دوشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۵
گردشگری

«پرورشی نوین»؛ تربیت دانش‌آموز کنشگر با سرانه ۳۰ هزار تومان و اردوگاه‌های فرسوده امکان‌پذیر است؟

فصل تجارت - آیا در شرایطی که سرانه هر دانش‌آموز ۳۰ هزار تومان است، بخشی از ۳۵۰ اردوگاه و بیش از هزار کانون فرهنگی تربیتی فرسوده‌اند «پرورشی نوین» یک تحول واقعی است یا نامیست تازه برای همان پرورشی در حاشیه؟
  بزرگنمايي:

فصل تجارت - آیا در شرایطی که سرانه هر دانش‌آموز 30 هزار تومان است، بخشی از 350 اردوگاه و بیش از هزار کانون فرهنگی تربیتی فرسوده‌اند «پرورشی نوین» یک تحول واقعی است یا نامیست تازه برای همان پرورشی در حاشیه؟

دولت چهاردهم از «پرورشی نوین» سخن می‌گوید؛ طرحی که قرار است 16 میلیون دانش‌آموز را از دریافت‌کننده منفعل به کنشگر تربیتی تبدیل کند، کانون‌ها را مکمل مدرسه کند و مربی پرورشی را از مجری مراسم مناسبتی به پشتیبان رشد ارتقا دهد. اما آیا در شرایطی که سرانه هر دانش‌آموز 30 هزار تومان است، بخشی از 350 اردوگاه و بیش از هزار کانون فرهنگی تربیتی فرسوده‌اند، نسبت مربی پرورشی به دانش‌آموز هنوز به عدد 850 دانش آموز یک مربی هم نرسیده و بخش مهمی از تربیت در بیرون مدرسه و در فضای مجازی شکل می‌گیرد، «پرورشی نوین» یک تحول واقعی است یا نامی تازه برای همان پرورشی در حاشیه یا زنگ تفریح و خواب؟ اینها همه پرسش‌هایی است که در نشست رسانه‌ای خبرگزاری میزان، صادق حسین‌زاده ملکی، معاون پرورشی وزارت آموزش و پرورش و طراح و مجری پروژه «پرورشی نوین» به آن پاسخ داد.
- شما با طرحی تحت عنوان «پرورشی نوین» به نظام تعلیم و تربیت کشور آمدید؛ پرورشی نوین قرار است چه دانش‌آموزی را تربیت کند؟ آیا پرورشی نوین بر اساس آمایش سرزمینی طراحی شده است؟
برای پاسخ به این پرسش، ابتدا باید کمی درباره مفهوم پرورشی سخن بگوییم. پیش از انقلاب و پس از آن، فلسفه تشکیل وزارت آموزش و پرورش بر این اساس بوده است که دو حوزه «آموزش» و «پرورش» به‌صورت توأمان در یک روند تکاملی دنبال شود. فارغ از همه تفاوت‌های نظری و عملی، همواره تفاوت‌هایی میان برنامه‌ها و ساعات آموزشی و پرورشی وجود داشته است؛ با این حال، متأسفانه در چند دهه گذشته، حوزه پرورش با فراز و فرود‌های متعددی مواجه بوده است که بررسی دقیق آن نیازمند بحثی مستقل است.
یکی از مسائل اساسی این است که در مقاطعی، مفهوم «پرورش» به‌طور کامل مورد توجه قرار نگرفته و در مقاطعی نیز در مفهوم آموزش هضم شده است؛ در حالی که آموزش و پرورش، دو بال نظام تعلیم و تربیت هستند. اگر یک بال نظام تعلیم و تربیت به‌خوبی عمل کند، اما بال دیگر از تراز و کارآمدی لازم برخوردار نباشد، این نظام نمی‌تواند به اهداف خود دست پیدا کند.
بخشی از این مسئله ناشی از آن است که مفهوم پرورش را به‌درستی تعریف نکرده‌ایم و در نتیجه، آن را به مجموعه‌ای از موضوعات خاص محدود کرده‌ایم. برای مثال، اگر در حوزه نماز فعالیتی انجام می‌دهیم، نباید صرفاً آن را فعالیت پرورشی تلقی کنیم؛ چراکه آموزش مفاهیم دینی نیز بخشی از وظایف حوزه آموزش است. بنابراین، پرورش را نمی‌توان صرفاً بر اساس موضوعات دسته‌بندی کرد.
