پنجشنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۵
اقتصادی

قدرتمند اما شکننده

فصل تجارت - جف سومر* قیمت نفت و آثار جنگ با ایران نرخ‌های بهره را به‌شدت افزایش داده‌اند؛ موضوعی که اغلب در صدر اخبار مالی قرار گرفته و برای‌میلیون‌ها نفر دشواری ایجاد کرده است. بازده اوراق خزانه‌داری ۱۰ساله آمریکا به بالاترین سطح خود از سال۲۰۰۲ رسیده، این نرخ‌ها در دوران پیش از بحران مالی که از اواخر سال۲۰۰۷ آغاز شد، عادی تلقی می‌شدند. جهان تغییر کرده است. اکنون نیرویی قدرتمند اما شکننده در حال حمایت از بازار سهام و اقتصاد است: صنعت هوش مصنوعی.
  بزرگنمايي:

فصل تجارت - جف سومر* قیمت نفت و آثار جنگ با ایران نرخ‌های بهره را به‌شدت افزایش داده‌اند؛ موضوعی که اغلب در صدر اخبار مالی قرار گرفته و برای‌میلیون‌ها نفر دشواری ایجاد کرده است. بازده اوراق خزانه‌داری 10ساله آمریکا به بالاترین سطح خود از سال2002 رسیده، این نرخ‌ها در دوران پیش از بحران مالی که از اواخر سال2007 آغاز شد، عادی تلقی می‌شدند. جهان تغییر کرده است. اکنون نیرویی قدرتمند اما شکننده در حال حمایت از بازار سهام و اقتصاد است: صنعت هوش مصنوعی.

برای درک اهمیت روزافزون هوش مصنوعی برای بازار سهام، کافی است به این نکته توجه کنیم که صندوق قابل معامله در بورس iShares U.S. Technology ETF که تقریبی از عملکرد سهام فناوری متکی بر هوش مصنوعی ارائه می‌دهد، از ابتدای سال جاری تا روز جمعه 35.2درصد بازدهی داشته است. این رقم در مقایسه با بازده 4.4درصدی صندوق قابل معامله ProShares S&P 500 Ex-Technology ETF قرار می‌گیرد که بسیاری، نه همه، از سهام فناوری موجود در شاخص معیار S&P 500 را کنار می‌گذارد. اندازه‌گیری نقش هوش مصنوعی در کل اقتصاد آمریکا دشوارتر است، نقشی که شدیدا شایان توجه است.
مارک زاندی، اقتصاددان ارشد Moody’s Analytics، به من گفت هوش مصنوعی بخش قابل‌توجهی از رشد اقتصاد آمریکا در سال جاری را رقم زده است. براساس تازه‌ترین گزارش دولت، تولید ناخالص داخلی واقعی آمریکا در سه‌ماه دوم سال جاری با نرخ سالانه 2.3درصد رشد کرده است. زاندی برآورد کرده که 0.6 تا 0.7واحد درصد یا شاید حدود 30درصد از رشد تعدیل‌شده با تورم اقتصاد آمریکا در سال جاری، به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم از رونق هوش مصنوعی ناشی می‌شود. این اتکا می‌تواند پایه‌ای شکننده برای اقتصاد باشد.
پس از انتشار گزارش‌هایی مبنی بر اینکه عامل‌های خودمختار هوش مصنوعی نه‌تنها از محدوده تعیین‌شده خود خارج شده‌اند، بلکه ظاهرا تلاش کرده‌اند ردپای خود را نیز پنهان کنند، نگرانی‌ها درباره خطرات این فناوری افزایش یافته است. ایوان‌ هابینگر، پژوهشگر ایمنی هوش مصنوعی در شرکت آنتروپیک، در پستی در شبکه اجتماعی ایکس خطر بالقوه هوش مصنوعی را برآورد کرد و گفت به باور او احتمال اینکه هوش مصنوعی «در دهه آینده بتواند همه انسان‌ها را از بین ببرد» بیش از 10درصد است. جای تعجب ندارد که مدیران شرکت‌های فعال در حوزه هوش مصنوعی تا زمانی که بتوان از ایمنی انسان‌ها اطمینان حاصل کرد خواستار کاهش سرعت توسعه این فناوری شده‌اند. درباره «تمهیدات حفاظتی» برای هوش مصنوعی به‌طور گسترده بحث می‌شود؛ هرچند این تمهیدات همیشه با سرعت لازم به اجرا درنمی‌آیند.
