دوشنبه ۳۰ شهريور ۱۴۰۵
اقتصادی

دانش‌آموزان آزمایشگاه فناوری نیستند

فصل تجارت - آندریاس اشلایشر* هر سه سال یک‌بار، صدها هزار نوجوان ۱۵ساله در بیش از ۹۰ کشور جهان پای آزمون جهانی PISA می‌نشینند و به پرسش‌های آن پاسخ می‌دهند. آنها برای این آزمون مطالعه نمی‌کنند و نتایج آن نیز بر نمرات تحصیلی‌شان تاثیری ندارد. بااین‌حال، وزرای آموزش نتایج را با دقت بررسی می‌کنند، روزنامه‌ها آن را در صفحات نخست خود منتشر می‌کنند و بر اساس این نتایج، نظام‌های آموزشی مورد تحسین یا پرسش قرار می‌گیرند.
  بزرگنمايي:

فصل تجارت - آندریاس اشلایشر* هر سه سال یک‌بار، صدها هزار نوجوان 15ساله در بیش از 90 کشور جهان پای آزمون جهانی PISA می‌نشینند و به پرسش‌های آن پاسخ می‌دهند. آنها برای این آزمون مطالعه نمی‌کنند و نتایج آن نیز بر نمرات تحصیلی‌شان تاثیری ندارد. بااین‌حال، وزرای آموزش نتایج را با دقت بررسی می‌کنند، روزنامه‌ها آن را در صفحات نخست خود منتشر می‌کنند و بر اساس این نتایج، نظام‌های آموزشی مورد تحسین یا پرسش قرار می‌گیرند.