به همین دلیل، یکی از موضوعات مهم در این دوره، تبیین مجدد مفهوم پرورش و بازگشت آن به جایگاه واقعی خود در سیاست‌گذاری‌ها، قواعد، مقررات و ساختار نظام تعلیم و تربیت است.
برای تبیین تفاوت میان آموزش و پرورش، می‌توان مثالی مطرح کرد. اگر آموزش را فرایندی بدانیم که با محوریت کلاس و معلم، به انتقال جذاب و تعاملی مجموعه‌ای از محتوا‌ها و شایستگی‌ها به دانش‌آموز می‌پردازد، در حوزه پرورش، «موقعیت تربیتی» و «خود دانش‌آموز» محور قرار می‌گیرد. در این حوزه، تفاوت‌های فکری و روحی دانش‌آموز و ارتباط او با محیط پیرامونی اهمیت دارد. در واقع، دانش‌آموز باید در فرایند پرورش، کنشگر باشد و صرفاً دریافت‌کننده نباشد.
برای توضیح این موضوع می‌توان از فرایند رویش یک گیاه استفاده کرد. برای رشد گیاه باید بهترین خاک، آب و نور را در اختیار آن قرار داد؛ اما صرف فراهم کردن این شرایط به معنای رشد نیست. باید فرصت روییدن را نیز برای گیاه فراهم کرد تا بتواند مجموعه دریافت‌های خود را در درون خود به فرایند رشد تبدیل کند و از درون، مسیر رویش خود را طی کند.
در حوزه پرورش نیز همین رویکرد باید مورد توجه قرار گیرد. وظیفه ما صرفاً ارائه محتوا و فراهم کردن امکانات نیست؛ بلکه باید فضای رشد و رویش را برای دانش‌آموز ایجاد کنیم، موانع مسیر را برطرف کنیم و فرصت تجربه، انتخاب، کنشگری و رشد را در اختیار او قرار دهیم.
پرورش؛ فرایندی فراگیر و متناسب با مقتضیات زمانه
بنابراین، امر پرورش را نباید به موضوعات خاص محدود کرد و تنها به موضوعات انقلابی و دینی عنوان «پرورشی» را اطلاق کرد و سایر موضوعات را آموزشی دانست؛ چراکه پرورش یک فرایند و رویکرد است و محدود به موضوعات خاصی نیست.
یکی از مسائل جدی که در این دوره با آن مواجه بوده‌ایم، تبیین و تثبیت همین مفهوم و بازگرداندن آن به جایگاه واقعی خود در قواعد و مقررات است. در این مسیر، توجه به مقتضیات زمان نیز اهمیت ویژه‌ای دارد
شهید مطهری در بحث تعلیم و تربیت اسلامی، بر مفاهیمی همچون تعلیم و تزکیه تأکید کرده است. با این حال، استفاده از مفهوم «پرورشی نوین» از این جهت اهمیت دارد که مقتضیات تربیتی امروز با پنج یا حتی 10 سال گذشته تفاوت جدی پیدا کرده است. بنابراین، لازم است متناسب با شرایط و مقتضیات زمان، روش‌های تربیتی را بازسازی و تقویت کنیم.
این رویکرد باید برای همه دانش‌آموزان طراحی شود، نه صرفاً تعداد محدودی از دانش‌آموزان که نقش مدیر یا مربی دارند یا در جشنواره‌ها و مسابقات امکان بروز استعداد‌های خود را پیدا می‌کنند. پرورشی نوین باید تمام دانش‌آموزان را دربر بگیرد.
با این مقدمه، اکنون می‌توان درباره پرورشی نوین سخن گفت. پرورشی نوین اساساً بر دو دسته برنامه و فعالیت متمرکز شده است: «پرورش همگانی» و «پرورش اختصاصی». برنامه‌های پرورش همگانی برای همه 16 میلیون دانش‌آموز طراحی می‌شوند و در کنار آن، برنامه‌های اختصاصی نیز برای گروه‌های هدف تعریف خواهند شد. برای تحقق این رویکرد، لازم است سازوکار‌های موجود اصلاح و متناسب با نیاز‌های جدید بازطراحی شوند.
