا بخشی از سازوکار منطقهای سوآپ است. به بیان دیگر، در توافق سهجانبه، این ترکمنستان است که گاز را تأمین میکند و ایران نقش مسیر و متوازنکننده را دارد، در حالی که آذربایجان مقصد یا شریک سوآپ است.
البته آذربایجان بهعنوان یک بازیگر مهم گازی منطقه و دارنده منابعی مانند شاهدنیز، ظرفیت بالقوه ایفای نقش بیشتر در تجارت گاز پیرامون ایران را دارد، اما آنچه تاکنون در اسناد و توافقهای موجود برجسته بوده، نقش سوآپپذیر و ترانزیتی این کشور است، نه صادرات مستقیم عمده به ایران. از همین رو، در ارزیابی نهایی باید میان «آذربایجان بهعنوان بازیگر مهم بازار گاز منطقه» و «آذربایجان بهعنوان تأمینکننده بالفعل ایران» تفاوت قائل شد.
در جمعبندی میتوان گفت که اگر پرسش این باشد که کدام کشورها میتوانند تأمینکننده گاز ایران باشند، پاسخ کوتاه این است: روسیه و ترکمنستان مهمترین گزینهها هستند و آذربایجان بیشتر نقش مکمل در سوآپ و ترتیبات منطقهای دارد. روسیه از نظر حجم و اهمیت ژئوپلیتیک، بزرگترین گزینه بالقوه است، اما هنوز با مرحله اجرای کامل فاصله دارد. ترکمنستان، در مقابل، گزینهای عملیاتیتر و آزمودهتر برای سوآپ و تأمین منطقهای است و میتواند در کوتاهمدت نقش ملموستری در تنظیم تراز گاز ایران داشته باشد. آذربایجان نیز در وضعیت فعلی، بیش از آنکه منبع اصلی تأمین باشد، بخشی از معماری سوآپ گاز در پیرامون ایران است.
در نهایت، آینده تأمین گاز ایران از خارج به سه عامل وابسته خواهد بود: اقتصاد قراردادها، توسعه زیرساخت انتقال و طراحی هوشمند دیپلماسی انرژی. اگر این سه متغیر بهدرستی مدیریت شوند، واردات و سوآپ میتواند نه نشانه ضعف، بلکه ابزاری برای تقویت امنیت انرژی، افزایش انعطاف شبکه و حتی توسعه تجارت منطقهای گاز ایران باشد.