فصل تجارت - در شرایطی که ناترازی گاز، پایداری شبکه انرژی را تهدید میکند، اتصال یازدهمین چاه فاز 11، بخشی از نیاز حیاتی کشور به گاز را تأمین میکند.
به گزارش فصل تجارت، در شرایطی که ناترازی گاز طبیعی به یکی از چالشهای راهبردی اقتصاد ایران تبدیل شده و فصلهای سرد سال، فشار سنگینی را بر شبکه توزیع و صنایع کشور وارد میکنند، تکمیل و بهرهبرداری از پروژههای اولویتدار در میدان مشترک پارس جنوبی، بیش از آنکه یک کارنامه عملیاتی باشد، یک الزام حیاتی برای امنیت ملی است. پارس جنوبی، به عنوان ستون فقرات تأمین انرژی کشور، نقشی تعیینکننده در تراز انرژی ایفا میکند. در میان فازهای توسعهیافته و در حال توسعه، فاز 11 به دلیل موقعیت مرزی و حساسیتهای سیاسی و فنی، همواره جایگاهی استراتژیک داشته است. اخبار اخیر مبنی بر تکمیل یازدهمین چاه این فاز و افزایش تولید روزانه به بیش از 26 میلیون مترمکعب گاز غنی، نشاندهنده گامی بلند در مسیر صیانت از منافع ملی و جلوگیری از افت فشار در یکی از بزرگترین میادین گازی جهان است. این گزارش به بررسی ابعاد فنی، امنیتی و استراتژیک این موفقیت در دل پیچیدهترین شرایط عملیاتی میپردازد.
از سرابِ قراردادهای خارجی تا بلوغ توان داخلی
مسیر توسعه فاز 11 پارس جنوبی، مشتی از خروارِ تاریخ تحولات صنعت نفت ایران در دهههای اخیر است. این فاز که در قالب الگوهای تازه قراردادهای نفتی (IPC) تعریف شده بود، سالها در انتظار سرمایهگذاری و تکنولوژی شرکتهای بزرگ بینالمللی باقی ماند. در سال 1396، با امضای قرارداد میان شرکت ملی نفت ایران، توتال فرانسه و شرکت ملی نفت چین، امیدها برای توسعه سریع آن زنده شد. اما با بازگشت تحریمهای ظالمانه آمریکا، خروج زنجیرهای شرکای خارجی، پروژه را در تعلیقی طولانیمدت فرو برد.
در این میان، اتکا به توان مهندسی داخلی به تنها گزینه عملیاتی تبدیل شد. زمانی که شرکت پتروپارس به عنوان بازوی اجرایی وزارت نفت، سکان هدایت کامل این پروژه را در دست گرفت، کمتر کسی تصور میکرد که در سایه محدودیتهای شدید مالی و تکنولوژیک، بتوان عملیات فراساحلی را با چنین سرعتی پیش برد. آنچه امروز در فاز 11 به ثمر نشسته، فراتر از یک موفقیت مهندسی، اثباتی بر این واقعیت است که تکیه بر ظرفیتهای داخلی، تنها راه عبور از بنبستهای تحمیلی است. توسعه فاز 11، پس از خروج شرکتهای خارجی، نه تنها متوقف نشد، بلکه با تعریف اولویتهای جدید و تمرکز بر تکمیل چاههای اینفیل و فراساحلی، اکنون به عنوان یکی از نمادهای توان عملیاتی صنعت نفت ایران شناخته میشود. این بلوغ فنی، هماکنون به سایر پروژههای بالادستی نیز تسری یافته و ناوگان حفاری دریایی کشور را در میادین بلال و سایر نقاط پارس جنوبی به تحرک واداشته است.
عملیات در «جنگ سوم»؛ تابآوری در برابر تهدیدها
یکی از ابعاد کمتر دیدهشده در موفقیتهای اخیر فاز 11، بستر عملیاتیِ انجام کار است. در ماههای گذشته و همزمان با تنشهای امنیتی در منطقه که بسیاری از تحلیلگران آن را «جنگ تحمیلی سوم» علیه زیرساختهای اقتصادی مینامند، فعالیت در دریا با ریسکهای بیسابقهای روبهرو بود. تهدیدهای موشکی، محدودیتهای لجستیکی و اختلال در زنجیره تأمین قطعات، هر پروژهای را میتوانست به تعطیلی بکشاند. اما عملیات توسعه در این فاز، حتی برای یک روز متوقف نشد.