پرورشی نوین را می‌توان از زوایای مختلف بررسی کرد؛ از منظر نظامات حکمرانی و نظامات حاکمیتی. در این منظومه، پنج نظام را در نظر گرفته‌ایم که تصویب و استقرار آنها به‌صورت مرحله‌ای در حال انجام است.
این موضوع را همچنین باید از منظر مربی و دانش‌آموز مورد توجه قرار داد. اگر از منظر دانش‌آموز به فعالیت‌های پرورشی نگاه کنیم، در حال حاضر ممکن است ذهنیت او از پرورش عمدتاً به فعالیت‌هایی مانند مسابقات و برنامه‌هایی که مربی اجرا می‌کند، محدود شده باشد.
هدف ما این است که طی چهار تا پنج سال آینده، هنگامی که واژه «پرورشی» برای دانش‌آموز مطرح می‌شود، تصویری چندلایه و متنوع از یک فرایند جذاب و رشددهنده در ذهن او شکل بگیرد.
یکی از مسائل مهم کشور که هنوز به‌صورت جدی حل نشده، مسئله سرگرمی است
به اعتقاد من، بیرونی‌ترین لایه پرورش که دانش‌آموز در نخستین مواجهه با آن ارتباط برقرار می‌کند، «سرگرمی‌های مفید فردی و گروهی» است. این موضوع خود بحث مفصلی دارد. یکی از مسائل مهم کشور که هنوز به‌صورت جدی حل نشده، مسئله سرگرمی است. اگر نتوانیم برای سرگرمی و اوقات فراغت دانش‌آموزان برنامه‌ریزی مناسبی داشته باشیم، طبیعی است که فضای مجازی، پیام‌رسان‌ها و پلتفرم‌های مختلف بخش قابل توجهی از این فضا را در اختیار خواهند گرفت.


کد ویدیو دانلود فیلم اصلی
پس از این لایه بیرونی، به لایه‌های عمیق‌تر پرورش می‌رسیم که یکی از مهم‌ترین آنها «مشارکت و مسئولیت اجتماعی» است. معتقدیم باید برای دانش‌آموز نقش واقعی تعریف کنیم و زمینه مشارکت و کنشگری او را در برنامه‌های مختلف فراهم کنیم. در سال گذشته نیز در این زمینه برنامه‌ها و اقدامات متعددی اجرا شد.
معتقدیم باید در برنامه‌های پرورشی، به خود دانش‌آموزان نقش و مسئولیت واقعی داده شود. این رویکرد صرفاً محدود به دانش‌آموز نیست و معتقدیم معلمان، مربیان، مدیران و سایر عوامل مدرسه نیز باید در این فرایند نقش داشته باشند. دانش‌آموز ممکن است در محیط مدرسه مرتکب اشتباه شود و این امر طبیعی است؛ اما اگر فرصت تجربه و خطا را در مدرسه از او بگیریم، نمی‌توان انتظار داشت که در محیط واقعی زندگی، خانواده و جامعه بتواند تصمیم‌گیری صحیح و مسئولانه‌ای داشته باشد.
اساساً معتقدم فعالیت پرورشی باید به‌مثابه یک «آزمایشگاه زندگی» دیده شود؛ همان‌گونه که در آموزش علوم، آزمایشگاه فیزیک و شیمی داریم، دانش‌آموز باید در حوزه پرورش نیز فرصت تجربه کردن، آزمون و خطا و کسب مهارت داشته باشد.
در این چارچوب، فعالیت‌های مختلفی مانند مصرف فرهنگی، استعدادیابی، مهارت‌های زندگی، مهارت‌های اجتماعی و مهارت‌های مرتبط با خوشبختی و زیست فردی و اجتماعی می‌توانند در فرایند پرورش دانش‌آموز مورد توجه قرار گیرند. تحقق این برنامه‌ها نیز باید متناسب با ظرفیت‌ها و مقتضیات هر منطقه و هر محیط جغرافیایی انجام شود.
برای مثال، در حوزه «سرگرمی‌های مفید فردی و گروهی» موضوع اردو و اردوگاه اهمیت زیادی دارد. نمی‌توان برای همه مناطق کشور یک نسخه واحد در نظر گرفت. هر منطقه ظرفیت‌ها و مقتضیات فرهنگی خاص خود را دارد. برای نمونه، اردوگاه‌های خراسان و خوزستان می‌توانند در کنار اشتراکات ملی، از بازی‌های بومی و محلی، ظرفیت‌های فرهنگی و ویژگی‌های اقلیمی و اجتماعی منطقه خود استفاده کنند.
