فصل تجارت - امروز رویکرد مدیریت جنگلها از بهرهبرداری چوب به سمت احیا و توسعه پایدار اکوسیستم تغییر کرده، از اینرو در کشور اجرای این هدف تحت الگوی «جنگلداری نوین» در قانون برنامه هفتم الزام شده است.
خبرگزاری مهر، گروه اقتصاد- فاطمه امیراحمدی: بررسی روند مدیریت جنگلهای کشور نشان میدهد که رویکرد متولیان منابع طبیعی از «بهرهبرداری صرف چوبی» به سمت «حفظ، احیا و توسعه پایدار اکوسیستم» تغییر جهت داده است. این چرخش استراتژیک، پایان دههها مدیریت کلاسیک جنگل را که بر مبنای تولید چوب پایهگذاری شده بود، رقم میزند.
بر اساس اسناد فنی، از سال 1338 خورشیدی، الگوهای جنگلداری در ایران بر مبنای تولید مستمر چوب شکل گرفت. در این دوره که تا سال 1396 تداوم داشت، محدودههای عملیاتی در قالب «سریهای جنگلی» (واحدهای 1500 تا 3000 هکتاری) تعریف میشدند. هدف غایی در این طرحها، حداکثرسازی تولید چوب بود. این رویکرد منجر به مداخلات سنگینی شد؛ از جمله قطع یکسره یا بهرهبرداریهای پناهی که در بسیاری موارد با نادیده گرفتن تنوع زیستی، منجر به جایگزینی گونههای بومی با گونههای غیربومی (مانند کاج) و ایجاد جنگلهای همسالی شد که فاقد پایداری اکولوژیک بودند.
توقف بهرهبرداری چوبی و گذار به رویکردی نو
با اجرایی شدن توقف بهرهبرداری تجاری از جنگلهای شمال در برنامه ششم توسعه، فرصتی برای بازنگری در مدلهای مدیریتی فراهم شد. آنچه امروز تحت عنوان «جنگلداری نوین» مطرح است، نه بر مبنای حجم چوب تولیدی، بلکه بر اساس «سلامت حوزه آبخیز» ارزیابی میشود.
در الگوی جدید، مدیریت جنگل از واحدهای کوچک (سریها) به سمت مدیریت در سطح «حوزه آبخیز» (با وسعتی در حدود 25 تا 30 هزار هکتار) تغییر یافته است. ویژگیهای کلیدی این رویکرد عبارتند از:
1. سلامت حوزه به جای تناژ چوب: شاخص موفقیت در طرحهای نوین، کیفیت خاک، وضعیت حیات وحش، شادابی درختان بومی و شاخصهای اکولوژیک است. تولید چوب دیگر هدف نیست، بلکه ممکن است تنها به عنوان یک ضرورت فنی (مانند عملیات پرورشی یا حذف درختان آفتزده) در بخشهایی از جنگل اجرا شود.
2. تنوع در کاربریها: جنگلداری نوین بر بهرهبرداری چندمنظوره تمرکز دارد. این رویکرد شامل بهرهبرداری از محصولات فرعی جنگلی (مانند قارچها و برگها)، توسعه ظرفیتهای تفرجگاهی و اکوتوریسم است که ارزش اقتصادی جنگل را بدون نیاز به قطع درختان، بهطور چشمگیری افزایش میدهد.
نقشه راه؛ مطالعات آمایش سرزمینی
در راستای تحقق این مدیریت جامع، مطالعات آمایش سرزمینی در قالب طرحهای «نیمهتفصیلی» انجام شده است. این مطالعات در 104 حوزه آبخیز و در گسترهای به وسعت 2 میلیون و 900 هزار هکتار از جنگلهای هیرکانی پیادهسازی شده است. این نقشههای راه، با شناسایی دقیق ذخیرهگاههای جنگلی، پارکهای جنگلی، تفرجگاهها و عرصههای مستعد تولید محصولات غیرچوبی، زیربنای اجرایی «جنگلداری نوین» را تشکیل میدهند.
کارشناسان معتقدند این تغییر رویکرد، نه تنها ضامن بقای اکوسیستم هیرکانی است، بلکه با نگاهی اقتصادی به کارکردهای غیرچوبی جنگل، میتواند مدل پایدارتری را برای جوامع محلی و اقتصاد ملی فراهم آورد.
بررسی فرآیندهای مدیریتی در جنگلهای شمال کشور نشان میدهد که رویکرد «جنگلداری نوین» از فاز مطالعاتی و آمایش سرزمینی عبور کرده و هماکنون در مرحله عملیاتی یا «طرحهای تفصیلی اجرایی» قرار دارد.
