دوشنبه ۱۶ شهريور ۱۴۰۵
اقتصادی

چشم‌اندازی که شاید هرگز محقق نشود

فصل تجارت - اکونومیست سال ۲۱۰۰ است، زمانه سختی برای افراد در سن اشتغال است؛ زیرا آنها باید با عواملی مانند بالاآمدن سطح دریا، هوش مصنوعی‌های سرکش و همکارانی که هشتاد سال پس از همه‌گیری کرونا هنوز نمی‌دانند چگونه در تماس تصویری میکروفن خود را قطع کنند، کنار بیایند و از همه مهم‌تر اینکه دستمزد خالص آنها نیز ناچیز است. مالیات‌هایی که صرف حمایت دولت از جمعیت انبوه سالمند می‌شود، سهم روزافزونی از دستمزدشان را می‌بلعد. پس از یک قرن که هزینه‌های سلامت سریع‌تر از اقتصاد رشد کرده‌اند، چیز چندانی جز قرص، تخت بیمارستان و پرستار باقی نمانده است.
  بزرگنمايي:

فصل تجارت - اکونومیست سال 2100 است، زمانه سختی برای افراد در سن اشتغال است؛ زیرا آنها باید با عواملی مانند بالاآمدن سطح دریا، هوش مصنوعی‌های سرکش و همکارانی که هشتاد سال پس از همه‌گیری کرونا هنوز نمی‌دانند چگونه در تماس تصویری میکروفن خود را قطع کنند، کنار بیایند و از همه مهم‌تر اینکه دستمزد خالص آنها نیز ناچیز است. مالیات‌هایی که صرف حمایت دولت از جمعیت انبوه سالمند می‌شود، سهم روزافزونی از دستمزدشان را می‌بلعد. پس از یک قرن که هزینه‌های سلامت سریع‌تر از اقتصاد رشد کرده‌اند، چیز چندانی جز قرص، تخت بیمارستان و پرستار باقی نمانده است.

