شنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۵
اقتصاد

عقب‌نشینی خزر چگونه معادلات شمال ایران را تغییر می‌دهد؟

فصل تجارت - پس‌روی خزر دیگر فقط تغییر چهره ساحل نیست؛ از تالاب و شیلات تا بنادر، گردشگری، معیشت مردم و حتی مرزهای دریایی شمال ایران را تحت تأثیر قرار داده است.
  بزرگنمايي:

فصل تجارت - پس‌روی خزر دیگر فقط تغییر چهره ساحل نیست؛ از تالاب و شیلات تا بنادر، گردشگری، معیشت مردم و حتی مرزهای دریایی شمال ایران را تحت تأثیر قرار داده است.
دریای خزر آرام‌آرام عقب می‌نشیند؛ اما آنچه در ظاهر یک تغییر در خط ساحلی به نظر می‌رسد، در واقع زنجیره‌ای از پیامدهای محیط‌زیستی، اقتصادی، اجتماعی و حتی ژئوپلیتیکی را در شمال ایران فعال می‌کند. کاهش تراز آب خزر، ارتباط طبیعی میان دریا و پهنه‌های آبی وابسته به آن را تضعیف کرده و تالاب‌هایی مانند انزلی، میانکاله و خلیج گرگان را در معرض فشار مضاعف قرار داده است.
نخستین حلقه این زنجیره، اکوسیستم‌های ساحلی است. هرچه آب عقب‌تر می‌رود، تبادل آب میان خزر و تالاب‌ها کاهش پیدا می‌کند و زمینه برای افزایش رسوب‌گذاری، کم‌شدن عمق، گسترش گیاهان مهاجم و افت کیفیت آب فراهم می‌شود. در چنین شرایطی، زیستگاه‌هایی که محل تغذیه، تخم‌ریزی و زادآوری گونه‌های آبزی هستند، به تدریج کارکرد طبیعی خود را از دست می‌دهند. کاهش ارتباط میان تالاب‌هایی مانند میانکاله و خلیج گرگان با خزر نیز می‌تواند چرخه طبیعی زیست آبزیان و پرندگان را مختل کند.
خلیج گرگان نمونه روشن‌تری از این وضعیت است. کاهش تراز خزر و افت تبادل آب، در کنار رسوب‌گذاری، این پهنه را به یکی از نقاط حساس شمال کشور تبدیل کرده است؛ بحرانی که در صورت تداوم می‌تواند یک اکوسیستم آبی زنده را به محیطی کم‌عمق و در نهایت خشک تبدیل کند. در تالاب انزلی نیز کاهش ورودی آب، رسوب‌گذاری و تغییرات اقلیمی می‌تواند روند افت کیفیت و کاهش کارکردهای طبیعی تالاب را تشدید کند.
اما بحران فقط در آب و خاک متوقف نمی‌شود. زندگی هزاران خانوار ساحلی نیز به خزر وابسته است. صیادان با کاهش ذخایر ماهی و دشوارتر شدن دسترسی به مناطق صید روبه‌رو می‌شوند و زنجیره‌ای از مشاغل وابسته به شیلات، گردشگری و خدمات ساحلی نیز آسیب می‌بیند. هرچه منابع آبزی کاهش پیدا کند، فشار اقتصادی بر جوامعی که درآمد آنها مستقیماً یا غیرمستقیم به دریا وابسته است، بیشتر خواهد شد.
بخش دیگری از این معادله به حمل‌ونقل دریایی مربوط می‌شود. پایین آمدن سطح آب، عمق مسیرهای کشتیرانی و دسترسی به اسکله‌ها را کاهش می‌دهد و بنادر شمالی را با نیاز بیشتر به لایروبی، اصلاح مسیرها و حتی نوسازی ناوگان مواجه می‌کند. اگر این روند ادامه پیدا کند، هزینه حفظ ظرفیت عملیاتی بنادر افزایش خواهد یافت و مزیت حمل‌ونقل دریایی در بخش‌هایی از سواحل خزر تحت فشار قرار می‌گیرد.
پس‌روی آب همچنین زمین‌های تازه‌ای را در حاشیه ساحل نمایان می‌کند؛ زمین‌هایی که اگر بدون برنامه‌ریزی و نظارت رها شوند، می‌توانند به عرصه‌ای برای تغییر کاربری و زمین‌خواری تبدیل شوند. از سوی دیگر، خشک‌شدن پهنه‌های ساحلی می‌تواند خطر ایجاد کانون‌های گردوغبار و انتشار آلاینده‌ها را افزایش دهد و فشار مضاعفی بر محیط‌زیست و سکونتگاه‌های اطراف وارد کند.
در شرق مازندران نیز مسئله فقط به عقب‌نشینی ساحل محدود نیست. افزایش برداشت از آب‌های زیرزمینی در کنار فشارهای ناشی از تغییرات آبی، فرونشست سالانه حدود 2 تا 4 سانتی‌متری را به دنبال داشته است. ادامه این روند می‌تواند زیرساخت‌ها، زمین‌های کشاورزی و سکونتگاه‌های انسانی را در معرض آسیب قرار دهد و هم‌زمان ظرفیت طبیعی منطقه برای مقابله با بحران آب را کاهش دهد.
و در نهایت، خزر یک مسئله صرفاً محیط‌زیستی نیست. این دریا میان پنج کشور ساحلی مشترک است و تغییر خط ساحلی و جابه‌جایی تدریجی پهنه‌های آبی می‌تواند در بلندمدت پرسش‌هایی درباره حدود دسترسی دریایی، منابع، بنادر و مرزهای آبی ایجاد کند. بنابراین هر متر عقب‌نشینی خزر فقط بخشی از ساحل را تغییر نمی‌دهد؛ بلکه می‌تواند در آینده بر معادلات اقتصادی و ژئوپلیتیکی پیرامون این پهنه آبی نیز اثر بگذارد.
