يکشنبه ۱۲ مهر ۱۴۰۵
اقتصادی

هوش مصنوعی و اتاق درمان

فصل تجارت - دکتر اکرمه انصاری* هوش مصنوعی می‌تواند به دسترسی آسان‌تر مردم به اطلاعات و حمایت‌های اولیه سلامت روان کمک کند؛ اما نباید جای روان‌شناس، روان‌پزشک یا درمان تخصصی را بگیرد. استفاده درست از آن، به‌معنای بهره‌گیری از فناوری در کنار کمک انسانی، حریم خصوصی و توجه به موقعیت‌های بحرانی است.
  بزرگنمايي:

فصل تجارت - دکتر اکرمه انصاری* هوش مصنوعی می‌تواند به دسترسی آسان‌تر مردم به اطلاعات و حمایت‌های اولیه سلامت روان کمک کند؛ اما نباید جای روان‌شناس، روان‌پزشک یا درمان تخصصی را بگیرد. استفاده درست از آن، به‌معنای بهره‌گیری از فناوری در کنار کمک انسانی، حریم خصوصی و توجه به موقعیت‌های بحرانی است.

سلامت روان به این معناست که فرد بتواند احساسات خود را بهتر بشناسد و مدیریت کند، با فشارهای معمول زندگی کنار بیاید، روابط نسبتا سالمی داشته باشد و در کار، تحصیل و زندگی روزمره عملکرد مناسبی نشان دهد. سازمان جهانی بهداشت نیز سلامت روان را بخشی اساسی از سلامت و بهزیستی انسان می‌داند. هوش مصنوعی می‌تواند نقش یک دستیار دیجیتال در سلامت روان را داشته باشد، نه یک درمانگر واقعی. برای مثال، برخی برنامه‌ها و چت‌بات‌ها می‌توانند اطلاعات ساده و قابل فهم درباره اضطراب، افسردگی، استرس و خواب ارائه دهند، به فرد کمک کنند خلق، افکار، خواب یا سطح استرس خود را ثبت و پیگیری کند، تمرین‌های ساده‌ای مانند تنفس آرام، ذهن‌آگاهی، یادداشت‌نویسی یا بازسازی افکار منفی پیشنهاد دهند، یادآوری‌هایی برای مراقبت از خود، مصرف دارو یا انجام تمرین‌های درمانی ارائه کنند، در برخی سامانه‌ها، نشانه‌های احتمالی پریشانی را از متن یا پاسخ‌های فرد شناسایی کنند و پیشنهاد دهند که با یک متخصص صحبت کند و در نهایت به روان‌شناسان و روان‌پزشکان در سازمان‌دهی اطلاعات، تهیه یادداشت اولیه، آموزش روانی و امور اداری کمک کنند.
این ابزارها می‌توانند برای افرادی که به‌دلیل هزینه، فاصله، کمبود متخصص، زمان محدود یا نگرانی از انگ اجتماعی به‌راحتی کمک نمی‌گیرند، نقطه شروع مفیدی باشند. کمبود متخصصان سلامت روان در بسیاری از نقاط جهان همچنان جدی است؛ سازمان جهانی بهداشت میانه جهانی نیروی انسانی سلامت روان را 13نفر به ازای هر 100هزار نفر گزارش کرده است.
با وجود پاسخ‌های روان و گاه همدلانه، هوش مصنوعی واقعا احساسات انسان را تجربه نمی‌کند و نمی‌تواند مانند یک درمانگر، شرایط زندگی، روابط خانوادگی، فرهنگ، زبان بدن، سابقه فرد و خطرهای پنهان را به‌طور کامل درک کند. برای نمونه، اگر فردی در یک گفت‌وگو کوتاه بگوید «دیگر نمی‌کشم»، یک متخصص انسانی می‌تواند با پرسش‌های دقیق، لحن، سابقه، وضعیت خانوادگی و نشانه‌های خطر، شرایط را ارزیابی کند. اما یک چت‌بات ممکن است منظور فرد را اشتباه بفهمد، پاسخ کلی بدهد یا ارجاع مناسب را با تاخیر انجام دهد. بررسی‌های جدید نیز نگرانی‌هایی درباره پاسخ‌های نامناسب چت‌بات‌ها به مسائل حساس سلامت روان و ناتوانی آنها در مدیریت مطمئن بحران‌ها مطرح کرده‌اند.