حفاری یازدهمین چاه در سکوی B فاز 11، با عمق نهایی بیش از 4300 متر و مشبککاری 370 متر در لایه راهبردی کنگان-دالان، تنها یک عملیات فنی نبود؛ بلکه نمادی از مقاومتِ متخصصان صنعت نفت در میدان نبرد انرژی بود. در شرایطی که جابهجایی دکلهای دریایی و انتقال نیروهای متخصص به سکوها به دلیل تهدیدات امنیتی با دشواریهای زیادی همراه بود، مهندسان با رعایت دقیق پروتکلهای ایمنی، عملیات اسیدکاری و تمیزکاری چاه را با موفقیت به پایان رساندند. اینکه آخرین دکل حفاری دریایی در خلیج فارس تا پنجم فروردین 1405 در موقعیت این فاز مستقر بود، نشان میدهد که صنعت نفت، خط مقدم جبهه اقتصادی کشور را در حساسترین شرایط رها نکرد. این استمرار عملیاتی، ثابت کرد که توان اجرایی داخلی، با تکیه بر مدیریت ریسک و هماهنگی دقیق، توانایی غلبه بر پیچیدهترین موانع پشتیبانی را داراست.
امنیت انرژی؛ فراتر از یک عدد تولیدی
افزایش تولید گاز فاز 11 به 26 میلیون مترمکعب در روز، صرفاً یک دستاورد آماری نیست؛ این مقدار گاز، در تراز گاز کشور، نقشی حیاتی در کاهش ناترازیهای زمستانی دارد. هر میلیون مترمکعب گاز اضافه در شبکه سراسری، به معنای تأمین پایدارتر گاز برای نیروگاهها و صنایع انرژیبر است که موتور محرک اقتصاد هستند. تداوم توسعه این فاز، همگام با سایر پروژههای افزایش تولید در میادین مشترک، بخشی از یک استراتژی کلان برای تقویت سهم ایران از برداشت از میدان پارس جنوبی است.
میدان گازی پارس جنوبی، همواره به عنوان دارایی مشترک و تعیینکننده در امنیت انرژی ایران مطرح بوده است. هر گام در توسعه این فاز، افزون بر اثرگذاری بر تراز گاز، به معنای صیانت از منافع ملی در براب
ر برداشتهای فزاینده طرف مقابل از این میدان مشترک است. تکمیل سکوی 11B و رسیدن به ظرفیت اسمی در این مرحله، گامی برای تثبیت سهم تولید کشور است. با این حال، نگاه به آینده باید راهبردیتر باشد؛ چرا که میدان پارس جنوبی در مسیر افت فشار طبیعی قرار دارد و حفظ تولید، خود به اندازه توسعه جدید اهمیت دارد. اقداماتی که اخیراً برای افزایش بهرهوری انجام شده، نشان میدهد که مدیریت فنی کشور به درستی بر نقاط حساس تمرکز کرده است. برنامه کوتاه-مدت برای وارد کردن دهها چاه جدید به مدار تولید در خلیج فارس، گواهی بر این رویکرد است که برای عبور از بحرانهای انرژی در سالهای پیش رو، باید تمامی ظرفیتهای بالقوه را به فعلیت تبدیل کرد.
در پایان باید گفت آنچه در فاز 11 پارس جنوبی رقم خورد، بیش از آنکه یک پیروزی فنی در دل خلیج فارس باشد، بیانیهای صریح از ظرفیت ایستادگیِ صنعت نفت ایران در برابر بنبستهای تحمیلی و فشارهای منطقهای است. این موفقیت، ثابت کرد که «توان داخلی»، نه یک شعار تبلیغاتی، بلکه زیرساختی است که میتواند در غیاب کنسرسیومهای بزرگ بینالمللی، سختترین پروژههای فراساحلی را با استاندارد جهانی به سرانجام برساند. عبور از تولید 26 میلیون مترمکعب در روز، اگرچه بخشی از پازل بزرگ تأمین انرژی کشور است، اما بهخوبی نشان میدهد که راهبرد «تولید حداکثری» از میادین مشترک، با اتکا به نیروی انسانی متخصص و مدیریت منسجم، مسیری برگشتناپذیر است.
با این حال، باید توجه داشت که این موفقیت، تنها یک نقطه عطف است. چالش ناترازی گاز در ایران، عمیقتر از آن است که با تکمیل یک یا دو فاز برطرف شود. امنیت انرژی کشور در سالهای آتی، مستلزم تداوم همین سطح از تلاش، سرمایهگذاری در تکنولوژیهای جدید حفاری و از همه مهمتر، حفظ انگیزه و توان نیروی انسانی متخصص در برابر فشارهای عملیاتی است. پروژههای اینفیل و طرحهای راهبردی توسعه که اکنون در دست اجرا هستند، باید با همین سرعت و دقت دنبال شوند. پیامِ این دستاورد برای تصمیمگیران حوزه انرژی روشن است: در حالی که در سختترین شرایط امنیتی و اقتصادی، عملیات تولید به ایستایی دچار نشد، اکنون زمان آن است که با تقویت زیرساختهای مالی و لجستیکی، سرعت توسعه سایر میادین گازی نیز افزایش یابد. صنعت نفت ایران، با پشت سر گذاشتن آزمون سخت فاز 11، اکنون آمادهباش کامل برای نبردی بزرگتر در مسیر تأمین پایدار انرژی برای آیندگان است؛ نبردی که در آن، هر فوت مکعب گاز، قطعهای از پازل امنیت ملی محسوب میشود.