با این حال، برون‌رفت از این وضعیت امکان‌پذیر است؛ مشروط به اینکه سیاست‌گذاری از واکنش‌های مقطعی به مدیریت بلندمدت تغییر کند. نخستین گام، ایجاد یک سامانه ملی و دائمی برای پایش تراز آب، تغییر خط ساحلی، عمق بنادر، وضعیت تالاب‌ها، کیفیت آب، ذخایر آبزیان، برداشت از آب‌های زیرزمینی و روند فرونشست است. استفاده از تصاویر ماهواره‌ای، سنجش از دور و مدل‌های پیش‌بینی می‌تواند امکان شناسایی زودهنگام نقاط بحرانی را فراهم کند.
در گام دوم، نجات تالاب‌های انزلی، میانکاله و خلیج گرگان باید به یک اولویت فوری تبدیل شود. کنترل ورود فاضلاب و آلاینده‌ها، کاهش رسوب‌گذاری، مهار گیاهان مهاجم، حفاظت از مسیرهای طبیعی تبادل آب و تأمین نیاز آبی اکولوژیک تالاب‌ها باید در قالب برنامه‌ای چندساله و نه پروژه‌هایی پراکنده دنبال شود.
هم‌زمان، برداشت از آب‌های زیرزمینی در مناطق ساحلی باید به‌شدت مدیریت شود. نصب کنتورهای هوشمند ، کنترل چاه‌های غیرمجاز، تعیین سقف برداشت ، توسعه آبیاری کم‌مصرف، بازچرخانی پساب و تقویت تغذیه آبخوان‌ها می‌تواند فشار بر منابع زیرزمینی را کاهش دهد. کنترل فرونشست باید بخشی جدایی‌ناپذیر از سیاست مدیریت آب در شرق مازندران باشد.
برای بنادر نیز باید از هم‌اکنون سناریوی « خزر کم‌آب » طراحی شود. شناسایی نقاط در معرض کاهش عمق، لایروبی هدفمند، اصلاح زیرساخت‌ها و بررسی نیازهای آینده ناوگان می‌تواند مانع تصمیم‌گیری‌های پرهزینه و اضطراری شود. همچنین هرگونه توسعه ساحلی باید با در نظر گرفتن خط ساحلی احتمالی آینده انجام گیرد.
زمین‌های تازه‌پدیدآمده نیز نیازمند تعیین تکلیف فوری هستند. ثبت دقیق این اراضی، تعیین وضعیت حقوقی و کاربری، ممنوعیت ساخت‌وساز بدون ارزیابی زیست‌محیطی و نظارت جدی بر واگذاری‌ها می‌تواند مانع تبدیل عقب‌نشینی خزر به فرصتی برای زمین‌خواری شود.
در کنار محیط‌زیست، معیشت جوامع ساحلی نیز باید در مرکز برنامه قرار گیرد. حمایت هدفمند از صیادان، آموزش مشاغل جایگزین، توسعه گردشگری طبیعت‌محور، تقویت صنایع فرآوری آبزیان و ایجاد سازوکارهای جبرانی برای خانوارهای آسیب‌پذیر می‌تواند فشار اقتصادی ناشی از کاهش ذخایر ماهی و افت فعالیت‌های ساحلی را کاهش دهد.
از سوی دیگر، خزر بدون همکاری پنج کشور ساحلی مدیریت نخواهد شد. تبادل داده‌های هیدرولوژیک، بررسی سناریوهای تغییر تراز آب، حفاظت مشترک از زیستگاه‌ها، مدیریت شیلات و هماهنگی درباره کشتیرانی باید به یک سازوکار منطقه‌ای دائمی تبدیل شود. خزر یک اکوسیستم مشترک است و بحران آن نیز مرز سیاسی نمی‌شناسد.
در سطح ملی نیز لازم است یک کارگروه تخصصی حقوقی و ژئوپلیتیکی، پیامدهای احتمالی تغییر خط ساحلی را بر دسترسی‌های دریایی، منابع، بنادر و مسائل مرزی بررسی کند. چنین اقدامی به معنای پیش‌بینی اختلاف نیست؛ بلکه به معنای آماده بودن برای آینده و صیانت از منافع ملی است.
در نهایت، ایران به یک نقشه راه ملی سازگاری با خزر کم‌آب نیاز دارد؛ نقشه‌ای که محیط‌زیست، آب، شیلات، بنادر، کشاورزی، شهرسازی، اقتصاد ساحلی و دیپلماسی منطقه‌ای را در یک چارچوب واحد قرار دهد.
خزر امروز فقط یک پهنه آبی در شمال ایران نیست؛ یک سرمایه زیست‌محیطی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی است. اگر عقب‌نشینی آب را صرفاً یک اتفاق طبیعی ببینیم، هزینه‌های آن در آینده چند برابر خواهد شد. اما اگر از همین امروز برای خزر کم‌آب برنامه‌ریزی کنیم، می‌توان تهدید را به فرصتی برای اصلاح الگوی مدیریت ساحل، آب و اقتصاد شمال کشور تبدیل کرد.
مسئله خزر دیگر این نیست که آب چه زمانی عقب می‌رود؛ مسئله این است که ایران چه زمانی برای خزرِ عقب‌نشسته آماده خواهد شد.
نورنیوز


آگهی ها
تریبون مردم
خبرنگار افتخاری و شهروند خبرنگار
رتبه‌بندی پایگاه‌های خبری فصل تجارت

آخرین اخبار