فصل تجارت - با عبور قیمت نفت از مرز 100 دلار، تحلیلها نشان میدهد آمریکا از انتشار اخبار مربوط به مذاکره با ایران، برای کنترل قیمتها و بازار انرژی استفاده میکند.
با عبور قیمت نفت برنت از مرز 100 دلار و رسیدن آن به حدود 107 دلار، که در پی سختگیری بیشتر تهران بر عبور و مرور کشتیها در تنگه هرمز و تحولات یمن رخ داد، بار دیگر موجی از اخبار درباره میانجیگری، تبادل پیام از طریق قطر و پاکستان و نزدیک بودن توافق میان ایران و آمریکا در رسانهها منتشر شده است. در همین حال، دونالد ترامپ که تا پیش از این بهصراحت از مذاکره با ایران اعلام انصراف میکرد، اکنون پالسهای مذاکره را مخابره میکند. این چرخه تکراری نشان میدهد که واشنگتن هر بار که قیمت نفت از آستانه تحملش عبور میکند، بهجای اقدام عملی، از «خبر» به عنوان ابزاری برای کنترل بازار و پایین آوردن قیمت نفت استفاده میکند.
به دفعات مکرر، هر بار که قیمت نفت به محدودههای حساس، بهویژه مرز 100 دلار، نزدیک میشود، خبرهایی درباره مذاکره، فرستادن میانجی و نزدیک بودن توافق با ایران منتشر میشود. واقعیت این است که نفت بالای 100 دلار فشار سنگینی بر اقتصاد آمریکا وارد میکند؛ بهطوری که نرخ گازوئیل در آمریکا به رکورد تاریخی 6.2 دلار در هر گالن رسیده است. رویترز پیشتر در گزارشی هشدار داده بود که این افزایش قیمت، بودجه سرویسهای حملونقل مدارس را تحت فشار شدید قرار داده است و کارشناسان نیز معتقدند تداوم آن میتواند هزینه حمل کالا در سراسر زنجیره تأمین را افزایش دهد. در چنین شرایطی، کاخ سفید بهجای اقدام جدی در میدان، دست به «خبردرمانی» میزند؛ یعنی با انتشار اخبار مثبت و گاهی کذب از نزدیکی توافق با ایران، تلاش میکند بازار را فریب داده و قیمت نفت را بدون هیچ اقدام عملی پایین بیاورد.
اظهارات جان بولتون درباره دستکاری بازار
اظهارات جان بولتون، مشاور پیشین امنیت ملی آمریکا، در این زمینه بسیار قابل تأمل است. بولتون که از نزدیکان حلقه ترامپ محسوب میشود، بهصراحت گفته است: «من فکر میکنم [رفتار او] یکجور دستکاری بازار است تا نشان دهد همهچیز خوب است.» او تأکید کرد: «او میگوید هر لحظه ممکن است توافق شود و محاصره عالی عمل میکند. هدف اصلیاش این است که قیمت نفت پایین بیاید». بولتون در جای دیگری نیز اشاره کرد: «اگر چیزی وجود دارد که ترامپ نسبت به آن وسواس دارد، آن بازارها و قیمت بنزین است». این اظهارات از سوی یک مقام ارشد سابق که از نزدیک با تیم ترامپ در ارتباط بوده، ادعای «خبردرمانی» را از یک فرضیه به یک واقعیت مستند تبدیل میکند.
نکته مهم برای جمهوری اسلامی همینجاست؛ مسئولان کشور نباید به هر خبر درباره میانجیگری، مذاکره یا نزدیک بودن توافق، بیش از اندازه وزن سیاسی و رسانهای بدهند؛ زیرا ممکن است ناخواسته به همان اثری کمک کنند که طرف مقابل به دنبال آن است. حتی اگر مذاکرهای در جریان باشد، ضریب دادن به آن و ایجاد موج رسانهای، تنها به نفع طرف آمریکایی تمام میشود. در مقابل، اگر اخبار منتشرشده از سوی طرف مقابل نادرست باشد، لازم است بلافاصله و بدون تأخیر تکذیب شود تا بازار فرصت واکنش کاذب پیدا نکند.
فرسایش تاکتیک: «دیگر کسی باور نمیکند»
این تاکتیک اما یک مشکل اساسی دارد؛ در کوتاهمدت ممکن است جواب بدهد و قیمتها را پایین بیاورد، اما به مرور فعالان بازار یاد میگیرند که به اخبار تکراری با احتیاط بیشتری نگاه کنند. قالیباف در واکنش به این تاکتیک گفته است که آمریکا برای کاهش قیمت نفت «اخبار جعلی زیادی» منتشر کرده و بازار دیگر به این اخبار بیاعتماد شده است. به بیان دیگر، واشنگتن ممکن است با تکرار بیش از حد این تاکتیک، کارتهای خود را زود بازی کرده باشد.
هر بار که قیمت نفت به مرز 100 دلار نزدیک میشود یا آن را رد میکند، فشار بر اقتصاد آمریکا اوج میگیرد و ترامپ بلافاصله با توییت زدن و انتشار اخبار — که اکثراً جعلی هستند — درباره مذاکرات وارد میدان میشود. در چنین شرایطی، مسئولان جمهوری اسلامی باید هوشیار باشند: حتی اگر مذاکرهای در جریان باشد، ضریب دادن به آن و راه انداختن موج رسانهای، تنها به نفع دشمن تمام میشود. همچنین اگر اخبار منتشرشده از سوی طرف مقابل نادرست باشد، باید بیدرنگ و بدون تعارف تکذیب شود تا بازار فرصت واکنش کاذب پیدا نکند.
سفر مقامهای قطری و پاکستانی میتواند بخشی از یک تلاش واقعی برای کاهش تنش باشد، اما میان یک دیدار، یک رایزنی و یک توافق واقعی فاصله زیادی وجود دارد. تهران باید میان «خبر» و «واقعیت» تفاوت بگذارد و اجازه ندهد تصمیمات سیاسی و اقتصادی کشور تحت تأثیر موجهایی قرار بگیرد که ممکن است بیش از آنکه حاصل یک تحول واقعی در میدان باشند، برای اثرگذاری بر انتظارات بازار ایجاد شده باشند. مسئولان ایرانی لازم است دقت بیشتری در زمانبندی جلسات، تبادل پیام و اعلام نتایج آن داشته باشند، زیرا این هم بخشی از جنگ است.