به همین دلیل هم همواره پیشنهاد می‌شود اگر از چت‌بات یا اپلیکیشن‌های هوش مصنوعی برای سلامت روان استفاده می‌کنید، این چند اصل را در نظر بگیرید:
- آن را منبع آموزش و حمایت اولیه بدانید، نه جایگزین تشخیص یا روان‌درمانی؛
- اطلاعات بسیار حساس، مشخصات هویتی، آدرس، رمزها، مدارک و جزئیات خصوصی دیگر را وارد نکنید؛ داده‌های سلامت روان بسیار شخصی‌اند و حفاظت از آنها اهمیت بالایی دارد؛
- هر توصیه مهم درباره تشخیص، قطع یا شروع دارو، تغییر درمان یا تصمیم‌های بزرگ زندگی را با متخصص بررسی کنید؛
- به پاسخ‌های هوش مصنوعی به‌عنوان نظر قطعی یا حقیقت بی‌طرف نگاه نکنید؛ این سامانه‌ها ممکن است اشتباه، سوگیرانه یا ناقص باشند؛
- اگر احساس می‌کنید بیش از حد به چت‌بات وابسته شده‌اید یا بدون آن نمی‌توانید اضطراب خود را مدیریت کنید، بهتر است با یک متخصص صحبت کنید؛
- در شرایط بحرانی، گفت‌وگو با هوش مصنوعی کافی نیست.
در برخی شرایط، دریافت کمک انسانی باید در اولویت قرار گیرد و فرد لازم است هرچه سریع‌تر با روان‌شناس، روان‌پزشک، پزشک، فرد مورد اعتماد یا خدمات اورژانسی محل زندگی خود تماس بگیرد. این شرایط شامل داشتن افکار مربوط به آسیب‌زدن به خود یا خودکشی، فکر آسیب‌رساندن به دیگران، تجربه خشونت خانگی یا احساس ناامنی در خانه، شنیدن صداها، داشتن باورهای بسیار غیرعادی یا تجربه گیجی شدید است. همچنین در صورت بروز حملات شدید اضطراب، مصرف خطرناک مواد یا ناتوانی در انجام کارهای روزمره، دریافت کمک حرفه‌ای ضروری است. افسردگی، اضطراب یا بی‌خوابی شدید و مداومی که ادامه پیدا کرده و زندگی روزمره فرد را مختل کرده است نیز از مواردی است که نباید نادیده گرفته شود و نیاز به دریافت کمک تخصصی دارد. هوش مصنوعی می‌تواند در آموزش، خودمراقبتی، پیگیری خلق و دسترسی اولیه به اطلاعات سلامت روان مفید باشد. اما سلامت روان فقط داده و پاسخ متنی نیست؛ به رابطه انسانی، اعتماد، درک شرایط فرد و مسوولیت حرفه‌ای نیاز دارد. بنابراین، بهترین استفاده از هوش مصنوعی در این حوزه آن است که کمک‌کننده انسان باشد، نه جایگزین انسان.
هوش مصنوعی به‌تدریج وارد بسیاری از بخش‌های زندگی روزمره شده است؛ از آموزش و بانکداری تا پزشکی و سلامت روان. امروزه برخی برنامه‌ها و چت‌بات‌ها می‌توانند درباره اضطراب، افسردگی، استرس، خواب و مهارت‌های آرام‌سازی اطلاعات ارائه دهند، خلق‌وخو را ثبت کنند و تمرین‌هایی ساده برای مراقبت از خود پیشنهاد دهند. این فناوری می‌تواند برای افرادی که به‌دلیل کمبود وقت، هزینه، فاصله جغرافیایی یا نگرانی از قضاوت دیگران به‌راحتی به خدمات روان‌شناختی دسترسی ندارند، مفید باشد. در حوزه سلامت روان، هوش مصنوعی می‌تواند نقش یک دستیار دیجیتال را ایفا کند. برای مثال، یک برنامه تلفن همراه ممکن است به فرد یادآوری کند که کیفیت خواب، میزان استرس یا خلق روزانه خود را ثبت کند. برخی ابزارها نیز تمرین‌های تنفسی، ذهن‌آگاهی، مدیریت افکار منفی یا راهکارهای ساده تنظیم هیجان را پیشنهاد می‌دهند. این خدمات می‌توانند به افزایش آگاهی فرد از وضعیت روانی خود و توجه بیشتر به مراقبت از خود کمک کنند.
