- نوشته شده توسط:
فصل تجارت سایت خبری تحلیلی اقتصاد
-
شنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۵ - ۰۰:۰۵:۳۳
- ۱۷ بازديد
فصل تجارت - دکتر محمدمهدی بهکیش* محسن خلیلی را از دهه۱۳۶۰ زمانی که به اتاق بازرگانی ایران پیوستم، میشناسم. او در همان دهه انجمن مدیران صنایع را تاسیس کرده بود؛ اما ارتباط چندانی با اتاق بازرگانی نداشت. با تاسیس اتاق بینالملل (ICC) و پس از آنکه روابط بینالملل را در اتاق گسترش دادیم، خلیلی نیز به این نهاد علاقهمند شد و همکاری نزدیکی را با اتاق ایران آغاز کرد. از آن زمان، همواره بهطور مستقیم با او همکاری داشتهام و از نزدیک با دیدگاهها و شیوه فعالیتش آشنا بودهام. به نظر من، خلیلی از معدود صنعتگرانی بود که توسعه بنگاه خود را از توسعه کشور جدا نمیدید.
فصل تجارت - دکتر محمدمهدی بهکیش* محسن خلیلی را از دهه1360 زمانی که به اتاق بازرگانی ایران پیوستم، میشناسم. او در همان دهه انجمن مدیران صنایع را تاسیس کرده بود؛ اما ارتباط چندانی با اتاق بازرگانی نداشت. با تاسیس اتاق بینالملل (ICC) و پس از آنکه روابط بینالملل را در اتاق گسترش دادیم، خلیلی نیز به این نهاد علاقهمند شد و همکاری نزدیکی را با اتاق ایران آغاز کرد. از آن زمان، همواره بهطور مستقیم با او همکاری داشتهام و از نزدیک با دیدگاهها و شیوه فعالیتش آشنا بودهام. به نظر من، خلیلی از معدود صنعتگرانی بود که توسعه بنگاه خود را از توسعه کشور جدا نمیدید.
او رشد صنعت را در پیوند با رشد اقتصادی کشور تعریف میکرد و برای تحقق آن، چهار ویژگی مهم را در کنار یکدیگر داشت: اعتقاد به نهادهای مدنی، احترام به کارشناسی، توانایی برقراری ارتباط سازنده با دیگران و برخورداری از سرمایه. جمع شدن این چهار ویژگی در یک فرد، بهویژه در شرایط اقتصادی ایران، کار آسانی نیست؛ اما خلیلی از این ظرفیت برخوردار بود و همین امر به او امکان میداد که هم صنعت خود را توسعه دهد و هم در توسعه کشور نقش ایفا کند.
نخستین ویژگی او، اعتقاد عمیق به نهادهای مدنی بود. خلیلی خود موسس چندین نهاد مدنی بود که انجمن مدیران صنایع نخستین آنها به شمار میرفت. پس از آن نیز تشکلهای دیگری ایجاد کرد و برای اداره و تداوم فعالیت آنها هزینه میکرد. تا جایی که به خاطر دارم، با وجود گذشت بیش از چهل سال از تاسیس انجمن مدیران صنایع، او همچنان بخشی از هزینههای این انجمن را تامین میکرد و همین رویه را در قبال تشکلهای دیگر نیز داشت. این رفتار نشان میداد که تاسیس یک نهاد از نظر او پایان کار نبود؛ حفظ و تقویت آن نیز اهمیت داشت و برایش هزینه میکرد.
این ویژگی خلیلی را میتوان با نظریه عجماوغلو که سال گذشته برای آن جایزه نوبل گرفت، مرتبط دانست. در نوشتهها و نظریههای عجماوغلو، جیمز رابینسون و دیگر همکارانشان، بر نقش نهادهای مدنی در تحقق توسعه تاکید شده است. از این دیدگاه، توسعه واقعی زمانی آغاز میشود که نهادهای مدنی قوام پیدا کنند و آنقدر رشد کنند که قدرتشان با قدرت دولت برابری کند.
مفهوم این دیدگاه آن است که توسعه زمانی امکان تحقق پیدا میکند که بخش خصوصی در قالب نهادهای مدنی خود فعالیت کند، جامعه از طریق نهادهای مدنی حضور موثری داشته باشد و بخشهای سیاسی نیز در قالب نهادهای مدنی خود فعال باشند. در چنین شرایطی، میان دولت و نهادهای مدنی تعامل مناسبی شکل میگیرد.
