يکشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۵
نفت و انرژی

جمع‌آوری گازهای همراه، گام راهبردی در اصلاح حکمرانی انرژی

فصل تجارت - جمع‌آوری گازهای همراه نفت دیگر یک اقدام فنی مقطعی نیست، بلکه به‌تدریج به بخشی از اصلاح ساختار مدیریت انرژی و مهار ناترازی تبدیل می‌شود.
  بزرگنمايي:

فصل تجارت - جمع‌آوری گازهای همراه نفت دیگر یک اقدام فنی مقطعی نیست، بلکه به‌تدریج به بخشی از اصلاح ساختار مدیریت انرژی و مهار ناترازی تبدیل می‌شود.

به گزارش فصل تجارت، جمع‌آوری گازهای همراه نفت در سال‌های اخیر از سطح یک مطالبه محیط‌زیستی یا یک پروژه فنی محدود فراتر رفته و اکنون به‌عنوان یکی از محورهای مهم اصلاح در حکمرانی انرژی کشور مطرح است. در شرایطی که ناترازی گاز در فصل سرد، فشار بر شبکه تأمین سوخت صنایع و نیروگاه‌ها، و ضرورت افزایش بهره‌وری در زنجیره تولید انرژی بیش از گذشته خود را نشان داده، بازگرداندن گازهای مشعل به مدار مصرف، اهمیتی دوچندان یافته است. بر همین اساس، سیاست‌گذار نفتی تلاش دارد مسئله فلرینگ را نه به‌عنوان یک معضل پراکنده عملیاتی، بلکه به‌عنوان بخشی از بازآرایی الگوی بهره‌برداری از منابع هیدروکربوری دنبال کند.
به گفته رضا خیلائی، مدیر نظارت بر تولید نفت و گاز شرکت ملی نفت ایران، هم‌اکنون روزانه حدود 80 میلیون مترمکعب گاز همراه نفت در کشور تولید می‌شود. بخشی از این حجم پس از فرآورش وارد شبکه مصرف می‌شود، اما همچنان روزانه 40 تا 50 میلیون مترمکعب از این گازها، بسته به سطح تولید نفت خام، در مشعل‌ها سوزانده می‌شود. این اعداد به‌خوبی نشان می‌دهد که مسئله فلرینگ در ایران همچنان گسترده است و در عین حال، ظرفیتی بزرگ برای تبدیل اتلاف انرژی به منبعی قابل استفاده در اقتصاد ملی وجود دارد.
اهمیت این موضوع تنها به جلوگیری از سوزاندن یک منبع ارزشمند محدود نمی‌شود. گازهای همراه، اگر به‌موقع جمع‌آوری و فرآورش شوند، می‌توانند به خوراک پتروشیمی‌ها، سوخت نیروگاه‌ها، تأمین‌کننده انرژی واحدهای صنعتی و حتی پشتوانه‌ای برای تقویت پایداری شبکه گاز در ماه‌های اوج مصرف تبدیل شوند. از این منظر، هر میزان پیشرفت در مهار فلرینگ را باید معادل افزایش ظرفیت عرضه انرژی بدون نیاز به توسعه میادین جدید دانست؛ ظرفیتی که از دل اصلاح بهره‌برداری و کاهش اتلاف به دست می‌آید.
عبور از وعده‌های کلی به برنامه‌های زمان‌بندی‌شده
یکی از مهم‌ترین نشانه‌های تغییر در این حوزه، فاصله گرفتن از رویکردهای کلی و حرکت به سمت برنامه‌های زمان‌بندی‌شده و مرحله‌بندی‌شده است. بر پایه اعلام رسمی، برای بخشی از گازهای همراه، پروژه‌های کوتاه‌مدت با افق 18 تا 30 ماه تعریف شده تا در سریع‌ترین زمان، بخشی از گازهای مشعل وارد چرخه مصرف شود. همزمان، طرح‌های بزرگ‌تر شامل احداث واحدهای فرآورشی و کارخانه‌های NGL نیز با بازه زمانی 7 تا 10 سال در دستور کار قرار گرفته‌اند.