نظریه اقتصادی از این تصویر علمی‌تخیلی حمایت می‌کند. هزینه نظام سلامت به دو عامل بستگی دارد: هزینه ارائه خدمات و میزان تقاضا برای درمان. عامل نخست عموما در طول زمان افزایش یافته است. اقتصاددانان این روند را به «بیماری هزینه‌ای بامول» نسبت می‌دهند؛ مفهومی که ویلیام بامول، اقتصاددان آمریکایی، مطرح کرد. بخش‌های با فناوری بالا (مانند تولید صنعتی یا توسعه نرم‌افزار) بهره‌وری بیشتری کسب می‌کنند، اما بخش‌های خدماتی کاربر چنین نیستند. ویزیت یک پزشک تقریبا همان زمانی را می‌گیرد که یک قرن پیش می‌گرفت؛ اما دستمزد پزشکان باید همگام با افزایش دستمزد در صنایع تخصصی پررشدتر بالا برود، وگرنه همه پزشکان راهی صنعت فناوری خواهند شد (بامول اشاره می‌کرد که یک کوارتت زهی هنوز 45 دقیقه زمان می‌برد تا اثری از شوبرت را اجرا کند؛ اما دستمزدش به‌مراتب بیش از دوران خود شوبرت است).
در باب حجم خدمات سلامت، مناقشه‌ای وجود دارد که آیا انبساط از فشردگی پیشی می‌گیرد؟ با پیشرفت دانش پزشکی، مردم عمر طولانی‌تری خواهند داشت، اما نه تا ابد؛ سرانجام بیمار می‌شوند و می‌میرند. پرسش این است که آیا با سالخوردگی جمعیت، کل مدت‌زمان بیماری افزایش می‌یابد و نیاز به مراقبت‌های پیچیده‌تر و پرهزینه‌تر بیشتر می‌شود یا همان پیشرفت‌هایی که مردم را زنده نگه می‌دارند، آنها را سالم‌تر هم نگه می‌دارند و بیماری در چند سال پایانی پیش از مرگ متمرکز می‌شود.
دو مقاله تازه از دفتر ملی پژوهش‌های اقتصادی (NBER)، مرجعی برای اندیشه اقتصادی، نشان می‌دهند این تصویر که نظام سلامت درآمدهای مالیاتی را خواهد بلعید، شاید هرگز محقق نشود. در نخستین مقاله، دیوید کاتلر و لو کلارنت، هر دو از دانشگاه‌ هاروارد، اشاره می‌کنند که آمریکا در سال2024 حدود یک تریلیون دلار کمتر از برآوردهای رسمی سال2010 برای سلامت هزینه کرده است. 
مقاله دوم از لیران عیناو (دانشگاه استنفورد) و امی فینکلستین (موسسه فناوری ماساچوست) است. این دو با استفاده از نظرسنجی از بیمه‌شدگان مدیکر، نظام بیمه سلامت آمریکا برای سالمندان، دریافتند که هرچند هزینه مورد انتظار مادام‌العمر تامین اجتماعی (یعنی مستمری‌ها) میان سال‌های 1993 تا 2017 به میزان 14درصد افزایش یافته، هزینه مورد انتظار مدیکر تنها 6درصد بالا رفته است. بخشی از این تفاوت از آن رو است که آمریکایی‌های سالخورده هرچند مدت زمان بیشتری مستمری دریافت می‌کنند، اما زمان کمتری را در وضعیت بیماری جدی سپری می‌کنند.
این دو مقاله به بهبودهایی در هر دو سوی معادله اشاره دارند. نخست، هزینه ارائه خدمات درمانی در بیمارستان‌ها را در نظر بگیریم. کاتلر و کلارنت خاطرنشان می‌کنند بین سال‌های 2000 تا 2010، این هزینه‌ها به‌طور پیوسته حدود 2.3واحد درصد بیش از نرخ تورم افزایش یافت اما پس از آن چیزی تغییر کرد. میان سال‌های 2011 تا 2024، هزینه‌های بیمارستانی تنها 0.5واحد درصد بیش از سطح عمومی قیمت‌ها بالا رفت. فناوری در این میان نقشی ایفا کرده است. پیشرفت‌های فناورانه در حوزه سلامت دو گونه‌اند: برخی به این دلیل به‌کار گرفته می‌شوند که اقتصادها ثروتمندتر شده و می‌توانند هزینه درمان بیماری‌های جدید را بپردازند؛ برخی دیگر هزینه ارائه همان نتایج پیشین را کاهش می‌دهند. 
در بیشتر طول قرن گذشته، نوع نخست غالب بود؛ اکنون به نظر می‌رسد نوع دوم پیشی گرفته است. 
به عبارتی، بیماری هزینه‌ای بامول این‌بار درمان‌پذیر از آب درآمده است. افزون بر این، نیاز به خدمات درمانی در سطح کمتری از مقدار پیش‌بینی‌شده قرار دارد. 
به‌نظر می‌رسد نظام‌های سلامت در هدف‌گیری دقیق‌تر درمان‌ها و بیمه‌گران در امتناع از پوشش هزینه‌های غیرضروری کارآتر شده‌اند. سالمندان نیز سالم‌تر شده‌اند. به گفته عیناو و فینکلستین، امید به زندگی آمریکایی‌ها در سن 66سالگی از سال1993 تاکنون 2.4سال افزایش یافته و این سال‌های افزوده، به‌طور میانگین، به‌طور کامل سالم بوده‌اند. به بیان دیگر، آنها می‌توانند انتظار سه سال زندگی سالم بیشتر داشته باشند. مدت‌زمان سپری‌شده در شدیدترین سطح ناتوانی جسمی و ذهنی نیز 0.6سال کاهش یافته است؛ به این معنا که هزینه کمتری صرف مراقبت‌های اقامتی گران‌قیمت یا کمک‌های خانگی برای ناتوانان می‌شود.
این بهبودها به آمریکا محدود نمی‌شود. چنان‌که این نشریه سه سال پیش نیز اشاره کرده بود، رشد هزینه‌های سلامت (به‌عنوان سهمی از تولید ناخالص داخلی) در سراسر کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD)کند شده است. مقاله تازه دیگری از شیلا دایان اسمیت و جوزف نیوهاوس در نشریه آمریکایی اقتصاد سلامت (American Journal of Health Economics) نیز به همین نتیجه رسیده و پیش‌بینی می‌کند در دهه آینده هزینه سرانه سلامت در کشورهای عضو OECD (به‌جز آمریکا) سالانه حدود 2درصد رشد کند، در برابر رشد 4درصدی پیش از سال 2009؛ یعنی سهم هزینه سلامت از تولید ناخالص داخلی سالانه تنها یک‌دهم واحد درصد افزایش خواهد یافت.
نکته‌های امیدبخش
اخبار خوب برای نوادگانمان به همین‌جا ختم نمی‌شود. پژوهش تازه دیگری از دارون عجم‌اوغلو (موسسه فناوری ماساچوست) و همکارانش نشان می‌دهد جوامع سالخورده لزوما فقیرتر نمی‌شوند. به گفته نویسندگان این مقاله، بخش بزرگی از گذار جمعیت‌شناختی هم‌اکنون رخ داده و همین امر به اقتصاددانان امکان داده تا اثر کاهش نرخ زاد‌ و ولد بر رشد اقتصادی را برآورد کنند. 
این پژوهش با بررسی مناطق مختلف آمریکا نشان می‌دهد در نواحی‌ که کاهش باروری تندتر بوده، رشد بهره‌وری در میان افراد در سن اشتغال بالاتر بوده است؛ به گمان نویسندگان، از آن‌رو که این مناطق در پذیرش فناوری‌های صرفه‌جوکننده نیروی کار موفق‌تر عمل کرده‌اند. شاید در سال2100 سالمندان بیشتری در جامعه باشند، اما کارگرانی که بار آنها را به دوش می‌کشند نیز ممکن است همکارانی مجهز به فناوری‌های پیشرفته کوانتومی و هوش مصنوعی همجوشی‌محور در کنار خود داشته باشند.
با این همه، این به آن معنا نیست که همه‌چیز روبه‌راه است. مستمری‌ها همچنان چالشی پرهزینه باقی خواهند ماند، هرچند نه لزوما چالشی غیرقابل‌حل. بر پایه پژوهش اداره بودجه کنگره (نهاد ناظر مالی کنگره)، افزایش سن بازنشستگی در آمریکا از
67 به 70سال می‌تواند بخش بزرگی از هزینه اضافی تامین اجتماعی تا سال2100 را جبران کند. دستیابی به چنین اصلاحی، یا سایر اصلاحات جبران‌کننده این هزینه، در فضای سیاسی دوقطبی آمریکا کار دشواری خواهد بود. با این حال، ادبیات اقتصادی امیدی نیز به همراه دارد: سرنوشت جمعیت‌شناختی الزاما همان سرنوشت محتوم اقتصاد نیست.


آگهی ها
تریبون مردم
خبرنگار افتخاری و شهروند خبرنگار
رتبه‌بندی پایگاه‌های خبری فصل تجارت

آخرین اخبار