فصل تجارت - تردید درباره انرژیهای تجدیدپذیر همواره وجود دارد اما در بازار پرتلاطم انرژی، ظاهراً زمانش رسیده که اقتصادیبودنِ تجدیدپذیرها مثل انرژی خورشیدی را باور کنیم. موضوع را اینجا مفصل توضیح دادهایم.
منبع: ژورنال تکنولوژی پاک
تا مدتها هربار از انرژی خورشیدی سخن به میان میآمد، برخی استدلالهای ناخوشایند علیه آن مطرح میشد. ابتدا موافقانش به این نکته اشاره میکردند که تولید انرژی خورشیدی، هزینهای در زمینه سوخت اولیه روی دست کسی نمیگذارد و هزینههای عملیاتیاش پایین است. اما به هر حال این نکته مطرح بود که برای راهاندازی تاسیسات انرژی خورشیدی، ابتدا باید سرمایهگذار وارد میشد و هزینه سنگین راهاندازی اولیه را قبول میکرد. اما وضعیت در مورد حوزههای دیگر فرق داشت. انرژی فسیلی در ظاهر، سرمایه کمتری میطلبید و بقیه صورتحساب را هم در دهههای بعدی توزیع میکرد.
این تفاوت در آغاز راه، برای خیلیها اهمیت داشت. در اقتصادهای نوظهور که بودجهها محدود بود و نرخ بهره هم اکثراً بالا بود، چنین تفاوتی اهمیت زیادی پیدا میکرد. اما اکنون این عیب تا حد زیادی از میان رفته است.
یک نیروگاه خورشیدی امروز میتواند برای همان مقدار برقِ تحویلدادهشده، سرمایه اولیه کمتری نسبت به نیروگاه زغالسنگی یا گازی نیاز داشته باشد؛ در حالی که یک دهه پیش، تا پنج برابر بیشتر به سرمایه نیاز داشت. این دیگر فقط برتری در زمینه هزینه نیست؛ بلکه یک نقطه عطف بنیادیتر است: انرژی خورشیدی اکنون میتواند پیش از سوزانده شدنِ اولین تن زغالسنگ یا متر مکعب گاز، با سوختهای فسیلی رقابت کند.
گزارش جنجالی اخیر نشریه فایننشال تایمز همین پارادایم جدید را برجسته کرده است. دیو جونز، همبنیانگذار شرکت تحقیقاتی انرژی امبر اطلاعاتی را در این زمینه مطرح کرده که در نوع خود جالب است.
او میگوید پنلهای خورشیدی پیشتر بین 5 تا 6 دلار به ازای هر وات ظرفیت تولید قیمت داشتند و البته منظور از «پیشتر» حدود 25 سال پیش است. اما امروز پنلهای خورشیدی تنها 12 سنت به ازای هر وات فروخته میشوند؛ قیمتی که به گفته او با توجه به گزینههای جایگزین، «بهطرز خندهداری ارزان» است. فایننشال تایمز این کاهش حیرتآور را تماماً نتیجه افزایش شدید تولید پنل خورشیدی در چین میداند. بر اساس این استدلال، تولید چینی باعث شده که انرژی تجدیدپذیر برای کشورهای ثروتمند و در حال توسعه بهطور یکسان با قیمتهای بسیار ناچیز در دسترس قرار بگیرد.
باید توجه داشت که این کاهش قیمت در بستر یک اشباع ساختاری جهانی رخ داده است. واقعیت این است که ظرفیت تولید جهانی تجهیزات انرژی پاک، اکنون دو برابر تقاضای جهانی است. تولید قطعات مربوط به انرژی خورشیدی، باتری و انرژی بادی در سال گذشته از تقاضا بسیار پیشی گرفت و این مازاد عرضه عملاً قیمتها را پایین نگه داشته است. سهم آسیا، به خصوص چین، در این تولید همچنان بسیار بالا است؛ به طوری که چین بیش از 70 درصد ظرفیت تولیدِ تقریباً همه بخشهای انرژی تجدیدپذیر را در اختیار خود دارد. این اشباع، همراه با افزایش قیمت نفت ناشی از جنگ در ایران، جذابیتِ انرژی پاک را بهعنوان جایگزین سوختهای فسیلی تقویت کرده و کشورهایی مانند میانمار، لائوس، ویتنام، کامبوج و شیلی را به اتخاذ سیاستهایی برای تسریع پذیرش و بهکارگیریِ فناوریهای پاک واداشته است.
در همین حال، آمار ظرفیت نصبشده در سطح جهانی نیز همین شتاب را تأیید میکند. بر اساس گزارش «آمار ظرفیت تجدیدپذیر 2026» که توسط آژانس بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر (ایرِنا) منتشر شده، مشخص میشود که جهان در سال 2025 رکورد زد و 692 گیگاوات ظرفیت تجدیدپذیر جدید ایجاد کرد و مجموع ظرفیت نصبشده را به 5149 گیگاوات رساند و این حاکی از رشدی 15.5 درصدی است.