این نهادها با ایجاد موازنه در قدرت میتوانند در تقسیم قدرت نقش داشته باشند و مسوولیت توسعه را بر عهده بگیرند. خلیلی، بدون آنکه از این نظریه آگاهی داشته باشد، برای تحقق چنین وضعیتی تلاش زیادی کرد. قوامی که او پس از پیوستن به اتاق بازرگانی به این نهاد بخشید، مثالزدنی بود. اعتقاد او به نهادهای مدنی صرفا در تاسیس تشکلها خلاصه نمیشد؛ او میکوشید این نهادها را به مجموعههایی موثر تبدیل کند که بتوانند در تعامل با دولت و در پیگیری مسائل اقتصادی و صنعتی کشور نقش داشته باشند.
انجمن مدیران صنایع نمونه روشنی از این رویکرد بود. این انجمن در تمام استانها شعبه داشت و به همین دلیل میتوانست صنعتگران مهمی را که عمدتا از بخش خصوصی بودند، جذب کند. خلیلی به این افراد روحیه میداد و تلاش میکرد پیشنهادهایشان را پیگیری کند. در مقطعی، فعالیت انجمن مدیران صنایع از نظر انسجام و کیفیت به سطحی رسیده بود که به نظر من، از عملکردی که انتظار میرفت اتاقهای بازرگانی داشته باشند، قوام بیشتری داشت. این تشکل توانسته بود صنعتگران را در قالب نهادی مشترک گرد هم بیاورد و زمینه همکاری میان آنها را فراهم کند.
یکی از دلایل موفقیت خلیلی در این زمینه، برخورداری از روابط عمومی بسیار قوی بود. تشکلها زمانی میتوانند قوام پیدا کنند، اعضای جدید جذب کنند و همکاری میان اعضای خود را گسترش دهند که ارتباط مناسبی میان اعضا برقرار باشد. خلیلی این توانایی را داشت که افراد را به همکاری ترغیب کند و میان آنها ارتباطی سازنده به وجود بیاورد. شخصیت خود او نیز برای دیگران جاذبه داشت و همین ویژگی به جذب افراد و تقویت همکاری در تشکلهایی که ایجاد کرده بود، کمک میکرد.
ویژگی دوم خلیلی، احترام جدی به کارشناسی بود؛ رویکردی که هم در بنگاه اقتصادی خود و هم در فعالیتهای مدنیاش دنبال میکرد. از همان ابتدای آشنایی، تنها درخواستی که از من داشت این بود که استادان برجسته را به او معرفی کنم تا بتواند در بنگاه خود از دانش و نظرات آنها بهره بگیرد. تعدادی از این استادان را به او معرفی کردم و خلیلی نیز بهتدریج از طریق آنها با استادان دیگری ارتباط برقرار کرد. این روند از دهه1360 و اوایل دهه1370 آغاز شد و ادامه یافت.
خلیلی هر هفته یک جلسه با استادان و کارشناسان در بنگاه خود برگزار میکرد. این جلسات نشان میداد که اعتقاد او به کارشناسی جدی بود و برای استفاده از دانش متخصصان، وقت و منابع اختصاص میداد. همین رویکرد در انجمن مدیران صنایع نیز وجود داشت. این انجمن از ظرفیت کارشناسی بسیار خوبی برخوردار بود و از نظرات کارشناسان بهخوبی استفاده میکرد. شاید یکی از بهترین گزارشهای اقتصادی تهیهشده در اواخر دهه1360 و اوایل دهه1370، حاصل فعالیتهای کارشناسی این انجمن بود.
بنابراین، توجه خلیلی به کارشناسی صرفا به اداره بنگاه خودش محدود نمیشد؛ او این شیوه را در فعالیتهای تشکلی نیز به کار میگرفت و از آن برای بررسی مسائل اقتصادی و صنعتی کشور استفاده میکرد. این رویکرد در پیگیری مسائل مربوط به دولت نیز دیده میشد. به خاطر دارم در مقطعی به خلیلی گفتم: «آقای مهندس خلیلی، اگر پیشنهادهایی را که به دولت ارائه میکنید، از طریق اتاق بازرگانی بفرستید، تاثیر بیشتری خواهد داشت؛ زیرا اتاق جایگاه قانونی دارد و در کمیسیونهای مختلف دولتی حضور پیدا میکند.» پس از این گفتوگو، او بسیاری از پیشنهادهای کارشناسی خود را به اتاق ایران میآورد تا از طریق این نهاد به دولت منتقل شوند.
یکی از نمونههای برجسته این فعالیتها، گزارش انجمن مدیران صنایع درباره قانون کار بود. این انجمن گزارشی در این زمینه تهیه کرد که به نظر من، هنوز هم میتواند راهنمایی برای تدوین قانونی پختهتر از قانون فعلی باشد. این نمونه نشان میدهد که فعالیت کارشناسی انجمن صرفا به طرح مسائل محدود نبود؛ هدف آن بود که پیشنهادهایی برای بهبود سیاستگذاری و قوانین اقتصادی کشور ارائه شود. سومین ویژگی مهم خلیلی، توانایی برقراری ارتباط سازنده با دولت و مسوولان دولتی بود. با وجود آنکه در سالهای نخست پس از انقلاب آسیبهای زیادی دیده و بخشی از اموالش مصادره شده بود، هیچگاه در برابر دولت موضع خصمانهای اتخاذ نکرد. او با دولت همکاری و ارتباط نزدیکی داشت و درک خوبی از مسوولان دولتی نشان میداد.