دلیل این میزان توجه آن است که نتایج PISA یکی از معتبرترین معیارهای سنجش کیفیت نظام‌های آموزشی و در نتیجه، یکی از قدرتمندترین پیش‌بینی‌کننده‌های موفقیت بلندمدت اقتصادهاست. پژوهشگران دانشگاه استنفورد برآورد کرده‌اند که اگر همه نوجوانان 15ساله آمریکایی دست‌کم به سطح دو PISA برسند، این امر می‌تواند در طول زندگی کاری آنها بیش از 40تریلیون دلار (معادل یک‌ویک‌چهارم تولید ناخالص داخلی اسمی آمریکا) به اقتصاد این کشور اضافه کند.
بااین‌حال، در سال2025، 22درصد از نوجوانان 15ساله آمریکایی در آزمون علوم به این سطح نرسیدند؛ رقمی که از 19درصد در سال2018 افزایش یافته است. این سهم در ریاضیات 35درصد بود (در مقایسه با 27درصد در سال 2018) و در خواندن به 26درصد رسید (در مقایسه با 19درصد در سال 2018). این دانش‌آموزان در تفسیر داده‌های ساده، شناسایی شواهد در یک نمودار یا درک متون ساده با مشکل مواجهند.
تصویر در بسیاری از کشورهای دیگر نیز مشابه است. در واقع، جهان دیگر به‌طور مشخص میان کشورهای ثروتمند و برخوردار از آموزش باکیفیت و کشورهای فقیر و دارای نظام‌های آموزشی ضعیف تقسیم نمی‌شود. طبق داده‌های PISA، ثروت ملی تنها نیمی از تفاوت عملکرد کشورها را توضیح می‌دهد.
به همین ترتیب، سیاست‌های مناسب و تصمیم‌های سنجیده درباره نحوه هزینه‌کرد منابع، پیش‌بینی‌کننده‌های بسیار قوی‌تری برای نتایج یادگیری هستند تا صرفا میزان هزینه‌ای که کشورها برای هر دانش‌آموز صرف می‌کنند. لوکزامبورگ از آغاز دوره ابتدایی تا 15سالگی هر دانش‌آموز، 288هزار و521دلار هزینه می‌کند که با فاصله، بالاترین رقم در میان کشورهاست؛ بااین‌حال، نمره این کشور در علوم همچنان از ایرلند، فرانسه و ایتالیا پایین‌تر است؛ کشورهایی که همگی کمتر از نصف این مبلغ را به ازای هر دانش‌آموز هزینه می‌کنند.
دانش‌آموزان مناطق چینی پکن، شانگهای، جیانگسو و ژجیانگ در آزمون علوم PISA بالاترین عملکرد را داشتند و نمرات همه آنها بیش از 100امتیاز بالاتر از میانگین OECD بود؛ در آزمون PISA معمولا 20امتیاز معادل پیشرفت تحصیلی یک سال است. اگرچه این مناطق تنها بخش کوچکی از چین را تشکیل می‌دهند، 27درصد از استعدادهای برتر جهان در میان عملکردهای بالای PISA از همین مناطق می‌آیند؛ یعنی بیشترین سهم در میان کشورهای جهان. این دانش‌آموزان می‌توانند با مفاهیم دشوار علمی روبه‌رو شوند، ادعاها را ارزیابی کنند و ایرادهای استدلال‌های علمی را تشخیص دهند و از این رو، نامزدهای مناسبی برای مشاغل برتر آینده به شمار می‌روند. نظام‌های آموزشی بعدی در این فهرست (سنگاپور، ماکائو، چین تایپه و ژاپن) همگی در شرق آسیا قرار دارند.
بزرگ‌ترین نگرانی نه از یک تصویر مقطعی از وضعیت PISA، بلکه از جهت حرکت آن ناشی می‌شود. در شرایطی که هوش مصنوعی در حال دگرگون کردن شیوه کار، یادگیری و زندگی انسان‌هاست، انتظار می‌رود نظام‌های آموزشی سطح انتظارات را بالاتر ببرند. اما در بسیاری از نقاط جهان، نتیجه برعکس بوده و عملکرد آموزشی کاهش یافته است.
عملکرد در خواندن، که دروازه ورود به همه انواع یادگیری است، به‌شدت افت کرده است و عملکرد دانش‌آموزان در سه‌چهارم کشورهای مورد بررسی بین سال‌های 2018 تا 2025، کاهش یافته. در میان کشورهای OECD، این کاهش 25 امتیاز بود؛ یعنی بیش از یک سال یادگیری. بخش قابل‌توجهی از این افت بین سال‌های 2022 و 2025 رخ داده است. اما شگفت‌آورترین نکته این است که چه کسانی بیشترین عقب‌ماندگی را تجربه کرده‌اند. این گروه دانش‌آموزان محروم نبودند، بلکه دانش‌آموزانی از خانواده‌های ثروتمند بودند؛ موضوعی که نشان می‌دهد مساله بسیار گسترده‌تر از نابرابری صرف است. نگران‌کننده‌تر از همه، تضعیف دقیقا همان مهارت‌هایی است که در عصر هوش مصنوعی بیش از همه اهمیت دارند: ارزیابی اطلاعات، برقراری ارتباط میان چند منبع و تفکر انتقادی درباره آنچه می‌خوانیم. از سال 2018، مواردی که دانش‌آموزان متون را با عجله می‌خوانند و پاسخ‌های سریع اما نادرست می‌دهند، تقریبا دوبرابر شده است.