بر اساس گزارشهای منتشر شده، طی دو سال گذشته، مطالعات جامع آمایش سرزمینی در محدودههای مورد نظر به پایان رسیده است. این مطالعات که زیربنای تصمیمگیریهای کلان در مدیریت جنگل است، با تولید نقشههای دقیق، کاربریهای هر پهنه را به تفکیک مشخص کرده است. این نقشهها به عنوان «سند راهنمای مدیریت»، کاربریهای مختلفی از جمله:
مناطق با ارزش بالای تنوع زیستی: جهت حفاظت مطلق و مدیریت اکولوژیک.
پهنههای تفرجی: تعیین نقاط مستعد برای احداث و توسعه پارکهای جنگلی.
پهنههای تولیدی: تعیین مناطق مناسب برای برداشتهای فنی سوزنیبرگان و زراعت چوب (در صورت نیاز).
این رویکرد، به جای مدیریت یکسان برای کل پهنههای جنگلی، به هر منطقه بر اساس پتانسیلهای طبیعی آن، ماموریت مشخصی محول کرده است.
با تکمیل مطالعات آمایش سرزمینی در سطح 4ر حوزه آبخیز، گام بعدی که به عنوان «طرحهای تفصیلی اجرایی» شناخته میشود، آغاز شده است. در این مرحله، تمامی برنامههای حفاظتی و پرورشی بر اساس یافتههای دقیق نقشههای آمایش، در مقیاس عملیاتی پیادهسازی میشوند.
کارشناسان بر این باورند که گذار از مطالعات کلی به طرحهای تفصیلی-اجرایی، یکی از ضرورتهای اصلی برای جلوگیری از چالشهای مدیریتی است. به عنوان مثال، در مناطقی که تجمع مواد سوختنی و خشکی کف جنگل یکی از تهدیدات جدی برای وقوع آتشسوزی محسوب میشود، در قالب این طرحهای تفصیلی، عملیاتهای پیشگیرانه و مدیریتی هدفمند جایگزین رویکردهای سنتی یا منفعلانه شده است.
این مرحله عملیاتی نشاندهنده آن است که مدیریت نوین جنگلهای هیرکانی بر پایه دانش روز و با تکیه بر آمایش دقیق سرزمین و در پاسخ به ضرورتهای فنی و حفاظتی برای حفظ شادابی جنگل قرار است اجرایی شود.
اجرای مطالعات آمایشی در 2.9 میلیون هکتار از جنگلهای شمال
کامران پورمقدم، معاون امور جنگل سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور در تبیین سیر تحول مدیریت جنگلهای کشور گفت: مدیریت علمی جنگلهای ایران که از سال 1338 آغاز شد، دههها تحت تأثیر الگوهای غربی و با تمرکز بر بهرهبرداری چوبی بود. با این حال، تغییرات اکولوژیک، الزامات اجتماعی و ضرورتهای حفاظتی، رویکرد کشور را تغییر داد تا اینکه با ابلاغ ماده 38 قانون برنامه ششم توسعه در سال 1396، بهرهبرداری چوبی از جنگلهای شمال بهطور رسمی متوقف شد.
وی با تأکید بر اینکه توقف بهرهبرداری به معنای رهاسازی جنگلها نیست، افزود: پس از پایان طرحهای چوبی، تدوین طرحهای جایگزین بر مبنای شاخصهای بینالمللی «مدیریت پایدار جنگل» در دستور کار قرارگرفت. این الگو بر 3 رکن اساسی یعنی ابعاد اقتصادی، اجتماعی و اکولوژیک استوار است.
معاون امور جنگل سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور با اشاره به اقدامات مطالعاتی انجام شده، تصریح کرد: مطالعات نیمهتفصیلی در 104 حوزه جنگلی شمال به وسعت 2 میلیون و 900 هزار هکتار از سال 1398 آغاز شد. این مطالعات با رویکرد آمایش سرزمین و استفاده از تصاویر ماهوارهای، تمامی پتانسیلهای موجود را شناسایی کرده و اکنون در قالب 75 لایه اطلاعاتی، کاربریهای مناسب هر منطقه از جنگلهای هیرکانی مشخص شده است.