بنابراین، ضمن آنکه بسته‌های پیشنهادی را در اختیار مدارس و دانش‌آموزان قرار می‌دهیم، معتقدیم حق انتخاب باید تا حد زیادی در اختیار خود دانش‌آموز باشد. حتی دانش‌آموز باید بتواند متناسب با علاقه و توانایی خود، برخی مسئولیت‌ها را انتخاب، اضافه یا حذف کند.
در سال گذشته، در همین راستا نقشه‌ای برای ایفای نقش دانش‌آموزان در مدرسه ابلاغ شد و اجرای بخش اولیه آن آغاز شد. اتفاق مهمی که در این فرایند رخ داد، مشارکت حدود سه تا چهار میلیون دانش‌آموز بود که برای پذیرش نقش‌های مختلف اعلام آمادگی کردند. بخشی از دانش‌آموزان نقش‌هایی را پذیرفتند و آن را به‌طور کامل انجام دادند و برخی دیگر نیز متناسب با ظرفیت خود، مشارکت محدودتری داشتند.
در این طرح، چند سطح از نقش‌آفرینی دانش‌آموزان پیش‌بینی شده است. در یک سطح، برخی سمت‌ها و مسئولیت‌های دانش‌آموزی در مدرسه پیشنهاد می‌شوند؛ برای مثال، مسئولیت‌هایی مانند مسئول صبحگاه یا مسئول کتابخانه. این پیشنهاد‌ها می‌توانند از سوی مدیر یا مربی ارائه شوند، اما بسته پیشنهادی قابلیت کم و زیاد شدن دارد و دانش‌آموز نیز می‌تواند متناسب با علاقه خود پیشنهاد جدیدی ارائه کند؛ برای مثال، مسئولیت نگهداری و مراقبت از باغچه مدرسه را بر عهده بگیرد.
در واقع، مدل مطلوب این است که مدیر، مربی و دانش‌آموز در یک چارچوب کلی، در تصمیم‌گیری مشارکت داشته باشند و خود دانش‌آموز بتواند انتخاب کند که کدام فعالیت را انجام دهد، کدام فعالیت را نپذیرد یا چه مسئولیتی را به برنامه اضافه کند. این همان رویکردی است که ما از آن با عنوان «جمع‌سپاری» یاد می‌کنیم.
من به جمع‌سپاری اعتقاد جدی دارم. برای نمونه، مجموعه‌ای حدود 400 محصول ویژه دانش‌آموزان تولید کردیم که از نظر قالب و محتوا، متناسب با علایق و نیاز‌های دانش‌آموزان بود. همچنین در حوزه تولید محتوا، محور‌های مشخصی تعریف کردیم تا در موضوعات مختلف، هم محتوا و هم محصول و اقدام عملی برای دانش‌آموزان تولید شود.
برای مثال، در جریان جنگ رمضان، یکی از محور‌های فعالیت، روایت جنگ برای دانش‌آموزان بود. مجموعه‌هایی موظف شدند اخبار و رویداد‌های مرتبط با جنگ را برای دانش‌آموزان روایت و تحلیل کنند. در برخی موارد نیز دانش‌آموزان و فرهنگیان خودشان دست به تولید محتوا زدند. حتی برخی محصولات تولیدشده به زبان انگلیسی، پس از انتشار در فضای مجازی، توسط دیگران دیده و با زیرنویس فارسی منتشر شد و مورد توجه گسترده قرار گرفت.
در همان ایام، سازوکاری ایجاد کردیم که بر اساس آن، استان‌ها و مناطق مختلف موظف شدند ظرفیت‌های تولیدی خود را فعال کنند و محصولاتی را که توسط دانش‌آموزان و فرهنگیان تولید می‌شد، در سطح مدرسه، منطقه، استان و کشور به اشتراک بگذارند. این همان جریان جمع‌سپاری است که البته معتقدم هنوز تا رسیدن به بلوغ کامل فاصله دارد. این جمع‌سپاری باید بر اساس اولویت‌های کلان و متناسب با مقتضیات هر سرزمین شکل بگیرد و از ظرفیت دانش‌آموزان و فرهنگیان در سراسر کشور استفاده شود.