این تفکیک زمانی از آن جهت اهمیت دارد که نشان می‌دهد مدیریت انرژی در این بخش تنها به‌دنبال ثبت چند افتتاحیه یا ارائه آمارهای مقطعی نیست، بلکه تلاش می‌کند میان نیاز فوری کشور و الزامات زیرساختی بلندمدت تعادل ایجاد کند. در واقع، پروژه‌های کوتاه‌مدت قرار است بخشی از اتلاف فعلی را مهار کنند و فشار کوتاه‌مدت بر شبکه انرژی را کاهش دهند، در حالی که طرح‌های بزرگ‌تر باید بنیان پایدار برای کنترل فلرینگ در سال‌های آینده را فراهم آورند.
در همین چارچوب، برخی پروژه‌ها نیز به نتیجه رسیده‌اند. طرح‌هایی مانند مارون 5، ایستگاه تقویت فشار گاز دهلران و اصلاح ایستگاه تزریق گاز هفتکل به بهره‌برداری رسیده‌اند و مجموع این اقدامات تاکنون حدود 9 میلیون مترمکعب در روز به ظرفیت جمع‌آوری گازهای مشعل افزوده است. این رقم، فراتر از یک شاخص فنی، از آن جهت مهم است که نشان می‌دهد سیاست اعلامی در حال تبدیل شدن به خروجی عملیاتی است. در حوزه‌ای که سال‌ها به دلایل مالی، فنی و حتی مدیریتی با تأخیر مواجه بوده، ثبت چنین پیشرفتی می‌تواند نشانه ورود به مرحله‌ای متفاوت از تصمیم‌گیری و اجرا باشد.
البته باید توجه داشت که دستیابی به این ظرفیت، به‌معنای حل کامل مسئله نیست. اگرچه 9 میلیون مترمکعب در روز رقم قابل اعتنایی است، اما در مقایسه با 40 تا 50 میلیون مترمکعب گاز مشعلی که همچنان سوزانده می‌شود، روشن است که مسیر پیش‌رو هنوز طولانی است. از همین رو، ارزش اصلی این دستاورد را باید در تغییر جهت‌گیری سیاستی جست‌وجو کرد؛ تغییری که اگر تداوم یابد، می‌تواند به مرور از شدت ناترازی انرژی بکاهد و بهره‌وری منابع را افزایش دهد.
فلرینگ؛ مسئله‌ای فنی، اقتصادی و حکمرانی
مهار فلرینگ در ایران صرفاً با صدور دستور یا اجرای چند پروژه منفرد محقق نمی‌شود، زیرا ماهیت این مسئله درهم‌تنیده و چندلایه است. بیش از 90 نقطه مشعل‌سوزی در هفت استان کشور پراکنده‌اند و همین پراکندگی، چالش بزرگی در حوزه انتقال، جمع‌آوری، فشارافزایی و فرآورش ایجاد می‌کند. در بسیاری از نقاط، فاصله میان محل تولید گاز همراه تا تأسیسات فرآورشی قابل توجه است و همین موضوع نیاز به خطوط لوله، ایستگاه‌های میانی و سرمایه‌گذاری پیوسته را افزایش می‌دهد.
از سوی دیگر، بخشی از این گازها ترش هستند و وجود ترکیباتی مانند سولفید هیدروژن یا دی‌اکسیدکربن، فرآورش آنها را پیچیده‌تر و پرهزینه‌تر می‌کند. به همین دلیل، خاموش شدن مشعل‌ها در عمل به معنای ایجاد یک شبکه کامل از زیرساخت‌های هماهنگ است؛ شبکه‌ای که باید از محل استخراج تا ایستگاه تقویت فشار، واحد شیرین‌سازی، خطوط انتقال و در نهایت مقصد مصرف، به‌صورت یکپارچه عمل کند. این همان نقطه‌ای است که مسئله فلرینگ را از یک موضوع صرفاً عملیاتی به یک موضوع حکمرانی تبدیل می‌کند.