تکلیف قانونی سازمان منابع طبیعی در برنامه هفتم
پورمقدم با اشاره به تصویب ماده 36 قانون برنامه هفتم پیشرفت کشور اظهار کرد: طبق این ماده قانونی، سازمان منابع طبیعی مکلف است حفظ، احیا و توسعه جنگلها را در قالب «طرحهای مدیریت پایدار جنگل» و «جنگلداری نوین» انجام دهد. در واقع، جنگلداری نوین بخشی از پازل بزرگ مدیریت پایدار است که بر اساس آمایش سرزمین اجرا میشود.
وی در تشریح نحوه اجرای این طرحها، افزود: در هر حوزه آبخیز جنگلی، بر اساس پتانسیلهای شناساییشده، کاربریهای متفاوتی تعریف میشود؛ بهطوری که در یک حوزه ممکن است همزمان طرحهایی نظیر جنگلداری نوین، ذخیرهگاههای جنگلی (برای حفاظت از گونههای ارزشمند ژنتیکی)، پارکهای جنگلی و یا زراعت چوب در زونهای تعیینشده اجرایی شود.
این مسئول دولتی در ادامه اظهار کرد: این رویکرد جامع به ما اجازه میدهد که به جای مدیریت تکبعدی، تمام ظرفیتهای اکولوژیک و اقتصادی جنگل را به شکل هوشمندانه و پایدار مدیریت کنیم که مجموع این اقدامات در نهایت، تحقق واقعی طرح مدیریت پایدار جنگل خواهد بود.
جزئیات اجرایی «جنگلداری نوین» در شمال و ابلاغ سند راهبردی مدیریت جنگلهای زاگرس
معاون امور جنگل سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور در پاسخ به این پرسش که آیا طرحهای جنگلداری بهطور یکسان در تمام حوزههای آبخیز اجرا میشود، توضیح داد: خیر؛ هر حوزه آبخیز دارای پهنههای (پلیگونهای) مختلف با پتانسیلهای متفاوت است. در یک حوزه آبخیز ممکن است بخشی برای جنگلداری نوین اختصاص یابد، بخشی دیگر به دلیل ارزش ژنتیکی بالا بهعنوان ذخیرهگاه مدیریت شود و برخی نقاط در قالب پارک جنگلی یا منطقه حفاظتشده قرار گیرند.
وی اضافه کرد: طرح جنگلداری نوین در واقع زیرمجموعه طرح جامعتر «مدیریت پایدار جنگل» است. این رویکرد، وسیعتر از اقدامات صرفاً جنگلورزانه است و با مشارکت جوامع محلی، مردم و دستگاههای اجرایی، به دنبال مدیریت همهجانبه حوزههای آبخیز است.
از جنگلهای هیرکانی تا جنگلهای زاگرس
پورمقدم با اشاره به فاز عملیاتی این برنامهها در شمال کشور گفت: فاز اول مدیریت پایدار جنگلهای هیرکانی در 28 حوزه آبخیز در استانهای گیلان، مازندران و گلستان آغاز شده است. این فاز در سطحی حدود 700 هزار هکتار و طی یک بازه زمانی 3 تا 5 ساله اجرا میشود تا زیرساختهای لازم برای گسترش طرح در کل پهنههای جنگلی فراهم شود.
معاون امور جنگل سازمان منابع طبیعی در خبری مهم از ابلاغ سند مدیریت جنگلهای زاگرس خبر داد و گفت: سند مدیریت پایدار جنگلهای زاگرس کمتر از یک ماه قبل توسط وزیر جهاد کشاورزی جهت ابلاغ کشوری به دفتر معاون اول ریاستجمهوری ارسال شده است. رویکرد محوری ما در زاگرس «جنگلداری اجتماعی» با تکیه بر مشارکت فعال جوامع محلی و بهرهبرداران عرفی است.
وی در خصوص زمانبندی اجرایی در زاگرس اظهار کرد: با اولویتبندی مناطق بحرانی، اجرای این طرح امسال در 4 استان چهارمحال و بختیاری، کرمانشاه، کردستان و فارس به عنوان پایلوت آغاز میشود. برنامه اجرایی 7 استان دیگر زاگرسنشین نیز از سال 1405 تدوین و از ابتدای سال 1406 عملیاتی خواهد شد.
پورمقدم در پایان ضمن تأکید بر لزوم صبوری در مشاهده نتایج اقدامات منابع طبیعی، تاکید کرد: برنامههای مدیریت منابع طبیعی ذاتاً بلندمدت هستند. برای مشاهده آثار مثبت و عینی این رویکرد در اکوسیستمهای جنگلی کشور، حداقل بازه زمانی 10 ساله مورد نیاز است تا با نظارت مستمر و اجرای دقیق برنامهها، اهداف پیشبینیشده محقق شود.