- به نظر می‌رسد برنامه مفصلی برای تربیت و پرورش دانش‌آموزان در نظر دارید؛ آیا پرورشی نوین با سرانه هر دانش‌آموز 30 هزار تومان میسر خواهد شد؟
واقعیت این است که بودجه حوزه پرورشی از اساس پایین است حتی در برخی موارد، اعتبار حوزه پرورشی از اعتبار فرهنگی یک منطقه شهرداری تهران نیز کم‌تر است؛ در حالی که حوزه پرورشی با مجموعه‌ای از مسئولیت‌ها و خدمات گسترده مواجه است.
بخش قابل توجهی از اردوگاه‌ها و کانون‌های فرهنگی با کمبود امکانات و فرسودگی زیرساخت‌ها مواجه هستند
با وجود محدودیت‌های بودجه‌ای، تلاش کردیم ظرفیت‌های موجود را حفظ و فعال کنیم. در سراسر کشور حدود 350 اردوگاه و یک‌هزار و 182 کانون فرهنگی داریم که هرکدام ظرفیت بسیار مهمی برای فعالیت‌های پرورشی محسوب می‌شوند؛ اما بخش قابل توجهی از این مراکز با کمبود امکانات و فرسودگی زیرساخت‌ها مواجه هستند.
دانش‌آموزان به‌شدت نیازمند اردو و حضور در محیط‌های غیرمدرسه‌ای هستند. اردو صرفاً یک برنامه تفریحی نیست، بلکه بخشی از فرایند رشد و زندگی دانش‌آموز است. حضور در محیط‌های باز، غیرشهری و بانشاط، امکان تجربه فعالیت‌های گروهی، تخلیه انرژی، تعامل اجتماعی و کسب مهارت‌های مختلف را برای دانش‌آموز فراهم می‌کند.
متأسفانه فرسودگی زیرساخت‌های اردوگاه‌ها و مراکز پرورشی در سراسر کشور جدی است. در مقطعی، کل بودجه تملک دارایی‌های حوزه پرورشی حدود 86 میلیارد تومان بود و برای نگهداری و حفظ این مجموعه‌ها نیز اعتبار کافی وجود نداشت.
کد ویدیو دانلود فیلم اصلی
یکی از اقدامات مهمی که در این زمینه انجام شد، توجه دولت به ارتقای منابع حوزه پرورشی بود. ممکن است همه اعتبارات در سال جاری به‌طور کامل تخصیص پیدا نکنند، اما اصل این رویکرد و افزایش توجه به حوزه پرورشی اتفاق مهمی است. تأکید ما این است که منابع این حوزه باید متناسب با اهمیت آن افزایش پیدا کنند و بتوانیم در سال‌های آینده ظرفیت‌های پرورشی را چندین برابر ارتقا دهیم.
- به کانون‌های فرهنگی تربیتی اشاره کردید؛ متأسفانه تعداد زیادی از این کانون‌ها متناسب با نیاز‌های دانش‌آموز امروز برنامه‌ای ندارند. از سویی، اساساً کانون‌ها تا زمانی فعالیت دارند که دانش‌آموزان در مدرسه هستند. در این خصوص چه تمهیداتی دارید؟
در خصوص کانون‌های فرهنگی تربیتی نیز یکی از مسائل اساسی، بازتعریف نسبت میان کانون و مدرسه است. بخشی از مشکلات حوزه پرورشی به این موضوع بازمی‌گردد که در دهه‌های گذشته، برخی فضا‌های پرورشی به حاشیه رانده شده یا کارکرد اصلی خود را از دست داده‌اند. با پشتوانه برنامه هفتم توسعه، در سال گذشته موضوع ساماندهی و ارتقای بهره‌برداری از فضا‌های پرورشی را دنبال کردیم. هدف این بود که بخشی از مشکلاتی که باعث به حاشیه رفتن این فضا‌ها شده است، اصلاح شود و ظرفیت‌های موجود تکمیل شوند.
مهم‌ترین نکته این است که نسبت کانون‌های فرهنگی تربیتی با مدارس باید بسیار بهتر از گذشته تعریف شود. مدرسه و کانون نباید دو مجموعه منفک از یکدیگر باشند. کانون می‌تواند به‌عنوان یک مرکز مکمل مدرسه عمل کند.