از این میزان، حدود 510 گیگاوات فقط از انرژی خورشیدی بود که تقریباً سهچهارمِ کل افزایش سالانه را تشکیل میدهد. در همین حال، انرژی خورشیدی و باد با هم 96.8 درصد از تمام ظرفیت جدید انرژیهای تجدیدپذیر را به خود اختصاص دادند. آسیا با سهم 74.2 درصدی از نصبهای جدید، پیشتاز مطلق بود و آفریقا با رشد 11.3 گیگاواتی و خاورمیانه با نرخ رشدی 28.9 درصدی، سریعترین شتاب را در میان مناطق دیگر دنیا به نمایش گذاشتند.
نتیجه این تحولات، رشدی سرسامآور بوده است. جهان با سرعت چشمگیری دارد پنلهای فتوولتائیک بیشتری را به کار میگیرد و سال به سال رکوردهای خود را میشکند. در چین که پیشرو بلامنازع جهانی در زمینه انرژی خورشیدی است، تأسیسات جدید آنقدر شبکه را از برق پر کردهاند که مازاد وجود دارد و شبکه توان استفاده از آن را ندارد.
یو یوان هوانگ، معاون اجرایی غول باتری بیتیآر نیو متریال گروپ، اخیراً به این نکته اشاره کرد که «شبکه چین بسیار قوی و پایدار است، اما ما شاید در زمینه انرژی سبز بیش از حد نیاز جلو رفته باشیم.» در آمریکا نیز با وجود تلاشهای دونالد ترامپ برای احیای صنعت زغالسنگ، فتوولتائیک (تبدیل مستقیم نور خورشید به برق) در ماه ژوئن برای نخستین بار بیش از نیروگاههای زغالسنگ توانست برق تولید کند. همچنین در کشوری مانند اسپانیا، میزان باورنکردنی نصب پنلهای خورشیدی اقتصاد انرژی داخلی را زیر و رو کرده و به خروج دستهجمعی سرمایهگذاری خطرپذیر منجر شده است، چرا که حالا باید به مشتریان پول داد تا برق بیشتری مصرف کنند.
البته بزرگترین تأثیر جهانی در این زمینه را باید خارج از اقتصادهای ثروتمند جستوجو کرد. واقعیت این است که کشورهای در حال توسعه اغلب همزمان با سه فشار مواجهاند: تقاضا برای برق که بهسرعت در حال افزایش است، هزینههای استقراض بالا و همین طور وابستگی به سوختهای وارداتی. از نظر تاریخی، کشوری که بیشترین نیاز را به مزایای خورشیدی داشت، اغلب با بالاترین هزینه سرمایه روبهرو بود. اما حالا در مناطق روستایی جهان، اوضاع تغییر کرده است و به گفته آنیش تاکار، همبنیانگذار شرکت تأمین مالی خورشیدی کنیایی سان کینگ، خانههای روستایی که مجبور بودند با چند فانوس نفتی سر کنند حالا میتوانند با استفاده از پنلهای خورشیدی به برق بسیار بیشتری دسترسی داشته باشند.
با این حال، الگوی رشد انرژی خورشیدی اصلاً یکنواخت نبوده است. گزارش آژانس بینالمللی انرژی (IEA) برای سال 2026 پیشبینی میکند که اضافهشدنِ سالانه ظرفیت انرژی خورشیدی در این سال کاهش نشان خواهد داد و از حدود 585 گیگاوات در سال 2025 به 540 گیگاوات در سال 2026 خواهد رسید. با این حال، انرژی خورشیدی همچنان حدود 80 درصد از کل گسترش ظرفیت تجدیدپذیر جهان را در دوره 2025 تا 2030 تشکیل خواهد داد. این توقف نسبی در مسیر رشد بیوقفه، عمدتاً ناشی از محدودیتهای شبکه و نه کاهش تقاضا است.
در این میان، در سطح جهانی نیز پذیرش انرژی خورشیدی دیگر فقط یک موضوع مربوط به سیاست آبوهوایی نیست. این رشد به لطف سهم ضروری و رو به رشدِ آن در امنیت انرژی و اقتصاد ساده، با سرعتی سرسامآور پیش میرود. انرژی خورشیدی اکنون ارزانترین شکل انرژی روی زمین است و واضحترین مسیر رو به جلو برای استقلال و تابآوریِ انرژی را نمایندگی میکند. این موضوع به خصوص برای اقتصادهای کوچکتر و در حال رشد که باید خود را از اقلیم ژئوپلیتیکی پرنوسان محافظت کنند اهمیت دارد. برخی از فقیرترین کشورهای جهان اکنون پیشرو در زمینه انقلاب انرژی خورشیدی هستند: برزیل، شیلی، السالوادور، مراکش، کنیا و نامیبیا همگی در گذار خود به انرژی پاک از کشورهایی مثل آمریکا پیشی گرفتهاند. همچنین پاکستان به چهره شاخص غافلگیرکننده این جنبش تبدیل شده است و پاکستانیها پنلهای خورشیدی پشتبام و باتری را سریعتر از هر بازار دیگری روی زمین نصب میکنند تا برق ارزانتر و قابلاعتمادتری نسبت به زیرساخت ضعیف انرژی کشور خود به دست بیاورند.