تلاش میکرد رابطه میان بخش خصوصی، بهویژه صنعت، و دولت را برقرار کند و از ظرفیت این ارتباط برای پیگیری مسائل صنعتگران بهره بگیرد. این ویژگی در کنار اعتقاد او به نهادهای مدنی اهمیت ویژهای داشت.
خلیلی برای بخش خصوصی و استقلال فعالیت اقتصادی اهمیت قائل بود، اما این رویکرد را به تقابل دائمی با دولت تبدیل نمیکرد. او میکوشید از طریق تشکلهای مدنی، فعالیت کارشناسی و ارتباط با مسوولان دولتی، زمینه پیگیری پیشنهادهای بخش خصوصی را فراهم کند. به همین دلیل، انجمن مدیران صنایع توانست در مقاطعی نقشی موثر در طرح مسائل صنعتگران و انتقال دیدگاههای آنان به دولت ایفا کند. چهارمین ویژگی خلیلی، برخورداری از سرمایه و توانایی بهکارگیری آن در فعالیتهای اقتصادی بود. او کارآفرینی کمنظیر بود و نمونههای مشابهش را بهندرت میتوان یافت.
به تجارت اعتقاد زیادی داشت و برای بانکداری احترام ویژهای قائل بود. خودش نیز در این حوزه سرمایهگذاری میکرد. ریشه شکلگیری بانک کارآفرین به خلیلی برمیگردد و او در تاسیس و فعالیت این بانک نقش بسیار فعالی داشت.
در کنار این فعالیتها، صنعت گاز ایران نیز تا حد زیادی مدیون خلیلی است. امروزه در بسیاری از خانههای ایرانی، پکیجهای بوتان نصب شدهاند و آب مصرفی منازل را گرم میکنند.
این محصولات بخشی از آثار فعالیتهای خلیلی و خانواده او هستند. این نمونهها نشان میدهند که فعالیت اقتصادی او به یک بنگاه یا یک صنعت محدود نبود و در حوزههای مختلف اقتصادی و صنعتی کشور آثار ماندگاری بر جای گذاشت. با توجه به آشنایی نزدیکی که با خلیلی داشتم، معتقدم او تجارت را عاملی بسیار مهم در رشد صنعت میدانست. او باور داشت که رقابت به صنعت رونق میبخشد و برای رقابت احترام زیادی قائل بود. آمادگی رقابت داشت و از قیمتگذاری بیزار بود. بر همین اساس، تلاش زیادی کرد تا اتاق بازرگانی نیز مسیر تجارت کشور را باز کند و زمینهای فراهم شود که صنایع در محیط رقابتی مناسبتری رشد کنند. از نظر او، رشد صنعت به فضایی نیاز داشت که در آن رقابت امکانپذیر باشد و بنگاهها بتوانند در چنین فضایی فعالیت کنند.
خلیلی در سالهای پایانی فعالیت خود، بنیاد تحقیقاتی محسن خلیلی را نیز تاسیس کرد. آقای دکتر مسعود نیلی و آقای دکتر علینقیمشایخی همکاری نزدیکی با این بنیاد دارند. خلیلی بخشی از ثروت خود را وقف این نهاد تحقیقاتی کرد تا برای توسعه ایران و صنعت کشور فعالیت کند. تاسیس چنین نهادی و اختصاص بخشی از ثروت به آن، نمونه دیگری از توجه او به کارشناسی و توسعه بود؛ همان رویکردی که پیشتر در بنگاه اقتصادی و انجمن مدیران صنایع دنبال میکرد. به اعتقاد من، یکی از ویژگیهای متمایز خلیلی این بود که توسعه صنعت خود، دوستان و همراهانش و دیگر صنعتگران را در کنار یکدیگر مهم میدانست. بسیاری از صنعتگران ما فقط به توسعه صنعت خودشان توجه میکنند و توسعه کشور را در نظر نمیگیرند؛ اما خلیلی چنین رویکردی نداشت. او باور داشت که اگر صنایع کشور در کنار یکدیگر رشد کنند، کشور نیز میتواند توسعه پیدا کند. به همین دلیل، هنگامی که انجمن مدیران صنایع را تاسیس کرد، تلاشش این بود که مجموعه این صنایع با هم رشد کنند.
* اقتصاددان