اگر مدرسه در ساعات آموزشی بر اساس برنامه درسی مشخص حرکت می‌کند، کانون باید بتواند در ساعات غیرآموزشی، برنامه‌هایی را بر اساس انتخاب و علاقه دانش‌آموز ارائه کند. این تفاوت اساسی میان مدرسه و کانون است.
در تحول کانون‌ها، یکی از محور‌های اصلی، تغییر رویکرد در حوزه استعدادیابی است. هدف این است که کانون‌ها طی سه تا چهار سال آینده به مراکز مکمل مدرسه تبدیل شوند؛ مراکزی که دانش‌آموز بتواند خارج از چارچوب ساعات رسمی درس، بر اساس علاقه، توانایی، تجربه و استعداد خود در آنها فعالیت کند.
برای این منظور، اطلاعات مربوط به علایق و توانایی‌های دانش‌آموزان باید در پروفایل شخصی آنها ثبت شود. برای مثال، اگر دانش‌آموزی به هنر‌های تجسمی علاقه‌مند باشد، می‌توان متناسب با این علاقه، او را به جشنواره‌ها و رویداد‌های مرتبط معرفی کرد. همچنین مربی موظف خواهد بود بر اساس علایق ابرازشده دانش‌آموز، برای او موقعیت‌های مختلف بروز و ظهور استعداد فراهم کند.
در نهایت، هدف ما ایجاد یک نظام پشتیبان برای استعدادپروری دانش‌آموزان در حوزه‌های فرهنگی، هنری و تربیتی است؛ نظامی که بر مبنای علاقه، انتخاب، توانایی و تجربه خود دانش‌آموز شکل بگیرد و به او فرصت رشد و بروز استعدادهایش را بدهد.
بر اساس علایق ابرازشده دانش‌آموزان، باید دو یا سه موقعیت برای بروز و ظهور استعداد‌های آنها فراهم شود. این فرایند در آینده توسعه پیدا خواهد کرد و کانون‌های فرهنگی تربیتی به مراکز پشتیبان استعدادپروری دانش‌آموزان در حوزه‌های فرهنگی، هنری و تربیتی تبدیل خواهند شد؛ مراکزی که فعالیت آنها مبتنی بر علایق و انتخاب‌های دانش‌آموزان و متصل به یک شبکه گسترده‌تر استعدادپروری خواهد بود.
- کمی هم درباره فعالیت‌های معاونت پرورشی در حوزه آسیب‌های اجتماعی توضیح دهید.
شناسایی حدود 90 درصد دانش‌آموزان در معرض آسیب‌های روان‌شناختی
در حوزه آسیب‌های اجتماعی و روان‌شناختی نیز اقدامات مهمی انجام شده است. سال گذشته برای نخستین‌بار حدود 90 درصد دانش‌آموزان در معرض آسیب‌های روان‌شناختی شناسایی شدند و برای دانش‌آموزانی که نیازمند مداخله و حمایت بودند، فرایند رسیدگی اولیه آغاز شد.
با وجود شرایط ویژه کشور و شرایط ناشی از جنگ، حدود 80 درصد دانش‌آموزان شناسایی‌شده در مرحله نخست تحت رسیدگی قرار گرفتند. مدارس موظف بودند متناسب با شرایط هر دانش‌آموز، یا جلسه حضوری با او و خانواده‌اش برگزار کنند یا از طریق تماس تلفنی وضعیت او را پیگیری کنند.
در برخی موارد نیز مداخله به‌موقع مشاوران مدارس توانست از تشدید آسیب‌ها جلوگیری کند. برای مثال، دانش‌آموزی که پیش از این نشانه‌هایی از اضطراب یا آسیب روان‌شناختی داشته است، ممکن است در شرایط بحرانی و جنگی با شدت بیشتری از این مشکلات مواجه شود. در چنین شرایطی، تماس مشاور مدرسه یا برگزاری جلسه حضوری می‌تواند در پیشگیری از بروز مشکلات جدی‌تر مؤثر باشد. با این حال، رویکرد ما صرفاً آسیب‌محور نیست. در گام جدید، تلاش می‌کنیم در کنار شناسایی آسیب‌ها، ظرفیت‌ها، استعداد‌ها و فرصت‌های رشد روان‌شناختی دانش‌آموزان نیز شناسایی شوند. به عبارت دیگر، در فرایند غربالگری باید علاوه بر اینکه مشخص کنیم دانش‌آموز در معرض چه آسیبی قرار دارد، بررسی کنیم که چه استعداد‌ها و فرصت‌هایی برای رشد بیشتر در اختیار اوست. در این چارچوب، حتی می‌توان بسته‌های پیشنهادی متناسب با شرایط و علایق دانش‌آموز در اختیار والدین قرار داد تا خانواده‌ها نیز بتوانند در مسیر رشد و شکوفایی فرزند خود نقش مؤثرتری ایفا کنند. بنابراین، رویکرد ما در مدل جدید غربالگری و خدمات پس از آن، حرکت از نگاه صرفاً «آسیب‌محور» به سمت نگاه «فرصت‌محور» است.
