دوشنبه ۳۰ شهريور ۱۴۰۵
اقتصادی

بازگشت به کتاب‌ها

فصل تجارت - اکونومیست هر سه‌سال یک‌بار، سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD)، نتایج آزمون‌های بین‌المللی مدارس را که از دانش‌آموزان ۱۵ساله در سراسر جهان گرفته می‌شود، منتشر می‌کند. دلایلی وجود داشت که امید داشته باشیم تازه‌ترین داده‌ها که در ۸ سپتامبر منتشر شدند، خبرهای خوبی به همراه داشته باشند. نمرات ریاضی، نگارش و خواندن و علوم در دور قبلی آزمون‌ها که درست پس از پاندمی برگزار شد، به‌شدت سقوط کرده بود.
  بزرگنمايي:

فصل تجارت - اکونومیست هر سه‌سال یک‌بار، سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD)، نتایج آزمون‌های بین‌المللی مدارس را که از دانش‌آموزان 15ساله در سراسر جهان گرفته می‌شود، منتشر می‌کند. دلایلی وجود داشت که امید داشته باشیم تازه‌ترین داده‌ها که در 8 سپتامبر منتشر شدند، خبرهای خوبی به همراه داشته باشند. نمرات ریاضی، نگارش و خواندن و علوم در دور قبلی آزمون‌ها که درست پس از پاندمی برگزار شد، به‌شدت سقوط کرده بود.