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، چنین نگرانی‌هایی را «حقه» خواند. همکارانم در نیویورک‌تایمز، دیوید ای. سنگر، جاناتان سوان، سیسیلیا کانگ و داستین وولز، گزارش داده‌اند که رئیس‌جمهور نگران است در صورت فروکش کردن رونق هوش مصنوعی، بازار سهام سقوط کند و رکود اقتصادی نیز به‌سرعت در پی آن اتفاق بیفتد. نمی‌توان با اطمینان گفت اگر شتاب هوش مصنوعی ناگهان کند شود یا حتی مسیر آن معکوس شود، دقیقا چه اتفاقی رخ خواهد داد. اما من تردیدی ندارم که چنین وضعیتی شامل ضربه‌ به اقتصاد و عقبگرد بزرگی برای بازار سهام خواهد بود.
بازار سهام
برای متوقف شدن رونق سهام مرتبط با هوش مصنوعی، لزوما نیازی به ظهور یک تهدید بزرگ و جدید در زمینه ایمنی این فناوری، وضع مقررات تازه یا کند شدن سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی نیست. بسیاری از استراتژیست‌های وال‌استریت انتظار دارند این رونق دیر یا زود، خودبه‌خود متوقف شود. برای نمونه، شرکت Capital Economics، یک موسسه مستقل پژوهش مالی مستقر در لندن، روز سه‌شنبه در تحلیلی هشدار داد: «نشانه‌های فزاینده‌ای وجود دارد که رونق بازار سهام هوش مصنوعی به مراحل پایانی خود رسیده است.» به گفته این شرکت، هوش مصنوعی قیمت سهام را آن‌قدر بالا برده که یک «حباب» بزرگ در بازار تشکیل شده؛ حبابی که احتمالا خواهد ترکید، شاید نه همین حالا، اما پیش از پایان سال آینده. این موسسه در عین حال می‌گوید افزایش بازده اوراق و قیمت انرژی، «تاب‌آوری» بازارهای سهام جهان را به آزمون گذاشته است. زمان ترکیدن حباب بازار را نمی‌توان از پیش با‌دقت تعیین کرد. من تمایلی ندارم تا جایی پیش بروم که Capital Economics پیش رفته است؛ زیرا سود شرکت‌ها در حال حاضر به‌طرز چشم‌گیری بالاست و همین موضوع باعث شده است ارزش‌گذاری سهام ارزان‌تر و منطقی‌تر به نظر برسد. این الگوی معمول حباب در مراحل پایانی نیست.
اتفاقی که رخ داده این است: زمانی که سود شرکت‌ها سریع‌تر از قیمت سهام افزایش می‌یابد، نسبت قیمت به سود، که معیاری استاندارد برای مقایسه قیمت سهام با سود زیربنایی شرکت‌هاست، کاهش پیدا می‌کند. قیمت سهام اکنون به سطوح اوایل ژوئن نزدیک شده، درحالی‌که تحلیلگران وال‌استریت برآورد می‌کنند سود شرکت‌های حاضر در شاخص S&P 500 در سه‌ماه منتهی به سپتامبر بیش از 29درصد رشد کرده است. اگر این رشد خیره‌کننده سودها قابل تداوم باشد - که خود اگر بزرگی است - پیشروی بازار سهام بیشتر شبیه یک جهش چشم‌گیر خواهد بود تا حبابی در آستانه انفجار؛ جهشی که نیروی محرک آن هوش مصنوعی است.