مردم خیلی زود به توضیحاتی مانند تاثیر همه‌گیری کووید-19 روی می‌آورند، اما کاهش توانایی خواندن در میان کودکان 10ساله از سال2016، یعنی سال‌ها پیش از شیوع ویروس، قابل مشاهده بود. نمی‌توان با قطعیت گفت، اما کاهش میزان مطالعه برای لذت و حرکت به سمت مطالعه دیجیتال (مرور سریع فیدهای شبکه‌های اجتماعی و پردازش سریع اطلاعات) ممکن است توانایی دانش‌آموزان برای درگیر شدن با متون و داده‌های پیچیده را کاهش داده باشد.
اگرچه استفاده محدود یا متوسط از ابزارهای دیجیتال برای یادگیری در مدرسه اغلب با نتایج بهتر همراه است؛ اما زمانی که دانش‌آموزان در ساعات مدرسه از دستگاه‌های شخصی برای سرگرمی استفاده می‌کنند، عملکرد تحصیلی آنها به‌شدت افت می‌کند. این مساله پرسش مهمی را مطرح می‌کند: آیا ابزارهایی مانند گوشی‌های هوشمند که برای به حداکثر رساندن جلب توجه کاربر طراحی شده‌اند، اساسا با حفظ تمرکز پایدار در فعالیت‌های آموزشی سازگارند؟
آیا ورود هوش مصنوعی این معادله را تغییر می‌دهد؟ در نگاه نخست، داده‌های PISA چندان امیدوارکننده نیستند: دانش‌آموزانی که برای کارهایی مانند خلاصه‌کردن متون از چت‌بات‌ها استفاده می‌کنند، معمولا نمرات پایین‌تری از دانش‌آموزانی می‌گیرند که از آنها استفاده نمی‌کنند و بیشتر احتمال دارد از انگیزه درونی پایین‌تر برای یادگیری برخوردار باشند.
الگوها پیچیده‌اند و تا حد زیادی به نحوه استفاده از هوش مصنوعی بستگی دارند، اما نتیجه اصلی ساده است: ما با تماشای ورزشکاران ورزشکار نمی‌شویم؛ با ورزش کردن قوی می‌شویم. یادگیری نیز به همین ترتیب همواره مستلزم تلاش و درگیری شناختی است. به‌جای آنکه کار را برای دانش‌آموزان آسان‌تر کنیم، به محیط‌های یادگیری منسجم، متمرکز و سخت‌گیرآنه‌ای نیاز داریم که آنها را توانمندتر کند. در PISA، هم افراد و هم کشورها عملکرد بهتری دارند وقتی دانش‌آموزان باور داشته باشند موفقیت حاصل تلاش است، نه استعداد، یعنی زمانی که شکست را فرصتی برای رشد بدانند.
پس چگونه می‌توانیم دانش‌آموزان را برای آینده‌ای مبتنی بر هوش مصنوعی آماده کنیم، درحالی‌که همین فناوری‌ها می‌توانند فرآیند یادگیری را تهی کنند؟ پاسخ، کنار گذاشتن هوش مصنوعی نیست، بلکه بازاندیشی در شیوه استفاده از آن است. نظام‌های آموزشی با عملکرد بهتر مانند چین، استونی، کره‌جنوبی و سنگاپور در حال پیشبرد این تغییرند و از هوش مصنوعی نه برای ارائه پاسخ‌های آماده به دانش‌آموزان، بلکه برای کمک به آنها در طرح پرسش‌های درست، استدلال تحلیلی و یادگیری موثرتر استفاده می‌کنند.
بعید است کشوری اجازه دهد‌ میلیون‌ها کودک واکسن جدیدی را بدون آنکه ابتدا آزمایش‌های بالینی دقیق و سخت‌گیرانه روی آن انجام شود، دریافت کنند. بااین‌حال، در آموزش، فناوری‌های جدید را با شواهدی شگفت‌آور ولی اندک درباره آثارشان، وارد‌ میلیون‌ها کلاس درس می‌کنیم و دانش‌آموزان را ناخواسته به موش‌های آزمایشگاهی در برابر ابزارهایی تبدیل می‌کنیم که هنوز شناخت کاملی از آنها نداریم.
PISA نشان می‌دهد مدارسی که سیاست‌های روشنی درباره استفاده از تلفن همراه دارند -چه از طریق ممنوعیت و چه با تدوین دستورالعمل‌های مشخص- عملکرد بهتری دارند و تعداد دانش‌آموزانی که به‌واسطه ابزارهای دیجیتال دچار حواس‌پرتی می‌شوند نیز در آنها کمتر است. نتیجه بحث این نیست که فناوری جایی در مدارس ندارد؛ بلکه فناوری نیازمند حکمرانی و چارچوب‌گذاری است.
هر جا گوشی‌های هوشمند و هوش مصنوعی بخشی از محیط یادگیری هستند، استفاده از آنها باید هدفمند باشد، نه اتفاقی و بدون برنامه. مدارس به چارچوب‌های روشنی نیاز دارند که مشخص کند هوش مصنوعی چه زمانی، کجا و چگونه باید مورد استفاده قرار گیرد. برای دانش‌آموزان کم‌سن‌تر، نباید با هوش مصنوعی مانند «مرجعی مطلق» برخورد کرد. این امر مستلزم فیلترهای قوی است. هیچ‌گونه دستکاری عاطفی نباید مجاز باشد. هوش مصنوعی نباید وانمود کند که دوست، محرم اسرار یا حتی بدتر از آن جایگزین تعامل اجتماعی است. افزون بر این، اگر سرمایه‌گذاری مستمر برای ارتقای مهارت‌های معلمان صورت نگیرد، ممکن است معلمان یا بخش زیادی از فرآیند تفکر را به هوش مصنوعی واگذار کنند یا نوآوری‌هایی را کنار بگذارند که واقعا می‌توانند یادگیری را بهبود دهند.
* مدیر بخش آموزش و مهارت‌های سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD)


آگهی ها
تریبون مردم
خبرنگار افتخاری و شهروند خبرنگار
رتبه‌بندی پایگاه‌های خبری فصل تجارت

آخرین اخبار