در واقع، حکمرانی انرژی زمانی اصلاح می‌شود که نگاه به منابع هیدروکربوری از تولید خام و مصرف کوتاه‌مدت فراتر رود و مدیریت یکپارچه بر کل زنجیره حاکم شود. در چنین نگاهی، گاز همراه نه یک محصول فرعی کم‌اهمیت، بلکه بخشی از دارایی ملی است که باید برای آن برنامه‌ریزی اقتصادی، فنی و نهادی انجام شود. اگر این رویکرد تثبیت شود، جمع‌آوری گازهای همراه می‌تواند الگویی برای سایر بخش‌های انرژی نیز باشد؛ الگویی که بر کاهش اتلاف، افزایش بهره‌وری و ارزش‌آفرینی حداکثری استوار است.
از منظر اقتصادی نیز مزیت این طرح‌ها قابل توجه است. گازی که امروز در مشعل‌ها می‌سوزد، در صورت بازیافت می‌تواند وارد صنایع پایین‌دستی شود و در چند مرحله ارزش افزوده ایجاد کند. استفاده از این گاز در پتروشیمی‌ها، نیروگاه‌ها و صنایع انرژی‌بر، افزون بر کاهش اتلاف، می‌تواند بخشی از نیاز سوخت این بخش‌ها را بدون فشار مضاعف بر سایر منابع تأمین کند. این موضوع در ماه‌های سرد سال که مصرف خانگی افزایش می‌یابد و محدودیت تأمین برای صنایع و نیروگاه‌ها پررنگ‌تر می‌شود، اهمیت ویژه‌ای دارد. در چنین شرایطی، هر مترمکعب گاز بازگشتی از فلرها به معنای افزایش تاب‌آوری شبکه انرژی است.
در کنار منافع اقتصادی، کاهش فلرینگ آثار زیست‌محیطی و اجتماعی نیز دارد. سوزاندن مداوم گازهای همراه علاوه بر هدررفت سرمایه ملی، به انتشار آلاینده‌ها و تشدید فشار بر محیط‌زیست مناطق نفت‌خیز منجر می‌شود. بنابراین، جمع‌آوری این گازها را می‌توان اقدامی دانست که همزمان سه هدف را دنبال می‌کند: افزایش عرضه انرژی، بهبود بهره‌وری اقتصادی و کاهش پیامدهای زیست‌محیطی. همین هم‌افزایی است که این سیاست را از سطح یک پروژه صنعتی عادی فراتر می‌برد.
در مجموع، آنچه امروز در حوزه جمع‌آوری گازهای همراه در حال شکل‌گیری است، اگر با تأمین مالی پایدار، هماهنگی نهادی و تداوم اجرایی همراه شود، می‌تواند به یکی از نمونه‌های مهم اصلاح ساختاری در بخش انرژی بدل شود. ایران در شرایطی قرار دارد که دیگر امکان اتکای صرف به توسعه عرضه از مسیرهای سنتی و پرهزینه را ندارد و ناگزیر است به سمت کاهش اتلاف، افزایش بهره‌وری و استفاده حداکثری از ظرفیت‌های مغفول حرکت کند. در چنین چارچوبی، مهار فلرینگ نه یک پروژه مقطعی، بلکه بخشی از بازتعریف شیوه مدیریت منابع انرژی کشور است؛ بازتعریفی که اگر به‌درستی پیش برود، می‌تواند هم به نفع اقتصاد ملی و هم به سود امنیت انرژی کشور تمام شود.


آگهی ها
تریبون مردم
خبرنگار افتخاری و شهروند خبرنگار
رتبه‌بندی پایگاه‌های خبری فصل تجارت

آخرین اخبار