سیاستگذاران امیدوار بودند که با پشت سر گذاشته شدن فاجعه همه‌گیری، نمرات دوباره روند صعودی پیدا کنند؛ اما چنین نشد. برعکس، در کشورهای ثروتمند (که تمرکز اصلی آزمون‌ها هستند) نمرات باز هم کاهش یافته‌اند. در مورد قدرت خواندن، سرعت این افت حتی بیشتر شده است. این داده‌ها نشان می‌دهند عواملی بلندمدت در حال پایین آوردن سطح یادگیری در مدارس‌ هستند و اگر اصلاحات سریع انجام نشود، توانایی‌های دانش‌آموزان ممکن است باز هم به سطوح پایین‌تری سقوط کند. هرکس به نسل جوان امروز و اقتصاد فردا اهمیت می‌دهد، باید نگران باشد.
اما اگر کمی دورتر را نگاه کنیم، روایت غالب داده‌ها، روایت افول بلندمدت است. میانگین نمرات در 23کشور عضو OECD که در تمام دوره‌های PISA شرکت کرده‌اند، در حدود سال 2012 به اوج رسید و از آن زمان تاکنون پیوسته کاهش یافته است. دانش‌آموزان 15ساله این کشورها اکنون در ریاضی و خواندن در سطحی عمل می‌کنند که شاید یک دهه پیش از دانش‌آموزان 14ساله انتظار می‌رفت. درباره آمریکا، نرخ پایین مشارکت در آزمون‌ها ارزیابی روند را دشوار می‌کند؛ اما داده‌های موجود نشان می‌دهند نمرات سواد خواندن این کشور در آخرین دوره، همراستا با روند جهان ثروتمند، به‌شدت سقوط کرده است. روندها در کشورهای درحال‌توسعه اندکی کمتر نگران‌کننده‌اند کشورهایی که سطح عملکرد در آنها از ابتدا پایین‌تر بوده است. با این‌حال، حتی در بسیاری از این کشورها نیز نمرات ریاضی و خواندن در حال کاهش‌ هستند.
کودکانی که از پیش جزو ضعیف‌ترین دانش‌آموزان بودند، بیش از پیش عقب می‌مانند. در میان نظام‌های آموزشی مختلف، فاصله میان دانش‌آموزان ضعیف و قوی اکنون در هر سه حوزه مورد آزمون PISA به بیشترین میزان ثبت‌شده رسیده است. حدود 20درصد از دانش‌آموزان 15ساله در کشورهای OECD در هر سه حوزه خواندن، ریاضی و علوم، عملکرد ضعیفی دارند؛ این رقم چهار سال پیش 16درصد بود. برگزارکنندگان معتقدند این دانش‌آموزان برای درک چیزی فراتر از ساده‌ترین متون یا حتی فهم صورت‌حساب آب و برق نیز با مشکل مواجه خواهند شد.
چه چیزی باعث این افت شده است؟ بدون تردید آثار ماندگار همه‌گیری در این میان نقش دارند. دانش‌آموزانی که امسال در آزمون PISA شرکت کردند، هنگام شیوع کووید-19 حدود 10سال داشتند؛ بنابراین ممکن است اختلالات آن دوره به آنها بیشتراز نوجوانانی که در آن زمان مراحل بالاتری از تحصیل خود را طی می‌کردند، آسیب زده باشد.
آیا کودکان در حال یادگیری هستند؟
کاهش نمرات نگرانی‌های دیرینه درباره تاثیر فناوری بر یادگیری کودکان، به‌ویژه مهارت خواندن را تشدید خواهد کرد. آندریاس اشلایشر، رئیس بخش آموزش OECD، معتقد است فراگیری تلفن‌های همراه و دسترسی گسترده به شبکه‌های اجتماعی باعث شده است جوانان تمرین کمتری برای درک متون پیچیده داشته باشند. او به افزایش تعداد شرکت‌کنندگان در آزمون اشاره می‌کند که در گروه «خوانندگان عجول» قرار گرفته‌اند؛ دانش‌آموزانی که با سرعت از بخش سواد خواندن عبور می‌کنند اما بسیاری از پاسخ‌ها را اشتباه می‌دهند. صفحه‌نمایش‌ها آشکارا کودکان را از کتاب‌ها دور کرده‌اند: تعداد کودکان 9ساله در آمریکا که می‌گویند برای لذت بردن کتاب می‌خوانند، از نزدیک به 60درصد در دهه1990 به 37درصد در حال حاضر کاهش یافته است. کاهش سطح سواد خواندن ممکن است نمرات سایر رشته‌ها را نیز پایین بکشد؛ زیرا خوب خواندن برای پیشرفت در درس‌هایی مانند ریاضی و علوم نیز اهمیت اساسی دارد.
مقابله با این چالش‌ها مستلزم سیاستگذاری‌های درجه‌یک در مدارس است؛ اما به نظر می‌رسد وزارتخانه‌های آموزش در طیف گسترده‌ای از مسائل از انجام وظایف خود بازمانده‌اند. اشلایشر نگران است که مدارس «رضایت‌خاطر بیش از حد» پیدا کرده باشند و به‌طور فزاینده‌ای به دانش‌آموزان و والدین بگویند که «کار متوسط هم عالی است». او از استفاده افراطی و بی‌برنامه از نرم‌افزارهای آموزشی در کلاس‌های درس انتقاد می‌کند و در یادداشتی برای اکونومیست استدلال کرده است که دانش‌آموزان بیش از حد به «موش‌های آزمایشگاهی» ابزارهای آموزشی اثبات‌نشده تبدیل شده‌اند. برخی داده‌ها نیز نشان می‌دهند نظم در مدارس ضعیف‌تر شده است. در یک نظرسنجی اخیر، معلمان کشورهای ثروتمند گزارش کردند زمانی که صرفا برای حفظ نظم در کلاس صرف می‌کنند، رو به افزایش است.