در مقابل، برخی از ثروتمندترین و مشتاقترین قهرمانانانِ گذار به سوی استفاده از انرژی خورشیدی عملاً از بقیه عقب ماندهاند. نشریه اکونومیست با اشاره به همین موضوع در گزارشی نوشته بود: «اروپا خیلی دوست دارد خود را قهرمان انرژی تجدیدپذیر بداند؛ در حالی که در واقعیت، اضافهشدن ظرفیت خورشیدی در اروپا در سال 2025 به سختی از سال 2024 فراتر رفت و در سال 2026 استقرارهای جدید خورشیدی در هر کشور بزرگ اتحادیه اروپا به جز ایتالیا کاهش خواهد یافت.» دلیل اصلی، محدودیتهای شبکه است: در ساعات اوج تولید، شبکه بیش از حد شلوغ است و ذخیرهسازی کافی ندارد، که به هدر رفتن انرژی، قیمتهای منفی و حتی خطر خاموشیهای فاجعهبار منجر میشود.
تنها کشور اروپایی که در این زمینه موفق ظاهر شده، رومانی است. رومانی برخلاف بسیاری از کشورهای اروپای غربی، ذخیرهسازی را نسبتاً زود در ساخت تاسیسات خورشیدی خود مستقر کرد. همچنین بخش زیادی از رشدش به شکل سیستمهای خورشیدی بههمراه باتری در مقیاس کوچک و مسکونی بود و در نتیجه رومانی در سال 2025 شاهد افزایش 45 درصدی نصب خورشیدی بود، در حالی که بقیه اروپا به سختی رشدی در این زمینه نشان داد. اکونومیست مینویسد: «در آغاز انقلاب خورشیدی اروپا، انگیزه این بود که پنلها به هر وسیلهای مستقر شوند. اما با بلوغ این صنعت، کشورها باید بین ظرفیت تولید و ذخیرهسازی تعادل برقرار کنند. رومانی در این زمینه الگوی بقیه است.»
با این حال، یک ایراد واضح باقی میماند: برق سالانه همان محصول برق در زمان تقاضا نیست. یک نیروگاه گازی میتواند در شب و در طول یک هفته هم فعالیت و انرژی تولید کند؛ اما انرژی خورشیدی نمیتواند. بنابراین مقایسه منصفانه سیستم باید ترکیبی از باتریها، شبکهها، اتصالات، تقاضای انعطافپذیر، برق آبی، تولید پشتیبان و در برخی مناطق حتی ذخیرهسازی طولانیمدت را شامل شود.
نکته مهم دیگر این است که معمولاً تردیدهای زیادی درباره انرژیهای تجدیدپذیر مطرح میشود و انگار سرمایهگذاران آنها باید برای هر کابل، باتری و نیروگاه پشتیبانی مورد نیاز خود پاسخگو باشند، در حالی که تولید فسیلی این گونه نیست و همواره پربازده تلقی میشود. این مقایسه بیطرفانه نیست. نیروگاههای گازی نیازمند خطوط لوله، پایانههای واردات، تأسیسات ذخیرهسازی و قراردادهای سوخت هستند. زغالسنگ به معدن، راهآهن، بندر و ذخایر نیاز دارد و هر دو با نوسان کالا و اختلالات عرضه مواجهاند. قابلیت توزیع ارزش دارد، اما نگهداری سیستم سوختی که آن را ممکن میکند رایگان نیست. همچنین تفاوت استراتژیکی بین زیرساخت و سوخت وجود دارد: یک باتری، خط انتقال یا پنل خورشیدی میتواند سالها خدمات ارائه دهد، در حالی که گاز وارداتی لحظهای که سوزانده شود ناپدید میشود و سپس باید دوباره خریداری شود.
گذار همچنان به شبکهها، انعطافپذیری و تأمین مالی بهتر نیاز دارد و انرژی خورشیدی همه مشکلات سیستمی را حل نکرده است. اما انرژی فسیلی یکی از آخرین دفاعهای اقتصادی ساده خود را از دست داده است: دیگر لزوماً ارزانتر نیست که امروز بسازیم و فردا بپردازیم. روی هم رفته، هیچوقت زمان بهتری برای خرید پنل خورشیدی وجود نداشته است و این با توجه به تنشها در بازار نفت و گاز، خبر خوبی است.
لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?81211