این رویکرد یک کار تحولی است که از امسال آغاز می‌شود و در سال‌های آینده نیز امتداد خواهد یافت و در نهایت می‌تواند به فرایند‌های استعدادپروری کشور متصل شود. مدلی که در حوزه «نماد» برای سال آینده دنبال می‌کنیم، چندین پله متفاوت و بالاتر از الگویی خواهد بود که سال گذشته اجرا شد.
کد ویدیو دانلود فیلم اصلی
- معلم پرورشی حق همه 17 میلیون دانش‌آموز کشور است؛ اما همه دانش‌آموزان کشور از آن برخوردار نیستند. در این زمینه چه تمهیداتی دارید؟
در چند دولت گذشته، مسیر افزایش نیروی پرورشی آغاز شده و در این دوره نیز با همان قوت ادامه پیدا کرده است. نسبت دانش‌آموز به مربی تربیتی به شکل محسوسی بهبود یافته و تلاش می‌کنیم این روند ادامه پیدا کند.
برای تأمین نیروی مورد نیاز، چند مسیر پیش‌بینی شده است؛ از جمله جذب نیرو از طریق دانشگاه فرهنگیان، استفاده از ظرفیت معلمان و آموزگارانی که علاقه‌مند به فعالیت‌های پرورشی هستند و همچنین بهره‌گیری از ظرفیت آزمون ماده 28.
در کنار افزایش کمی نیرو، ارتقای کیفیت نیز اهمیت بسیار زیادی دارد. باید الگو‌ها و روش‌های جدید تربیتی در فرایند آموزش مربیان مورد توجه قرار گیرند و برنامه درسی دانشگاه فرهنگیان نیز متناسب با مقتضیات زمان و تحولات حوزه پرورش بازطراحی و به‌روزرسانی شود. مربی آینده باید علاوه بر آشنایی با نظریه‌های تربیتی، توانایی استفاده عملی از این نظریه‌ها و روش‌های جدید تربیتی را نیز داشته باشد.
هدف‌گذاری ما این است که تا پایان برنامه هفتم توسعه، نسبت دانش‌آموز به مربی تربیتی به حدود 850 دانش‌آموز به یک مربی برسد و در ادامه به سمت نسبت‌های پایین‌تر حرکت کنیم. در نهایت، باید به نقطه‌ای برسیم که هر مدرسه، متناسب با تعداد دانش‌آموزان خود، از یک مربی تربیتی برخوردار باشد و هیچ دانش‌آموزی بدون دسترسی به پشتیبان پرورشی باقی نماند.
کد ویدیو دانلود فیلم اصلی
انتهای پیام/

فصل تجارت


فصل تجارت


بیشتر بخوانید: جذب مربیان تربیتی از طریق ماده 28و دانشگاه فرهنگیان
راه‌اندازی صفحه «سرباز وطن» با 15 میلیون کاربر در شاد
معاون پرورشی وزارت آموزش و پرورش: سرانه فعالیت‌های پرورشی برای هر دانش‌آموز حدود 30 هزار تومان است
مجلس دانش آموزی مسیری برای تربیت مدیران آینده ساز کشور
استفاده از شبکه شاد برای تقویت برنامه های آموزشی، ارتقایی، ترویجی و تبلیغی
برچسب ها: پرورشی


آگهی ها
تریبون مردم
خبرنگار افتخاری و شهروند خبرنگار
رتبه‌بندی پایگاه‌های خبری فصل تجارت

آخرین اخبار