با این اوصاف، همان‌طور که اشاره کرده‌ام، رونق هوش مصنوعی که انتشار ChatGPT در سال2022 آغازگر آن بود، بازار سهام را به‌شدت متمرکز کرده است. صندوق‌های شاخصی مبتنی بر S&P 500 برای نخستین بار از زمان شکل‌گیری این صندوق‌ها در دهه1970 دیگر تنوع واقعی گذشته را ندارند. در ماه مه، تنها 10 سهم، که همگی شرکت‌های فناوری بودند، بیش از 40درصد از کل ارزش بازار S&P 500 را در اختیار داشتند. بزرگ‌ترین دارایی‌های صندوق Vanguard 500 Index Fund شامل انویدیا، اپل، مایکروسافت، آمازون، آلفابت، برودکام، متا، میکرون و تسلا و پس از آنها JPMorgan Chase بود. همه این شرکت‌ها به‌جز JPMorgan، به درجات مختلف در توسعه هوش مصنوعی نقش دارند؛ اپل البته در این زمینه عقب‌تر است. ضربه‌ای جدی به سهام مرتبط با هوش مصنوعی می‌تواند به‌ میلیون‌ها نفری آسیب بزند که این سهام را از طریق صندوق‌های بازنشستگی در اختیار دارند.
اقتصاد
زاندی می‌گوید کاهش شدید بازار سهام به اقتصاد در معنای گسترده‌تر آن نیز آسیب خواهد زد؛ اقتصادی که هوش مصنوعی از دو مسیر اصلی به آن رونق می‌دهد. نخستین مسیر، «اثر ثروت» است؛ سازوکاری که در آن افزایش قیمت دارایی‌هایی مانند سهام و مسکن، افراد ثروتمند را به افزایش هزینه‌کرد ترغیب می‌کند. زاندی در ماه فوریه برآورد کرده بود که «به ازای هر یک دلار افزایش در خالص ثروت، در نهایت 2سنت به مخارج مصرف‌کننده افزوده می‌شود.» به گفته او، در سال2025 «اثر ثروت یک واحد درصد کامل به رشد مخارج مصرف‌کننده و بیش از 0.7درصد به رشد تولید ناخالص داخلی افزود.» این اثر ثروت که با رونق هوش مصنوعی تقویت شده است، بخشی از توضیح این موضوع است که چرا ثروتمندترین 20درصد مصرف‌کنندگان در سال جاری به رشد هزینه‌های مصرفی کمک کرده‌اند، حتی در شرایطی که اعتماد عمومی مصرف‌کنندگان کاهش یافته است. زاندی به من گفت پس از سقوط بازار، اثر ثروت معکوس خواهد شد «و اقتصاد ضربه خواهد خورد.»
دومین مسیری که هوش مصنوعی از طریق آن به اقتصاد رونق می‌دهد، هزینه‌کرد هنگفت شرکت‌ها برای مراکز داده، تامین برق و زیرساخت است. ارقام مدنظر شگفت‌انگیزند. گلدمن ساکس در ماه اوت برآورد کرد که این مخارج در سال2026 در سراسر جهان به یک تریلیون دلار خواهد رسید و اگر صنعت هوش مصنوعی بتواند آن‌طور که می‌خواهد پیش برود، این تازه آغاز کار است. در مقاله پژوهشی تازه‌ای با عنوان «تامین مالی توسعه هوش مصنوعی» که اواخر ماه گذشته در موسسه بروکینگز ارائه شد، استین فن نیوونبورگ، استاد کسب‌وکار دانشگاه کلمبیا، برآورد کرد که تا سال2032 مجموع مخارج سرمایه‌ای شرکت‌های هوش مصنوعی در آمریکا ممکن است به 10.3تریلیون دلار برسد. این رقم آن‌قدر بزرگ است که نیاز به چارچوبی برای درک ابعاد آن دارد؛ چارچوبی که پروفسور فن نیوونبورگ ان را ارائه می‌کند.