با این حال، استفاده از هوش مصنوعی نباید با درمان روان‌شناختی اشتباه گرفته شود. چت‌بات یا برنامه رایانه‌ای، هرچند بتواند پاسخ‌هایی روان، دوستانه و حتی همدلانه تولید کند، احساسات انسان را واقعا تجربه نمی‌کند و نمی‌تواند شرایط پیچیده زندگی، روابط خانوادگی، پیشینه فرد، فرهنگ، زبان بدن و نشانه‌های پنهان خطر را مانند یک متخصص ارزیابی کند. برای مثال، فردی که در یک گفت‌وگوی آنلاین می‌گوید: «دیگر نمی‌توانم ادامه بدهم»، ممکن است فقط خسته و ناامید باشد، اما ممکن است در معرض خطر آسیب به خود نیز قرار داشته باشد. تشخیص تفاوت میان این وضعیت‌ها نیازمند ارزیابی دقیق، گفت‌وگوی حرفه‌ای و در برخی موارد مداخله فوری انسانی است. به همین دلیل، در شرایط بحرانی، اتکا به چت‌بات یا هوش مصنوعی کافی و ایمن نیست. افرادی که افکار خودکشی یا خودآسیب‌رسانی دارند، با خشونت خانگی مواجهند، دچار مصرف خطرناک مواد شده‌اند، علائم شدید اضطراب یا افسردگی دارند یا احساس می‌کنند کنترل زندگی روزمره خود را از دست داده‌اند، باید در اسرع وقت از روان‌شناس، روان‌پزشک، پزشک، خانواده، افراد مورد اعتماد یا خدمات اورژانسی کمک بگیرند.
موضوع مهم دیگر، حریم خصوصی است. کاربران باید بدانند گفت‌وگو درباره مشکلات روانی، روابط خانوادگی، تجربه‌های آسیب‌زا یا نگرانی‌های شخصی، اطلاعاتی بسیار حساس محسوب می‌شود. بنابراین، نباید جزئیات هویتی، رمزها، مدارک، نشانی محل سکونت یا اطلاعات محرمانه خود و دیگران را در هر برنامه یا چت‌باتی وارد کنند. همچنین، توصیه‌های مربوط به دارو، تشخیص اختلال یا تصمیم‌های مهم زندگی نباید تنها بر اساس پاسخ هوش مصنوعی پذیرفته شود. هوش مصنوعی می‌تواند به روان‌شناسان و روان‌پزشکان نیز کمک کند؛ برای نمونه، در تنظیم یادداشت‌های اولیه، سازمان‌دهی اطلاعات، تهیه تمرین‌های آموزشی، پیگیری منظم‌تر مراجعان و کاهش بخشی از کارهای اداری. با این حال، مسوولیت تشخیص، درمان، تصمیم‌گیری بالینی و حفظ رابطه حرفه‌ای همچنان بر عهده متخصص انسانی است. در نهایت، هوش مصنوعی در سلامت روان می‌تواند فرصت ارزشمندی برای آموزش، خودمراقبتی و دسترسی اولیه به حمایت باشد، به شرط آنکه با آگاهی و احتیاط استفاده شود. بهترین نگاه به این فناوری آن است که آن را دستیار سلامت روان بدانیم؛ ابزاری برای کمک به انسان‌ها و متخصصان، نه جایگزینی برای ارتباط انسانی و درمان حرفه‌ای.
* دانش‌آموخته دکترای روان‌شناسی بالینی


آگهی ها
تریبون مردم
خبرنگار افتخاری و شهروند خبرنگار
رتبه‌بندی پایگاه‌های خبری فصل تجارت

آخرین اخبار