خود PISA نیز ممکن است تا حدی در هدایت اصلاح‌گران آموزشی به مسیری نادرست نقش داشته باشد. هنگامی که این آزمون‌ها برای نخستین‌بار در سال 2000 برگزار شدند، فنلاند با قرار گرفتن در صدر جدول جهانی، همه را شگفت‌زده کرد. سیاستگذارانی که برای آموختن تجربه فنلاند به هلسینکی سفر کردند، با پیام‌هایی بازگشتند که معلمان در کشورهای خود با اشتیاق فراوان پذیرفتند. به نظر می‌رسید فنلاند با آزمون‌ها و بازرسی‌های نسبتا محدود، نتایج چشم‌گیری به دست آورده است. نظام آموزشی این کشور از یادگیری «بازی‌محور» به‌ویژه برای کودکان کم‌سن‌تر حمایت می‌کرد. همچنین بر این باور بود که معلمان باید زمان کمتری را صرف صحبت کردن پشت تخته کنند و زمان بیشتری را به کمک به دانش‌آموزان برای حل مسائل و کشف پاسخ‌ها اختصاص دهند.
بااین‌حال، از زمان برگزاری نخستین آزمون تقریبا هیچ کشوری به اندازه فنلاند شاهد سقوط شدید نمرات نبوده است؛ روندی که در تازه‌ترین نتایج نیز ادامه دارد. منتقدان فنلاند معتقدند نمرات بالای این کشور در سال 2000 در واقع بازتاب رویکردهای آموزشی سنتی‌ بوده که تا دهه 1990 همچنان در مدارس آن رواج داشتند، نه سیاست‌های «مترقی» جدیدتری که فنلاند به‌خاطر آنها مشهور شد. اگر چنین باشد، این خطا ممکن است ده‌ها نظام آموزشی را به مسیر نادرستی سوق داده باشد.
چه کشورهایی می‌توانند الگوهای جدیدی باشند؟ نظام‌های آموزشی آسیایی نیز در سال‌های اخیر تا حدی با افت نمرات مواجه شده‌اند؛ اما معمولا این افت کمتر از سایر کشورهای ثروتمند بوده است. شکاف بزرگ میان نمرات شرق و غرب نشان می‌دهد که سیاست‌های آموزشی شرق آسیا شایسته بررسی دوباره‌اند. والدین در آنجا شیفتگی زیادی به آموزش دارند و اغلب برای کلاس‌های اضافی هزینه‌های قابل‌توجهی می‌پردازند. منتقدان درست می‌گویند که تکرار چنین عوامل اجتماعی‌ در کشورهای دیگر دشوار است؛ اما سیاستمداران این منطقه نیز تصمیم‌های سنجیده‌ای گرفته‌اند. کشورهای آسیایی در مقایسه با کشورهای غربی بسیار کمتر بر کوچک نگه داشتن اندازه کلاس‌ها تاکید دارند: آنها معمولا ترجیح می‌دهند معلمان کمتری داشته باشند، اما به آنها حقوق بیشتری بدهند و آموزش حرفه‌ای فشرده‌تری ارائه کنند. به نظر می‌رسد این رویکرد بهتر از افزودن مداوم نیروی انسانی به مدارس عمل می‌کند؛ روشی که آمریکا، سال‌هاست برای افزایش نمرات به آن متوسل شده است.
صعود بریتانیا در رتبه‌بندی‌ها بیش از آنچه مورد توجه قرار گرفته، شایسته بررسی است. حدود 15سال پیش، اصلاح‌گران آموزشی در انگلستان که با فاصله زیاد بزرگ‌ترین نظام آموزشی از میان چهار نظام آموزشی مجزای بریتانیا است، در دوره دولت ائتلافی به رهبری محافظه‌کاران، برخلاف مسیری حرکت کردند که بخش بزرگی از جهان در پیش گرفته بود.
این کشور در زمانی که سیاستگذاران دیگر کشورها درباره پرورش مهارت‌های نرم و مبهم سخن می‌گفتند، برنامه‌های درسی خود را مملو از محتوای واقعی و دانشی کرد رویکردی که برخی ترجیح می‌دهند آن را «دانش‌محور» بنامند. بریتانیا امتحان‌ها را دشوارتر کرد، اهمیت تکالیف و ارزیابی‌های کلاسی را کاهش داد (چراکه تقلب در آنها آسان است) و بازرسی‌ها را سخت‌گیرانه‌تر کرد. سیاستمداران همچنین تلاش کردند مدارس را از شیوه‌های آموزشی جدیدی که مد روز اما آزموده‌نشده بودند، دور کنند و دوباره به سمت روش‌های جاافتاده‌تر سوق دهند. اینکه سیاست‌های انگلستان تا حدی در برابر افت نمرات مدارس نقش محافظتی داشته‌اند، زمانی آشکارتر می‌شود که آن را با نظام‌های آموزشی همسایه‌ای مقایسه کنیم که مسیر کاملا متفاوتی را انتخاب کرده‌اند. بیست سال پیش، کودکان اسکاتلند عملکرد بهتری از همتایان خود در جنوب مرز داشتند. اکنون اما اسکاتلند معمولا عملکرد ضعیف‌تری دارد حتی با وجود اینکه هزینه آموزشی به ازای هر دانش‌آموز در اسکاتلند بسیار بیشتر است. منتقدان اسکاتلند، یک برنامه درسی مُدگرا و همچنین رویکرد سهل‌گیرانه در قبال انضباط را مقصر می‌دانند. کووید یا صفحه‌نمایش‌ها نمی‌توانند این تفاوت را توضیح دهند؛ زیرا این عوامل کم‌وبیش به شکل مشابهی بر همه کودکان بریتانیا تاثیر گذاشته‌اند.
نمرات آزمون معیار ارزش یک انسان نیستند و ثابت نمی‌کنند که فردی محکوم به شکست یا موفقیت است؛ اما نمرات خوب، در کنار مجموعه‌ای از مزایای دیگر، ارتباط آماری قدرتمندی با درآمد بالاتر، سلامت بهتر و طول عمر بیشتر دارند. در سطح ملی نیز بهبود توانایی‌های شناختی یک کشور ارتباط نزدیکی با رشد اقتصادی آتی آن دارد؛ یک مطالعه نتیجه می‌گیرد که افزایش 25 امتیازی نمرات PISA می‌تواند رشد سالانه تولید ناخالص داخلی در کشورهای ثروتمند را نیم واحد درصد افزایش دهد. هنوز شواهد چندانی وجود ندارد که هوش مصنوعی بازدهی تحصیلات سطح بالا را کاهش دهد؛ اما دلایل زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد این فناوری افراد دارای مهارت‌های ضعیف را با شدت بیشتری تحت فشار قرار خواهد داد. وقت آن است که اصلاح‌گران نظام آموزشی دوباره سراغ کتاب‌ها بروند.


آگهی ها
تریبون مردم
خبرنگار افتخاری و شهروند خبرنگار
رتبه‌بندی پایگاه‌های خبری فصل تجارت

آخرین اخبار