او برآورد می‌کند مخارج سرمایه‌ای مرتبط با هوش مصنوعی می‌تواند هر سال به‌طور متوسط معادل 3.63درصد تولید ناخالص داخلی باشد و به بزرگ‌ترین پروژه زیرساختی تاریخ آمریکا تبدیل شود؛ پروژه‌ای که در مقایسه با اندازه اقتصاد، از رونق‌های بزرگ سرمایه‌گذاری در کانال‌ها، راه‌آهن، برق‌رسانی، بزرگراه‌ها و مخابرات در آمریکا نیز بزرگ‌تر خواهد بود. من مطمئن نیستم تمام این هزینه‌ها واقعا محقق شود. اینکه سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی به چنین سطحی برسد و در عین حال سودی به‌اندازه‌ای ایجاد کند که هزینه عظیم آن را توجیه کند، پرسشی 10تریلیون دلاری است. این روند هم‌اکنون با نوسانات بازار اوراق درهم تنیده شده است. تامین مالی این پروژه‌ها به انبوهی از بدهی نیاز دارد. افزایش نرخ سود اوراق، پروژه‌های هوش مصنوعی را گران‌تر خواهد کرد. این وضعیت به نوبه خود می‌تواند به مانعی برای بازار سهام و اقتصاد تبدیل شود.
با وجود نگرانی‌ها درباره ایمنی، هزینه، سودآوری نهایی و حتی پرسش‌های وجودی درباره اینکه آیا هوش مصنوعی پیشرفته ممکن است در واقع شکلی جدید از آگاهی باشد، رونق هوش مصنوعی همچنان با قدرت ادامه دارد. اهمیت موضوع نمی‌توانست بیشتر از این باشد. اگر هوش مصنوعی در سراسر اقتصاد نفوذ کند و به فناوری‌ای واقعا تحول‌آفرین تبدیل شود، می‌تواند بهره‌وری را افزایش دهد و برخی مشاغل جدید ایجاد کند؛ اما بسیاری از مشاغل فعلی ممکن است از بین بروند. افرادی که از آموزش و مهارت‌های لازم برای دنیای مبتنی بر هوش مصنوعی برخوردار نیستند، ممکن است آسیب شدیدی ببینند. در کوتاه‌مدت نیز اگر توسعه هوش مصنوعی کند شود، پیامدهای آن، احتمالا، دردناک خواهد بود.
برای سرمایه‌گذاران بلندمدت، پیامدها عمیق هستند. ماندن در بازار گسترده سهام در دوران رونق هوش مصنوعی تاکنون نتیجه خوبی داشته است و ممکن است همچنان چنین باشد؛ هرچند ریسک‌های کم‌سابقه‌ای نیز به‌وضوح وجود دارد. تنوع‌بخشی با اوراق بدهی در ماه‌های اخیر چندان رضایت‌بخش نبوده، اما آشفتگی بازار اوراق باعث شده است اوراق بدهی، در مقایسه با سهام، بسیار جذاب‌تر از چند سال پیش به نظر برسند. درآمد بالاتری که اوراق با بازده‌های فعلی ایجاد می‌کنند، آنها را در مقایسه با سهام به گزینه‌های خرید بهتری تبدیل می‌کند.
نرخ‌های بهره کوتاه‌مدت نیز در حال افزایشند. اگرچه این موضوع برای وام‌گیرندگان دردناک است، اما صندوق‌های بازار پول و حساب‌های پس‌انداز با سود بالا را به گزینه‌های جذاب‌تری برای نگهداری نقدینگی اضافی تبدیل می‌کند؛ نقدینگی‌ای که ممکن است در صورت نگرانی از بروز مشکلات احتمالی در آینده به آن نیاز داشته باشیم.
* ستون‌نویس استراتژی نیویورک‌تایمز


آگهی ها
تریبون مردم
خبرنگار افتخاری و شهروند خبرنگار
رتبه‌بندی پایگاه‌های خبری فصل تجارت

آخرین اخبار